صفحه اصلی | Persian | انتشارات | گزارش | ارتداد در جمهوری اسلامی ایران

ارتداد در جمهوری اسلامی ایران

ارتداد در جمهوری اسلامی ایران

مرکز اسناد حقوق بشر ایران ترجمه فارسی گزارش ارتداد در جمهوری اسلامی ایران را منتشر کرده است. این گزارش به بررسی فقهی و حقوقی مسئله ارتداد و پرونده‌های مطرح مربوط به این جرم می‌پردازد. با تحلیل پرونده‌هایی که مربوط به متهمینی متفاوت هستند، این گزارش مسائل حقوقی و فقهی مطروحه در هر پرونده را شرح می‌دهد. هر چند ارتداد در ایران دارای مجازات اعدام است، جمهوری اسلامی ایران هیچگاه جرم ارتداد را در قانون قید نکرده است. در عوض، با تکیه بر قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانون مجازات اسلامی اجازه به اجرا در آمدن حدود شرعی را صادر کرده است، حتی اگر جرمی به طور مخصوص در آن قانون ذکر نشده باشد. عدم اشاره صریح به جرم ارتداد در نظام حقوقی ایران و همچنین وجود تفاسیر متفاوت فقهی در رابطه با ارتداد به عدم قطعیت و شفافیت قوانین ایران در این زمینه دامن زده است.

ارتداد در جمهوری اسلامی ایران با استفاده از شهادتنامه شهود، گزارشهای منتشر شده در رسانه‌ها و اسناد دادگاهها چگونگی برخورد مقامات ایرانی با پرونده‌های ارتداد را به تصویر می‌کشد. این گزارش همچنین توضیح می‌دهد که حکومت ایران چگونه تعهدات بین‌المللی خود در رابطه با آزادی اندیشه، وجدان و مذهب و همچنین حق حیات را نقض می‌کند.

چکیده

پیشگفتار

1.    شرع و جرم ارتداد در اسلام

1.1.   دیدگاه قرآن در باره ارتداد

1.2.    دیدگاه احادیث در بارۀ ارتداد

1.3.    تفاوت میان مرتد فطری و مرتد ملی

1.4.   تفاوت میان مجازات مردان و زنان

1.5.   دیدگاه قرآن در باره سب‌النبی

1.6.   دیدگاه احادیث در مورد سب‌النبی

2.    ارتداد و جرایم مذهبی دیگر از دیدگاه قوانین فعلی ایران

2.1.    ارتداد

2.2.   سب‌النبی

2.3.   توهین به مقدسات

2.4.   معیارهای اثبات جرایم مذهبی

2.4.1.   ارتداد

2.4.2.   سب‌النبی

2.4.3.   توهین به مقدسات

2.5.   فقدان مجازات مناسب  قانونی برای کشتار فراقضایی افراد مرتد یا افرادی که متهم به اهانت به پیامبر هستند

3.   موارد قابل توجه ارتداد و سب‌النبی در ایران

3.1.   اتهام ارتداد علیه مسلمانان

3.1.1.   حسن یوسفی اشکوری

3.1.2.   هاشم آغاجری

3.1.3.   سید علی غرابات

3.1.4.   روح الله توانا

3.2.   اتهام ارتداد علیه مسیحیان

3.2.1.   داوود

3.2.2.   حسین سودمند

3.2.3.   یوسف ندرخانی

3.3.   اتهام ارتداد علیه بهائیان

3.3.1.   ذبیح الله محرمی

4.  قانون بین‏المللی ‏‏حقوق بشـــر

4.1.   آزادی اندیشه، وجدان و مذهب

4،2.   برابری در مقابل قانون و عدم تبعیض

4.3.   حق حیات

4.4.   محکومیت بر اساس قوانین موجود در زمان ارتکاب تخلف

نتیجه گیری

روش شناسی

چکیده

بر طبق قانون ایران مسلمانی که دین خود را ترک گوید و یا به مذهب دیگری گرایش یابد می‏تواند متهم به ارتداد شود. به علاوه، اگر هر شخصی، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، اظهاراتی نماید که نسبت به پیامبر اسلام، دیگر چهره‏های ‏‏مقدس شیعه، یا پیامبران دیگر توهین آمیز تلقی گردد، می‏توان اتهام «سبّ‌النبی» را متوجه وی ساخت.

هم ارتداد و هم سب‌النبی از جرائم مستوجب اعدام محسوب می‏شوند. در حالی که توهین به مقدسات در قانون مجازات اسلامی جرم تلقی شده، ارتداد به طور صریح به عنوان جرم ذکر نگردیده است. با وجود این، بر اساس مفاد قانون مجازات اسلامی و قانون اساسی ایران، در مواردی که قانون سکوت کرده باشد قانون شرع جاری می‏شود. در نتیجه قوه قضاییه ایران این اختیار را پیدا می‏کند که بر اساس برداشت و تفسیر خود از قانون شرع، افراد را به ارتداد متهم نماید.

با اینکه قرآن صریحاً ابراز نمی‏‏‏کند که ارتداد مستحق مجازات است، اکثریت فقها در این مسئله توافق دارند که شخص مرتد را باید اعدام نمود. این حکم بیشتر بر پایه روایاتی قرار دارد که به پیامبر اسلام نسبت داده شده‌اند.همچنین در تشیع که مذهب رسمی ایران می‏باشد، روایات منسوب به ائمه شیعه، که به عقیدۀ شیعیان جانشینان برحق پیامبر اسلام هستند، از جهت اِعمال مجازات اعدام به اشخاص مرتد، حائز اهمیت می‏باشند.

