براي تماشاي ويدئو خواهشمند است روي تصوير زير کليک کنيد.

شهادتنامه: کوروش صحتي


"اگر خودت نه، برادرت" شهادتنامه ويديويي كوروش صحتي، فعال حقوق بشر و عضو سابق چندين گروه دانشجويي ايران است. صحتي در اعتراضات کوي دانشگاه در تيرماه 1378 حضوري فعال داشت. وي به دليل فعاليت هاي دانشجويي و مطبوعاتي بارها طي سالهاي 1379 تا 1383 دستگير گرديد. وي مدتي در زندانهاي غيرقانوني تحت اداره نهادهاي اطلاعاتي موازي، از جمله زندان 59 و زندان «جي» محبوس بود. صحتي اكنون در واشنگتن دي.سي. سكونت دارد و تحليلگر بخش فارسي صداي آمريكا مي‌باشد.


شهادتنامه: حسن زارع زاده اردشير


آدم ربايي حکومتي: در اين مصاحبه ويديويي، حسن زارع زاده اردشير، فعال حقوق بشر، روزنامه نگار و سخنگوي سابق جبهه متحد دانشجويي، از دستگيريهاي مکرر وخشونت بازجويان در زندانهاي ايران سخن مي گويد. اين مصاحبه به تاريخ 2 آذر 1388 در شهر واشنگتن دي.سي. انجام شد.


شهادتنامه: پرويز دستمالچي


قتل در ميکونوس: پرويز دستمالچي فعال حقوق بشر و کارشناس ساختار سياسي ايران و از بازماندگان ترور سياسي رهبران مخالف کرد ايراني در سال 1371 توسط عوامل ايران در رستوران ميکونوس در برلين مي‌باشد. وي تجربيات خود را در اين مصاحبه که توسط مرکز اسناد حقوق بشر ايران در 4 آذر 1388 در واشنگتن دي.سي. انجام گرفته بازگو مي‌کند.


شهادتنامه: کيانوش سنجري


شما بايد ساکت باشيد: در اين مصاحبه ويديويي کيانوش سنجري، روزنامه‎نگار و فعال حقوق بشر ايراني، درباره ده مورد دستگيري وي و بدرفتاريهايي که با او در زندان شده صحبت مي‌کند. سنجري اميدوار است که روزي به ايران بازگردد و بدون ترس از زندان و شکنجه عقايد خود را به صورت مسالمت‌آميز ابراز نمايد. اين مصاحبه در تاريخ 3 آذر 1388 توسط مرکز اسناد حقوق بشر ايران انجام شد.


شهادتنامه: مراد مختاري


به کدامين گناه؟ مراد مختاري که در سال 1988 از اسلام به مسيحيت گرويده از رنجهايي که در اين راه متحمل شده سخن مي‌گويد. اين مصاحبه در تاريخ 12 آذر 1388 در نيوهيون، کانتيکت توسط مرکز اسناد حقوق بشر ايران انجام شد.

 

 

شهادتنامه: رضا آزاد 


رضا آزاد يکي از قربانيان زندان جمهوري اسلامي ايران است که در اوايل سال هاي 1360 دستگير و قبل از کشتار زندانيان در سال 1367 از زندان آزاد مي گردد. رضا آزاد در اين شهادتنامه از شکنجه و بدرفتاري و آثار وخيم روحي و جسمي بجا مانده از سال هاي زندان که تا هنوز از آن رنج مي برد ياد مي کند.

 

شهادتنامه: سايه اسکاي  


سايه اسکاي: در اين شهادتنامه سايه اسکاي، لزبين و خواننده رپ، از مشکلات حقوقي و اجتماعي موجود بر سر راه زندگي همجنس‏گرايان در جامعه ايران و عواملي که وي را وادار به ترک کشور و در خواست پناهندگي در ترکيه کرد صحبت مي‏کند.

شهادتنامه: فريده  


فريده، طرفدار مخالفان، تجربيات خود را از تظاهرات بعد از انتخابات خرداد 1388 مي گويد.