موارد ارتداد و سب‌النبی در ایران نادر هستند. با وجود این، افرادی از گروههای گوناگون و متفاوت به اینگونه جرائم مذهبی محکوم شده‏اند.‏‏‏ افراد مسلمان زاده‏ای ‏‏که به مسیحیت گرویده‏اند،‏‏‏ بهائیان، مسلمانانی که تفاسیر و تعابیر متداول از اسلام را به چالش می‏کشند، و افراد دیگری که عقاید مذهبی غیر مرسومی دارند، توسط حکومت ایران هدف قرار گرفته و به محاکمه کشیده شده‏اند.‏‏‏ در برخی از مواقع، موارد ارتداد واضحاً زمینه سیاسی دارند در حالی که در مواردی دیگراین پرونده‌ها بیشتر دارای ماهیت مذهبی می‏باشند. این گزارش به بررسی تعدادی از موارد ارتداد پرداخته و زمینه و شرایط موجود در هر یک از این موارد را توضیح می‏دهد تا نشان دهد که قوانین ارتداد چگونه در عمل به کار گرفته شده‏اند.‏‏‏

بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی، دولت جمهوری اسلامی ایران متعهد است آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را رعایت نماید. قوانین ایران در مورد ارتداد، توهین به مقدسات و نیز جرم خفیفتر توهین به مقدسات، تعهدات بین‌المللی ایران در مورد ‏‏حقوق بشر را نقض می‏کند. ضمناً اِعمال مجازات اعدام برای جرائم مذهبی ناقض قوانین بین‏المللی ‏‏است، زیرا قوانین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر مجازات اعدام را به موارد «شدید ترین جنایات» محدود می‏کند و ارتداد در زمره چنین جرائمی محسوب نمی‌شود.

قائل شدن تبعیض بین مسلمانان و غیرمسلمانان و همچنین بین زنان و مردان، و عدم ارائه تعریفی مشخص از جرم ارتداد در قانون، از دیگر موارد نقض موازین حقوق بین‌الملل توسط قوانین مربوط به ارتداد در ایران است.

پیشگفتار

در روز 25 بهمن 1367 آیت‏الله‏‏ خمینی، بنیانگذار و نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران، فتوایی مبنی بر محکومیت سلمان رشدی به مرگ صادر نمود.[1] سلمان رشدی نویسنده‌ای هندی –بریتانیایی است که کتاب آیات شیطانی را در سال 1367 نگاشت.  این رمان به عقیده بسیاری از مسلمانان نسبت به محمد، پیامبر اسلام، توهین آمیز بود. متن فتوای آیت‏الله‏‏ خمینی بدین شرح بود:

بسمه تعالی. انا لله و انا الیه راجعون. به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شطانی‌» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است انشاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته. [2]

در سال 1391، آیت‏الله‏‏ لطف الله صافی گلپایگانی فتوای مشابهی برای شاهین نجفی خوانندۀ ایرانی رپ ساکن آلمان صادر نمود.[3] اشعار ترانه نجفی به نام «نقی» توهین به علی النقی، امام دهم شیعیان تلقی شد. به دنبال صدور فتوا، یک وبسایت اسلامی برای هر فردی که نجفی را به قتل برساند، 000ر10 دلار جایزه تعیین نمود.[4]

فتاوی صادره برای رشدی و نجفی مبتنی بر قوانین اسلامی مربوط به ارتداد بود. قوانین ارتداد که ریشه در فقه اسلامی داشته و در طی قرن‏ها ‏تکمیل یافته است، عموماً در میان فقهای اسلامی پذیرفته شده است. روحانیون عالی‌رتبه اسلام به قوانین ارتداد که در دوران پیشا‌مدرن وجود داشت وفادار مانده‏اند.‏‏‏[5] اکثر فقهای اسلام معتقدند که فرد مسلمان اجازه ندارد مذهب خود را تغییر دهد.[6] همچنین اعمالی از قبیل انکار وجود خداوند، انکار یک پیامبر، و انکار اصول اعتقادی اسلام نیز می‏تواند موجب ارتداد گردد.[7]

قانون مجازات اسلامی که نام قانون کیفری ایران است ارتداد را به طور صریح ممنوع نمی‏‏‏کند. با این وجود قانون مزبور اظهار می‏دارد که بر طبق ماده 167 قانون اساسی ایران در مواردی که قانون مجازات اسلامی در مورد جرمی سکوت کرده باشد، باید بر اساس قانون شرع عمل کرد. این اصل قوۀ قضاییه ایران را قادر می‏سازد که با وجود آنکه قانوناً تعریفی برای جرم ارتداد وجود ندارد، موارد ارتداد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در نتیجه با توجه به اینکه هیچگونه تعریف دقیقی از ارتداد موجود نیست، و بدون وجود درکی یکسان از آنچه که می‏تواند موجب ارتداد شود، چارچوب حقوقی اِعمال شده برای دادرسی موارد ارتداد مبهم است. جرایم «سب‌النبی» و «توهین به مقدسات» که صراحتا در قانون مجازات اسلامی ذکر گردیده است نیز مبهم می‏باشند زیرامعلوم نیست چه اظهاراتی را می‏توان به اندازه کافی توهین آمیز تلقی کرد که پیگرد قانونی چنین جرمی را توجیه نماید.

از آغاز تأسیس جمهوری اسلامی اتهام ارتداد علیه طیف گسترده‏ای ‏‏از افراد مطرح گردیده است. کسانی که به مسیحیت گرویده‏اند،‏‏‏ بهائیان، مسلمانانی که دیدگاه‏هایی ‏‏متفاوت با حاکمیت محافظه‌کار دارند، و افرادی که دارای اعتقادات مذهبی غیر‌متعارف می‏باشند، توسط مقامات ایرانی هدف قرار گرفته‏اند.‏‏‏ در برخی از موارد مجازات اعدام صورت گرفته است در حالی که در موارد دیگر متهمین به تحمل دوره‏های ‏‏حبس طویل‏المدت محکوم گردیده‏اند.‏‏‏

قوانین و روال کار جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با ارتداد با تعهدات این کشور نسبت به قوانین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر مغایرت دارد. اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را تضمین می‏کنند. به علاوه، این قوانین حق حیات، حق برابری و عدم تبعیض در برابر قانون را محافظت می‏کنند. همچنین، بر اساس قوانین بین‌المللی، افراد از این حق برخوردار هستند که جرائم به طور صریح در قانون تعریف شده باشد و محکومیت محدود به جرائم تعریف شده باشد. قوانین ارتداد با مجرم تلقی کردن افرادی که عقاید مذهبی خود را تغییر داده و یا اسلام را ترک می‏گویند، آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را نقض می‏کنند. ضمناً این قوانین به طور مساوی شامل حال تمام شهروندان ایرانی نمی‏‏‏شوند، زیرا غیر مسلمانانی که مسلمان می‏شوند با هیچگونه عواقب نامطلوبی مواجه نمی‏‏‏گردند و در حقیقت از حقوقی که تاکنون از آنها محروم بوده‌اند برخوردار می‌گردند. و بالاخره آنکه یکی از خصیصه‏های ‏‏بارز قوانین مربوط به ارتداد جمهوری اسلامی ایران، ابهام آنها است. این ابهام نقض معیارهای حقوقی بین‏المللی بوده زیرا این معیارها خواهان تعریف صریح جرم در قانون می‏باشد.

این گزارش نخست در باره شرع و شکل گیری فقه اسلامی در مورد ارتداد، تاریخچه مختصری را در اختیار خواننده قرار می‏دهد و به دنبال آن، به تجزیه و تحلیل قوانین ایران در مورد ارتداد و تخلفات مذهبی مرتبط با آن می‏پردازد. در بخش سوم تعدادی از موارد ارتداد با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار می‏گیرد و اطلاعاتی در باره تاریخچه مربوط به آن ارائه می‏شود تا بستری که این موارد ارتداد تحت آن مورد دادرسی قرار گرفتند با جزئیات بیشتری شرح داده شود. در بخش پایانی، گزارش حاضر به شرح این مطلب می‏پردازد که قوانین جمهوری اسلامی ایران با محاکمه و مجازات افرادی که مرتد تلقی می‏شوند، چگونه قوانین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر را زیر پا می‏گذارند.

1.    شرع و جرم ارتداد در اسلام

«شرع» کلاً به معنای «قانون مذهبی اسلامی» تعریف می‏شود.[8] اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان پیروان شیعه اثنی عشری می‏باشند و اسلام شیعی، مذهب رسمیِ تعیین شده توسط حکومت ایران می‏باشد.[9] در فقه شیعه قانون شرع احکام خود را از چهار منبع استنباط می‏کند: قرآن، سنت، اجماع، و عقل. نخستین و مهم ترین منبع قرآن است. قرآن که وحی مُنزَل از جانب خداوند محسوب می‏گردد، حاوی احکامی است که در قانون شرع گنجانده شده است. دومین منبع سنت می‏باشد که می‏توان آن را مجموعه عملکردهای محمد، داماد او علی و یازده تن از اعقاب وی که معروف به ائمه هستند دانست. سنت بر پایه روایاتی قرار دارد که به زندگی محمد، علی و یازده  امام دیگر نسبت داده می‏شود. به این روایات، حدیث گفته می‏شود و آنها پایه و اساس اکثر احکام شرع را تشکیل می‏دهند.[10] منبع سوم عقل است. فقهای شیعه در باره عقل و میزان اعتماد و تکیه بر آن به عنوان یک منبع حل مسائل فقهی، دیدگاه‏های ‏‏متفاوتی دارند.[11] منبع چهارم و آخر قانون اسلامی، اجماع است که به معنی اتفاق آراء علمای اسلامی می‏باشد.

باید به این نکته توجه نمود که میان تفاسیر اهل تسنن و تشیع از قانون شرع تفاوت‏های ‏‏چشمگیری وجود دارد. فقهای سنی دو تفاوت عمده با فقهای شیعه دارند. نخست آنکه فقهای سنی به جای عقل از قیاس استفاده می‏کنند. قیاس شامل مراحل تجزیه و تحلیل حقوقی است که در طی آن  ازمسائل فقهی گذشته برای حل مشکلات جدید استفاده می‏شود. تفاوت مهم دوم آنست که در فقه تسنن، استفاده از حدیث به گفتارها و کردارهای محمد محدود می‏گردد و به اعقاب وی بسط نمی‏‏‏یابد.

ارتداد هم در فقه شیعه و هم در فقه سنی گناهی بزرگ و جرمی قابل مجازات محسوب می‏شود. «ردة» مصدر عربی است که کلمه ارتداد از آن مشتق گردیده است به معنای «ترک کردن و برگشتن»[12] بوده و کلمه «مرتد» اصطلاحی عربی و به معنای شخصی است که برگشت کرده است.[13]