 

شهادتنامه: تانيا احمدي کليجي  


تانيا احمدي کليجي، وبلاگ نويس جواني است که مدتها از معترضان مجازات اعدام در ايران بود. مقاله هاي متعدد وي که منتقد سنگسار زنان در ايران بود توجه مقامات ايران را به خود جلب کرد. در شهادتنامه خود وي تعريف مي کند که چگونه رژيم جمهوري اسلامي مادر وي که مبارز چپگراي معروفي بود را اعدام کرد و سالها بعد وي را چندين بار دستگير کرد. بعد از دستگيري آخر، وي در اتاقي انداخته شد که در آن به او دوا داده و او را به طرز وحشيانه اي شکنجه کردند. احمدي کليجي در بهمن 1388 و به دنبال اصرار خانواده خود ايران را ترک کرد.

 

شهادتنامه: ثريا 


ثريا مادر جوان دو فرزند است که بيش از ده سال گذشته به مسيحيت گرويد. در شهاتنامه خود، او توضيح مي دهد که چگونه از خانه خود کليسايي غيرقانوني را اداره کرده و چندين بار به دليل تعويض دين خود دستگير شد. با اينکه وي در تظاهرات بعد از انتخابات نقش محسوسي نداشت، مأموران او را براي بازجويي احضار کرده و اتهام ارتباط با گروه هاي خارجي به منظور براندازي رژيم را به او زدند. او که بيم جان خود را داشت در پاييز 1388 از ايران مي‎گريزد.

 

شهادتنامه: مهديس 


مهديس فعال دانشجويي بوده که از طرفداران آيت الله کاظميني بروجردي مي باشد. وي در تظاهرات روز دانشجو در سال 1381 شرکت کرده و همراه با حدود 50 نفر ديگر دستگير شد. در زندان اوين بازجويان او با فرض بر اينکه وي با مجاهدين خلق تماس دارد و به منظور اعتراف گرفتن از او، پشت سر هم به او تجاوز کردند. وي بعد از آزادي از زندان و پشت سر گذاشتن حکم تعليقي، پنج سال بعد دوباره به دادگاه فرا خوانده شد. ترس از محکومت و بازداشت بيشتر باعث شد که وي در مرداد 1386 از ايران خارج بشود.

 

شهادتنامه: علي کانتوري 


علي کانتوري: در اين شهادتنامه، علکي کانتوري،يکي از فعالين سياسي-اجتماعي ايران، بدرفتاري و شکنجه هاي را که در زندان اوين بخاطر تلاش هاي اش براي بهبود وضعيت زندگي کارگران، نفي پوشش اجباري حجاب و تساوي حقوق زنان و مردان متحمل شد بيان مي کند.

 

شهادتنامه: مريم و پسر او سياوش  


مريم و پسر او سياوش، دو ايراني تبعيدي در ترکيه، تهديدهاي دريافتي توسط آن دو و خانواده شان پس از آنکه خبر گراييدن آنها به دين مسيحيت به گوش مقامات ايراني رسيد را توصيف مي کنند.

 

شهادتنامه: سيد محمود روغني  


در اين شهادتنامه، محمود روغني، يکي از اعضاي سابق حزب توده ايران، خاطرات خود را از دستگيري، شش سال زندان، و شرح ديده‌هاي خود را از کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 بازگو مي‌کند. محمود روغني اواخر سال 1361 دستگير و بعد از شش سال شکنجه و محکوميت اواخر سال 1367 از زندان آزاد شد.

 

شهادتنامه: آرش سيگارچي  


در اين شهادتنامه، آرش سيگارچي، روزنامه‌نگار و وبلاگنويس، از شرايط تلخ زندان خود مي‌گويد. سيگارچي به دليل فعاليتهاي حرفه‌اي خود در آذرماه 1383 دستگير و به اتهام روزنامه‌نگاري و وبلاگنويسي غيرقانوني به 14 سال زندان محکوم شد. در آذرماه 1384 ديوان عالي کشور مجازات او را به سه سال زندان تقليل داد. سيگارچي در زندان مبتلا به سرطان زبان شد و با سپردن وثيقه براي مداوا از زندان آزاد شد. وي در ديماه 1386 ايران را ترک گفت و اکنون در شهر واشنگتن دي.سي. زندگي کرده و به فعاليت خبري در صداي آمريکا مشغول مي‌باشد. سيگارچي در اين شهادتنامه از دستگيري، شکنجه و شگردهاي غيرقانوني سيستم قضايي جمهوري اسلامي ايران مي‌گويد.