اتهام ارتداد می‏تواند صرفاً بر پایه قصد یا اعتقاد، اظهارات و یا اعمال شخص باشد.[14] بنا بر تعریفی کلی، انکار مبانی اسلام موجب ارتداد است. اما در مورد اینکه چه مفاهیمی مبانی اسلام به شمار می‏آیند اختلاف عقیده وجود دارد. در حالی که اعتقاد به وجود خداوند و پیامبر اسلام جزء این مبانی شمرده می‏شوند فقها در باره دیگر اصول اسلامی به آراء متفاوتی رسیده‏اند.‏‏‏  برای مثال علامه مجلسی گفته است که مبانی اسلام مفاهیم یا قوانینی هستند که تمامی مسلمانان با آنها آشنا هستند مگر افرادی که به تازگی ایمان آورده‏اند.‏‏‏[15] اما مقدس اردبیلی گفته است که هر اعتقاد مذهبی که به وسیله یک مسلمان پذیرفته شد را می‏توان به عنوان یکی از مبانی عقیدتی دانست و رد آن به وسیله همان شخص، به معنای ارتداد او خواهد بود.[16] توجه به این نکته بسیار مهم است که سالها پیش از انقلاب اسلامی، آیت‏الله‏‏ خمینی در باره مبانی اسلام دیدگاه متفاوتی داشت. در کتاب الطهارة که در طی سال‏های ‏‏1333 تا 1337 [17]نوشته شده، آیت‏الله‏‏ خمینی اظهار می‏دارد که تمام آنچه که برای مسلمان محسوب شدن لازم است، ایمان به خداوند، رسالت حضرت محمد، و «احتمالاً» اعتقاد به جهان آخرت می‏باشد.[18]  وی همچنین اظهار داشت که اگر شخصی به موارد بالا معتقد باشد اما به دلیل وجود بعضی از شک‏ها ‏به قوانین اسلامی معتقد نباشد، چنین شخصی هنوز هم مسلمان محسوب می‏شود.

یکی از تفاوت‏های ‏‏مهم میان اعتقادات تشیع و تسنن، مشکل فقهی دیگری را به وجود می‏آورد. برای مسلمانان شیعه، معصوم بودن ائمه شیعه یک اصل مسلّم است. اما مسلمانان سنی چنین نظری ندارند. برخی از روحانیون عالی‌رتبه شیعه  مانند آیت‏الله‏‏ صادق روحانی معتقدند که انکار معصومیت امامان شیعه موجب ارتداد است.[19] اگر چنین دیدگاهی را بپذیریم، آنگاه مسلمان شیعه‏ای ‏‏که تصمیم بگیرد سنی شود را می‏توان مرتد دانست. البته این دیدگاه مورد قبول تمام فقهای شیعه نیست.[20]

بعضی از فقها بر این باورند که حتی شک کردن در باره اصول اسلام می‏تواند دلیل ارتداد باشد.[21] برای مثال آیت‏الله‏‏ مصباح یزدی که یک روحانی بانفوذ ایرانی می‏باشد، اظهار داشته است که شک داشتن به موضوع امر به معروف می‏تواند سبب مرتد شدن شخص بشود زیرا شک کردن به این اصل در حکم انکار کردن یکی از ضروریات اسلام است.[22]

همانطور که در بخش 2،1 این گزارش خواهیم دید قانون ایران نه به وضوح ارتداد را جرم تلقی می‏کند و نه آن را به طور صریح و روشن تعریف می‏کند. در نتیجه هیچ تعریف یکسانی وجود ندارد که در موارد ارتداد بتوان از آن استفاده کرد.

1.1.   دیدگاه قرآن در باره ارتداد

قرآن برای ارتداد به صراحت مجازات مرگ را توصیه نمی‏‏‏کند. اما تعدادی از آیات قرآن طوری تفسیر شده‏اند ‏‏‏که از آنها این گونه استنباط می‌شود که افراد مرتد باید کشته شوند. آیه 217 سوره بقره اغلب به صورتی تفسیر شده است که مجازات مرگ را برای فرد مرتد توصیه می‏کند. در بخشی از این آیه آمده است: «وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ کافِرٌ فَأُوْلَئِک حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأُوْلَئِک أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.» (كسانى از شما كه از دین خود برگردند و در حال كفر بمیرند آنان كردارهایشان در دنیا و آخرت تباه و بی ثمر مى‏شود و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.)[23] فخرالدین رازی، فقیه معروف سنی (588-528 ه.‌‌ق.) در تفسیر آیۀ مزبور می‏گوید شخص مرتد باید کشته شود. عبارت کلیدی در اینجا «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا» (کردارهایشان در دنیا ... تباه و بی ثمر می‏شود) می‏باشد. آنطور که آیت‏الله‏‏ محمد جواد فاضل لنکرانی، روحانی معاصر ایرانی توضیح می‏دهد، رازی بر این باور بود که تمام اعمال خوب شخص مرتد بیهوده و بی ارزش است.[24] در نتیجه می‏توان به زندگی شخص مرتد پایان داد زیرا حیات او دیگر ارزشی ندارد. لنکرانی در تأئید این دیدگاه حدیثی از امام صادق، امام ششم شیعیان نقل می‏کند که گفته است محافظت از جان، ناموس، و میراث شخص، مشروط بر آنست که وی اعتقاد و ایمان خود به خداوند و پیامبر اسلام  را اعلام نماید.[25] بنابراین مرتدی که دیگر به اسلام اعتقاد ندارد مانند آنست که از جان، ناموس و میراث خود نیز دست کشیده است. لنکرانی اصرار می‏ورزد که عبارت « حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا » بدان معناست که نه تنها تمام اعمال خوب شخص مرتد در جهان پس از مرگ، از درجۀ ارزش واعتبار ساقط است بلکه در این جهان نیز بر اساس قرآن مجازاتی باید بر وی تعلق گیرد زیرا حیات شخص مرتد دیگر نباید محقون یا محترم شمرده شود.[26]

آیت‏الله‏‏ لنکرانی همچنین در اثبات نظر خود به بخش دیگری از آیه 217 سوره بقره اشاره می‏نماید. این آیه می‏گوید « الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ.»(فتنه از کشتار [گناهی] بزرگتر است). با توجه به اینکه مجازات قتل نفس، مرگ است، وی استدلال می‏کند معقول است فرض کنیم که تحریک به ابراز مخالفت کردن یا اغتشاش هم باید مجازات مرگ به همراه داشته باشد. لنکرانی می‏گوید ارتداد هم نوعی از فتنه و آشوبگری است و بنابراین قرآن حامی مجازات مرگ برای افراد مرتد می‏باشد.[27]

یکی دیگر از آیات قرآن که آیت‏الله‏‏ لنکرانی برای اثبات مجازات اعدام شخص مرتد به آن استناد می‏کند آیه 54 سوره بقره می‏باشد که می‏گوید : «وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکمْ بِاتِّخَاذِکمْ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَی بَارِئِکمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَکمْ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ عِنْدَ بَارِئِکم.» (و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من، شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم كردید پس به درگاه آفریننده خود توبه كنید و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانید كه‏این [كار] نزد آفریدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذیرفت كه او توبه‏ پذیر مهربان است.) آیت‏الله‏‏ لنکرانی استدلال می‏کند که خداوند به آن دسته از  بنی اسرائیل که از خداوند روی برگردانده بودند و مرتد شده بودند فرمان می‏دهد که باید کشته شوند. اگرچه این آیه مربوط به موسی و بنی اسرائیل است اما آیت‏الله‏‏ لنکرانی استدلال می‏کند  بنا بر اصل استصحاب، فرمانی که قبلاً وجود داشته است و هنوز باطل نشده و یا فرمان دیگری جانشین آن نشده است، هنوز دارای اعتبار می‏باشد. بنا براین وی معتقد است که این آیه نیز دلیلی دیگر برای اعدام افراد مرتد در اسلام می‏باشد.[28]

آیه 33 سوره مائده  نیز آیه دیگری  از قرآن است که می‌تواند مبنای مجازات اعدام برای ارتداد را قرار گیرد. این آیه می‏گوید:  «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِک لَهُمْ خِزْی فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم‏.» (سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پیامبر او مى‏جنگند و در زمین به فساد مى‏كوشند جز این نیست كه كشته شوند یا مصلوب گردند یا دست و پای شان در خلاف جهت‏ یكدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.) آیت‏الله‏‏ لنکرانی به نقل از شیخ طوسی (446-375 ه.‌ق.) فقیه برجسته شیعه می‏گوید که این آیه در مورد  قبیله‏ای ‏‏بر پیامبر اسلام نازل شد که ابتدا اسلام آورده بودند و سپس مرتد شدند.[29] آیت‏الله‏‏ لنکرانی همچنین در حمایت از اعدام اشخاص مرتد به آیه 16 سوره فتح و آیه 85 سوره آل‌عمران نیز استناد می‌کند.[30]

تعداد زیادی از علمای اسلام معتقدند که مجازات اعدام برای ارتداد با قرآن ناسازگار است . رساله‏ای ‏‏که توسط محسن کدیور[31] نگاشته شده است موضوع ارتداد و مجازت مرگ را به تفصیل مورد بحث قرار می‏دهد.[32] آیه 256 سوره بقره می‏گوید: «لا اكراه في الدين قد تبين الرّشد من الغي فمن يكفر بالطّاغوت و يؤمن باالله فقد استمسك بالعروة الوثقي لا انفصام لها

واالله سميع عليم.» (در دین هیچ زور و اجبارى نیست و راه حق از بیراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار كه گسستنی نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.) کدیور استدلال می‏ورزد که منع اجبار در پذیرفتن دین که در این آیه بیان شده است بدان معناست که افراد باید هم در پذیرش اسلام و هم در ترک آن آزاد باشند.[33] آیت‏الله‏‏ سید حسین صدر، روحانی شیعۀ ساکن عراق، نیز اظهار داشته است که آیه 256 سوره بقره در باره مسلمانانی به پیامبر اسلام نازل شد که به مسیحیت روی آورده بودند و محمد توصیه کرد که آنها را مجبور به بازگشت به اسلام نکنند.[34]

آیه 99 سوره یونس و آیه 28 سوره هود نیز از جمله آیه‌های دیگری هستند که کدیور در اثبات نظریه خود به آنها استناد می‏نماید.[35] به علاوه، کدیور به این نکته اشاره می‏کند که در حالی که چندین مورد از آیات قرآن تصریح می‏کنند که افراد مرتد در جهان آخرت مجازات خواهند شد، قرآن اجرای هیچگونه مجازاتی را در این جهان تجویز نمی‏‏‏کند.[36]

1.2.    دیدگاه احادیث در بارۀ ارتداد

می توان گفت که بدون تأئید احادیث و صرفاً بر اساس قرآن، پایه و اساس چندانی برای مجازات افراد مرتد به اعدام وجود نداشت.[37] اما قرن‏هاست که احادیث ‏‏زیادی که به پیامبر اسلام و ائمه شیعه نسبت داده شده شالودۀ فقه اسلامی در باره این موضوع را بنا کرده است.

یکی از احادیثی که از منابع سنی در مورد ارتداد بیش از هر حدیث دیگری روایت می‏شود، گفته‏ای ‏‏است که به پیامبر اسلام نسبت داده شده است: «من بدّل دینه فاقتلوه.» (هر کس مذهب خود را تغییر دهد باید کشته شود.)[38] چند روایت از یک حدیث دیگر که اغلب ذکر می‏شود این گفته را از محمد نقل می‏کند که خون مسلمان را نباید بر زمین ریخت مگر در سه مورد: اگر مرتد شود، اگر شخص دیگری را بکشد، یا اگر مرتکب زنای محصنه شود.[39]