 

شهادتنامه:علي افشاري  


در اين شهادتنامه، علي افشاري، تحليلگر سياسي، فعال حقوق بشر و يکي از رهبران سابق جنبش دانشجويي ايران، از دستگيريهاي مکرر و شکنجه‌هاي هولناکي که در زندانهاي غيرقانوني ايران در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي ديده است ياد مي‌کند. افشاري در حال حاضر در واشنگتن دي.سي. زندگي مي‌کند.

 

شهادتنامه: بهمن رهبري  


بهمن رهبري در سال 1359 در ارتباط با طرح کودتاي نافرجام نوژه دستگير و 5 سال را در زندان گذراند. رهبري در اين شهادتنامه از بازجويي، شکنجه، دادگاه و شرايط زندان آن زمان سخن مي‌گويد. رهبري بعد از آزادي در سال 1364 ايران را ترک گفته و اکنون در آمريکا زندگي مي‌کند.

 

شهادتنامه: انصافعلي هدايت  


انصافعلي هدايت خبرنگاري مستقل است که درباره نقض حقوق بشر، به ويژه در استانهاي اردبيل و آذربايجانهاي غربي و شرقي گزارشهاي مفصلي تهيه كرده است. هدايت در اين شهادتنامه مختصراً به تاريخ شکل گيري زندانهاي مخفي در ايران مي‌پردازد و تجربيات خود در زندانهاي جمهوري اسلامي را بازگو مي‌کند.

 

شهادتنامه: فريباداودي مهاجر تهراني  


فريبا داوودي مهاجر تهراني، نويسنده، روزنامه نگار و يكي از فعالان برجسته ايراني در زمينه حقوق زنان است. داوودي مهاجر يكي از مؤسسين كمپين يك ميليون امضاء و كمپين قانون بدون سنگسار مي‏باشد. وي همچنين دبيركل انجمن روزنامه‏نگاران جوان، عضو هيئت مديره انجمن دفاع از آزادي مطبوعات و آزادي بيان، و عضو شوراي هماهنگي دفتر ادوار تحكيم وحدت مي باشد. در اواخر بهمن 1379، داوودي مهاجر توسط مأموران لباس شخصي در منزل خود دستگيرشده و در سلولي انفرادي در يك بازداشتگاه مردانه نامعلوم، محبوس شد. وي پس از يك ماه با گذاشتن قرار وثيقه آزاد شد. در سال 1382، داوودي مهاجر در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاكمه و به علت فعاليتهاي سياسي و اجتماعي خود به دو سال حبس محكوم گرديد. در سال 1385 وي مجدداً به شعبه 14دادگاه انقلاب تهران احضار شد. داوودي مهاجر در حال حاضر ساكن واشنگتن دي.سي. است و براي پايگاه‌هاي خبري فارسي مانند گزار، گويا و ياس نو مقاله مي‏نويسد. وي در سال 1386 به پاس تلاشهاي خود در راستاي ترفيع حقوق زنان در موفق به دريافت جايزه سالانه حقوق بشر شد.

 

شهادتنامه: كوروش صحتي  


كوروش صحتي فعال حقوق بشر و عضو سابق چندين گروه دانشجويي ايران است. وي يكي از اعضاء شوراي نويسندگان هفته نامه «هويت خويش» و سردبير سياسي روزنامه «گزارش روز» بوده كه در حال حاضر هر دو نشريه توقيف شده‌اند. صحتي در رشته مهندسي كشاورزي در دانشگاه آزاد اسلامي ورامين به تحصيل پرداخت. صحتي به دليل فعاليتهاي سياسي از جمله عضويت در جبهه متحد دانشجويي، از دانشگاه اخراج شد. وي اعتراضات دانشجويي تيرماه 1378 را برگذار کرده و در آن شركت نمود. به دليل اينگونه فعاليتها، صحتي به كرّات طي سالهاي 1379 تا 1383 دستگير گرديد. وي مدتي در زندانهاي غيرقانوني تحت اداره نهادهاي اطلاعاتي موازي، از جمله زندان 59 و زندان «جي» محبوس گرديد. وي اكنون در واشنگتن دي.سي. سكونت دارد و تحليلگر بخش فارسي صداي آمريكا مي‌باشد.