فقهای شیعه همچنین در جهت رسیدن به نتیجه مشابه به بسیاری احادیث  دیگر هم استناد می‏کنند. یک حدیث مهم از امام محمد باقر، امام پنجم شیعیان، مرتد را شخصی می‏داند که اسلام را تکذیب کرده و آنچه بر پیامبر نازل شده است را انکار می‏کند. بر طبق این حدیث، ندامت شخص مرتد قابل قبول نیست و باید جان او را گرفت. در نتیجۀ ارتداد وی، همسرش نیز در علقۀ زوجیت وی محسوب نشده و دارایی وی نیز در میان وراثش تقسیم خواهد شد.[40] در حدیثی دیگر امام موسی کاظم، امام هفتم شیعیان بیان می‏کند که شخص مسلمانی که به مسیحیت می‏گراید باید کشته شود.[41] و در حدیثی دیگر به نقل از امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان گفته شده که شخصی که ادعا کرده بود پیغمبر است باید کشته شود.[42] به علاوه بر طبق سه حدیث منسوب به امام صادق حداقل در سه مورد علی امام اول شیعیان و خلیفۀ چهارم افرادی را که مرتکب ارتداد شده بودند کشته است.[43]

بر طبق نظر کدیور، احادیثی که می‏گویند افراد مرتد باید کشته شوند، قابل اعتماد نیستند و نباید آنها را در موضوع ارتداد، پایه و اساس فقه اسلامی دانست.[44]

1.3.    تفاوت میان مرتد فطری و مرتد ملی

فقه شیعه میان مرتدی که از والدین مسلمان به دنیا آمده باشد (مرتد فطری) و مرتدی که از والدین غیر مسلمان به دنیا آمده باشد (مرتد ملی) تفاوت قائل می‏شود. بر طبق نظریه فقهایی از قبیل آیت‏الله‏‏ خمینی ندامت مرتدهای فطری یعنی مرتدهایی که در خانواده مسلمان متولد شده‏اند ‏‏‏را نمی‏‏‏توان پذیرفت. بنابراین چنین مرتدهایی را باید کشت.[45] حتی اگر فقط یکی از والدین هم در هنگام لقاح مسلمان بوده باشد، آن شخص مسلمان محسوب می‏شود.[46] مرتدی که از والدین غیر مسلمان زاده می‏شود مرتد ملی محسوب می‏شود. به چنین مرتدی فرصت توبه داده می‏شود و فقط در صورتی که اظهار پشیمانی نکند باید اعدام شود.[47] برخی از فقها بر این عقیده‏اند ‏‏‏که باید به مرتد ملی سه روز فرصت داد تا توبه کند و اگر پس از گذشت سه روز از توبه امتناع نماید باید وی را کشت.[48] اما بالعکس فقه سنی تفاوتی میان مرتد مسلمان زاده و مرتدی که در خانواده غیر مسلمان به دنیا آمده قائل نمی‏‏‏شود.[49] بنابراین فقهای سنی معتقدند که باید به کلیه افراد مرتد فرصت توبه داده شود.[50]

1.4.   تفاوت میان مجازات مردان و زنان

بر اساس تعدادی از احادیث که به ائمه شیعه نسبت داده می‏شود فقهای شیعه معتقدند زن مرتد را نباید کشت.[51] آیت‏الله‏‏ خمینی می‏گوید که زن مرتد را باید حبس ابد کرد، هنگامی که وقت نماز فرا می‏رسد باید او را کتک زد و به او مقدار کمی غذا داد. اگر توبه کرد می‏توان او را آزاد نمود.[52] فقهای سنی در مورد زنان مرتد نظرات متفاوتی دارند. برخی معتقدند که زنان مرتد را فقط می‏توان حبس نمود اما گروهی معتقدند که اگر زنان مرتد از توبه کردن امتناع ورزند، باید آنها را کشت.[53]

1.5.   دیدگاه قرآن در باره سب‌النبی

قرآن مجازاتی را برای سب نبی مشخص نمی‏‏‏کند.[54] آیاتی که در باره این موضوع وجود دارد به طور کلی عواقب آن را در جهان آخرت را بحث قرار می‏دهد. برای مثال آیه 61 سوره توبه  می‏گوید:

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ.(از ایشان كسانى هستند كه پیامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گویند او زودباور است بگو او به آنچه برای شما بهتر است گوش فرا می‏دهد: به خدا ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور مى‏كند و براى كسانى از شما كه‏ایمان آورده‏اند رحمت است و كسانى كه پیامبر خدا را آزار مى‏رسانند عذابى پر درد [در پیش] خواهند داشت.)

آیه 57 سوره احزاب مربوط به توهین به پیامبر اسلام است.[55] این آیه می‏گوید: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا.»(كسانى كه خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و برایشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است.) بنابراین اگرچه توهین به پیامبر اسلام به عنوان عملی نکوهیده مورد انتقاد قرار گرفته است، قرآن در باره چنین عملی، مجازات خاصی تعیین نمی‏‏‏کند.

1.6.   دیدگاه احادیث در مورد سب‌النبی

چند حدیث وجود دارند که پایه و اساس صدور مجازات اعدام برای موارد سب‌النبی ا قرار گرفته‌اند.‏‏‏ یک حدیث که به امام جعفر صادق نسبت داده شده به نقل از پیامبر اسلام می‏گوید هر کس که بشنود شخصی به پیامبر اسلام اهانت کرده است موظف است او را بکشد. همینطور هر حاکمی که مطلع می‏شود شخصی به پیامبر اسلام توهین کرده است وظیفه دارد وی را بکشد.[56] حدیث دیگری که به امام حسین نسبت داده شده می‏گوید شخصی که به پیامبر اسلام توهین نماید پیش از آنکه موضوع به حاکم محلی ارجاع شود باید توسط فردی که از همه به وی نزدیک تر است کشته شود. محسن کدیور معتقد است که این حدیث تنها حدیث نسبتاً معتبری است که در مورد تجویز اعدام برای توهین به پیامبر وجود دارد.[57] اما کدیور می‏گوید اعتبار این حدیث ثابت نشده است و قانون شرع نمی‏‏‏تواند بر اساس فقط یک چنین حدیثی برای توهین به پیامبر حکم اعدام صادر نماید.[58]

2.    ارتداد و جرایم مذهبی دیگر از دیدگاه قوانین فعلی ایران

2.1.    ارتداد

علیرغم آنکه دادگاه‏های ‏‏ایران بسیاری از افراد را به جرم ارتداد گناهکار تشخیص داده‏اند،‏‏‏  هیچ ماده‌ای در قانون مجازات اسلامی ایران وجود ندارد که این عمل را جرم تلقی کند. اما چند اصل قانونی وجود دارد که به قضات این اختیار را می‏دهد  که متهمین را به جرم ارتداد محکوم کنند. اصل 167 قانون اساسی ایران می‏گوید:

قاضی‏ موظف‏ است‏ كوشش‏ كند حكم‏ هر دعوا را در قوانین‏ مدونه‏ بیابد و اگر نیابد با استناد به‏ منابع معتبر اسلامی‏ یا فتاوی‏ معتبر، حكم‏ قضیه‏ را صادر نماید و نمی‏‏‏تواند به‏ بهانه‏ سكوت‏ یا نقص‏ یا اجمال‏ یا تعارض‏ قوانین‏ مدونه‏ از رسیدگی‏ به‏ دعوا و صدور حكم‏ امتناع‏ ورزد.[59]

بر همین اساس، ماده 220 قانون مجازات اسلامی می‏گوید:

در مورد حدودی که در این قانون ذکر نشده است طبق اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عمل می‏شود.[60]

«حدود» جمع کلمه «حد» می‏باشد. ماده 15 قانون مجازات اسلامی حد را مجازاتی تعریف می‏کند که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع تعیین شده باشد. در نتیجه ماده 220 قانون مجازات اسلامی عملاً اظهار می‏کند که جرایمی که بر طبق قوانین ایران قابل مجازات هستند فقط به آنهایی که در قانون مجازات اسلامی تعیین شده محدود نمی‏‏‏گردند. این ماده، راه را برای دادستان‏ها ‏و قضات باز می‏کند تا افراد را بر پایه جرایمی که صراحتاً در هیچیک از قوانین ایران تعیین و یا حتی ذکر نشده‏اند،‏‏‏ متهم و محکوم کنند. ماده 8 قانون تشکیل دادگاه‏های ‏‏عمومی و انقلاب همچنین می‏گوید قضات مكلفند به دعاوی  و شكایات و اعلامات موافق قوانین موضوعه و اصل یكصد و شصت و هفتم قانون اساسی رسیدگی  كنند و حكم قضیه مطروحه را صادر نمایند.[61] این اصل که در صورت فقدان قانون مدوّن، باید قانون شرع اجرا گردد، در مورد مسایل مدنی نیز صادق است.[62]

2.2.   سب‌النبی

ماجرای جنجال برانگیز اوشین

عکس‌العمل آیت‏الله خمینی به پاسخ غیرمنتظره‌ و در عین حال صادقانه یک شرکت کننده در مصاحبه‏ای که از رادیوی دولتی ایران پخش می‏شد نشان دهنده ماهیت خودسرانه نظام حقوقی جمهوری اسلامی در ارتباط با توهین به چهره‏های مقدس اسلامی است. در یک برنامه زنده که در روز 8 بهمن1367 پخش می‏شد، مصاحبه کننده از تعدادی از افراد پرسید به نظر آنها چه کسی می‏تواند الگوی مناسبی برای زنان ایرانی باشد. این برنامه در روز تولد فاطمه، دختر پیامبر اسلام، پخش می‏شد. انتظار می‏رفت که مصاحبه شوندگان پاسخ دهند فاطمه الگوی مناسب زنان می‏باشد. اما یکی از زنان به طور غیر منتظره‏ای پاسخ داد که به عقیده او، اوشین (تصویر بالا)، شخصیت اصلی یک سریال تلویزیونی پر طرفدار ژاپنی ، الگوی مناسب زنان ایران است. وی سپس اظهار داشت فاطمه متعلق به چهارده قرن پیش می‏باشد و زنان احتیاج به یک الگوی امروزی دارند. روز بعد، آیت‏الله خمینی نامه شدیداللحنی به محمد هاشمی، رئیس رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران نوشت و خواهان مجازات افراد مسئول پخش این برنامه شد. آیت‏الله خمینی که سخنان این زن را توهین به فاطمه می‏دانست، نوشت اگر ثابت شود که توهین فوق تعمدی بوده است شخص توهین کننده باید حتما اعدام شود. هیچکس به اعدام محکوم نشد اما چهار تن از کارکنان رادیو تلویزیون به چهار سال حبس و 40 ضربه شلاق محکوم شدند. آیت‏الله خمینی نهایتاً این افراد را عفو کرد اما در مورد چگونگی این عفو گزارش‏های ضد و نقیضی وجود دارد.

بر خلاف ارتداد، جرم سب النبی در قانون مجازات اسلامی قید شده است. مواد 262 و 263 این جرم را به شرح زیر تعریف می‌کنند:

ماده 262- هر کس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و یا هر یک از انبیاء عظام الهی را دشنام دهد یا قذف[63] کند ساب النبی است و به اعدام محکوم می‏شود.

تبصره – قذف هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام و یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یا دشنام به ایشان در حکم سبّ نبی است.

ماده 263- هر گاه متهم به سب، ادعا نماید که اظهارات وی از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است سابّ النبی محسوب نمی‏‏‏شود.