 

شهادتنامه:   محسن سازگارا  


محسن سازگارا تحليلگر سياسي، نويسنده و يكي از مؤسسين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است. وي در سال 1365 توسط رژيم دستگير و به مدت 75 روز زنداني گرديد. سازگارا در سال 1382 به دليل حمايت علني از درخواست دانشجويان براي تحقق اصلاحات دستگير و به مدت 114 روز در بند 325 اوين که توسط نهادهاي اطلاعاتي موازي اداره مي‏شد محبوس گرديد. وي 56 روز را در زندان انفرادي گذراند و پس از آن با سپردن وثيقه آزاد گرديد. سازگارا در اين شهادتنامه از خاطرات خود در زندان و شکل گيري نهادهاي اطلاعات موازي و کارکردهاي غيرقانوني آنها سخن مي‌گويد.

 

شهادتنامه:   شهرام رفيع زاده  


شهرام رفيع زاده، شاعر، روزنامه نگار، محقق و وبلاگنويس است. رفيع زاده زندگي حرفه اي خود را در سال 1372 آغاز نمود. پس از سال 1379، وي شروع به نگارش گزارشهاي سياسي نمود و با همراهي نيما تمدن، درباره ترورهاي سياسي در ايران كتابي را به رشته تحرير درآورد. پس از آن، وي درباره قتلهاي زنجيره‌اي انديشمندان ايراني توسط عوامل وزارت اطلاعات در اواخر دهه 1370، سه كتاب نوشت. رفيع زاده ظاهراً به دليل نوشتن مطلب براي دو سايت معروف اصلاح طلب، در 17 شهريور 1383 دستگير شد و به مدت 73 روز در سلول انفرادي در بازداشتگاهي ناشناخته كه توسط نهادهاي اطلاعاتي موازي اداره مي‌شد به سر برد. رفيع زاده در بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و مجبور شد در يك جلسه اعتراف تلويزيوني ظاهر شود و به جرايم ناکرده اعتراف نمايد. رفيع زاده در حال حاضر در کانادا به سر مي‌برد.

 

شهادتنامه:   شراره  


خانم شراره يکي از بازماندگان چپگراي قتل عام زندانيان سياسي در سال 1367 مي‌باشد. شراره در سال 1362 هنگامي که هنوز شانزده ساله نشده بود دستگير و به خاطر پخش نشريات غيرقانوني به شش سال و نيم زندان محکوم مي‌شود. دوره زندان خانم شراره در سال 1367 به پايان مي‌رسد، اما وي به خاطر عدم مصاحبه و تقاضاي عفو در زندان مي‌ماند و به جمع زندانيان «ملي کش يا آزاديها» مي‌پيوندد. وي در تابستان 1367 نزد کميسيون مرگ برده مي‌شود و به جرم عدم بجاي آوردن مسئوليتهاي شرعي خود به تازيانه محکوم مي شود.

 

شهادتنامه:  شاهد الف  


شاهد الف يکي از اعضاي سابق حفاظت اطلاعات نيروي مسلح جمهوري اسلامي مي‌باشد که در اين شهادتنامه راجع به شکل گيري اطلاعات موازي، تحت کنترل جناح محافظه کار براي سرکوب اصلاح‏طلبان در دوران رياست جمهوري خاتمي، سخن مي‌گويد. به دليل مسايل امنيتي، هويت شاهد الف ذکر نشده است.

 

شهادتنامه:  حسن زارع زاده اردشير  


حسن زارع‏زاده اردشير فعال حقوق بشر و روزنامه نگار است. اردشير مشروحاً درباره حقوق بشر و محيط سياسي ايران مي نويسد. وي سخنگوي جبهه متحد دانشجوئي و يكي از مؤسسان كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي بوده كه اولين سازمان دانشجوئي حقوق بشر در ايران مي باشد. زارع زاده 12 بار در ايران توسط لباس شخصي‏هاي وابسته به وزارت اطلاعات رژيم دستگير شد. او در بازداشتگاه هاي غيرقانوني كه به وسيله نهادهاي اطلاعاتي موازي اداره مي شدند، از جمله زندان 59 و خاتم الانبياء زنداني گرديد. وي در سال 1384 به هفت سال زندان محكوم و مجبور به ترك ايران شد. اردشير فعلاً در کانادا زندگي مي کند.

شهادتنامه:   هوشنگ بوذري  


هوشنگ بوذري دکتراي فيزيک از دانشگاه تورن، مشاور سابق وزير نفت در امور بين‏المللي و سفير سابق ايران در ونزويلا در سال 1384 مي‌باشد. بوذري در اين شهادتنامه درباره شکل‏گيري اطلاعات موازي در دوران رياست جمهوري خاتمي سخن مي‌گويد.