تبصره – هر گاه سب در حالت مستی یا غضب یا به نقل از دیگری باشد و صدق اهانت کند موجب تعزیر تا هفتاد و چهار ضربه شلاق است.[64]

دقیقاً مشخص نیست که چه مواردی، اهانت به پیامبر اسلام  محسوب می‏شود و به احتمال قوی بسیاری از عبارات را می‏توان اهانت آمیز تلقی کرد.

2.3.   توهین به مقدسات

کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی به تشریح جرایم مشمول تعزیر می‏پردازد. تعزیر به گروهی از مجازات‏ها ‏گفته می‏شود که نمی‏‏‏توان آنها را در هیچیک از  گروه‏های ‏‏حدود، قصاص یا دیه طبقه بندی نمود و در مواقعی که برخی تخلفات مذهبی یا موارد دیگر نقض قانون اتفاق می‏افتد، مجازات آنها بر طبق قانون مدوّن اِعمال می‏گردد.[65] در موارد تخلفات مذهبی، تعزیر مجازات فعلی است که از جهت مذهبی ممنوع می‏باشد اما در متون مذهبی برای آن هیچ مجازات مشخصی تعیین نگردیده است. بر طبق کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، توهین به مقدسات جرمی است که مشمول تعزیر می‏گردد. ماده 513 می‏گوید:

هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیای عظام یا ائمه‌ طاهرین (ع‌) یا حضرت صدیقه‌ طاهره (س‌) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب‌النبی باشد اعدام می‌شود و در غیر این صورت‌ به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.[66]

باید توجه داشت که ماده‏ای ‏‏که بلافاصله پس از مادۀ فوق آمده به افرادی اشاره می‏کند که به آیت‏الله‏‏ خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و آیت‏الله‏‏ خامنه‏ای، رهبر فعلی اهانت ‏کنند. ماده 514 می‏گوید:

هر کس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان الله علیه و/یا مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت‌ نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.

باز هم متن این دو ماده مشخص نمی‏‏‏کند که چه مطالبی اهانت محسوب می‏شوند. مجلس ایران در یک استفساریه سعی کرد این موضوع را مشخص نماید. مجلس در این یادداشت اظهار داشت:

 از نظر مقررات کیفری اهانت و توهین و ... عبارت است از بکار بردن
الفاظی که صریح یا ظاهر باشد و یا ارتکاب اعمال و انجام‌حرکاتی که با لحاظ عرفیات
جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تخفیف و تحقیر
آنان شود و با عدم ظهور الفاظ ‌توهین تلقی نمی‌گردد.[67]

توضیح فوق به طور کافی مشکل را حل نمی‏‏‏کند. مثلاً مرز میان توهین و انتقاد معلوم نیست. ضمناً به نظر می‏رسد که جمله دوم در این استفساریه با جمله نخست تناقض دارد. در حالی که جمله نخست  می‏گوید که   بعضی اعمال به خودی خود توهین تلقی می‏شوند، جمله دوم اظهار می‏دارد که تا کلمات صریحی گفته نشود، توهین تحقق نیافته است.

2.4.   معیارهای اثبات جرایم مذهبی

بر طبق قانون مجازات اسلامی،  اثبات وقوع جرم برای جرایم مستوجب حدود به چند طریق صورت می‌گیرد. این بخش، روشهای رایج اثبات جرایم مذهبی که در بالا ذکر شد را مورد بررسی قرار می‏دهد.

2.4.1.   ارتداد

از آنجا که قانون مجازات اسلامی در باره جرم ارتداد سکوت کرده است هیچ قانون صریحی وجود ندارد که طریقه اثبات اتهام ارتداد را شرح دهد. معهذا ماده 160 قانون مجازات اسلامی روش‏های ‏‏متفاوت اثبات جرم را به طور کلی ذکر می‏کند. بر اساس این ماده اقرار، شهادت دو شاهد مرد، یا «علم قاضی» هر یک می‏تواند دلیل محکومیت باشد.[68] ماده 211 قانون مجازات اسلامی مفهوم علم قاضی را به شرح زیر توضیح می‏دهد:

علم قاضی عبارت از یقین حاصل از مستندات بَیِّن در امری است که نزد وی مطرح می‏شود. در مواردی که مستند حکم، علم قاضی است، وی موظف است قرائن و امارات بَیِّن مستند علم خود را به طور صریح در حکم قید کند.[69]

فقهای اسلام در باره اینکه آیا علم قاضی به وقوع جرم در مباحث حقوقی، کافی است یا خیر، دیدگاه‏های ‏‏متفاوتی دارند. اکثریت علما از جمله آیت‏الله‏‏ خمینی تصریح کرده‏اند ‏‏‏که علم قاضی در تمام شرایط قابل اِعمال است.[70] برخی از فقها معتقدند که علم قاضی فقط هنگامی قابل اِعمال است که «حقوق خداوند» مطرح باشد. در حالی که دیدگاه دیگر این است که اِعمال [علم قاضی] باید به مواردی محدود شود که حقوق مردم مطرح می‏باشد.[71]

2.4.2.   سب‌النبی

شروط اثبات محکومیت در باره سب‌النبی همان شروط اثبات جرایم دیگر است: اقرار متهم، شهادت دو شاهد مرد، یا علم قاضی.

2.4.3.   توهین به مقدسات

معیار اثبات جرم اهانت به مقدسات مذهبی همان معیاری است که برای اثبات جرایم دیگر وجود دارد: اقرار متهم، شهادت دو شاهد مرد، یا علم قاضی..

2.5.   فقدان مجازات مناسب  قانونی برای کشتار فراقضایی افراد مرتد یا افرادی که متهم به اهانت به پیامبر هستند

کشتار فراقضایی افراد مرتد و یا افرادی که معلوم شده است به پیامبر اسلام اهانت نموده‏اند ‏‏‏یا آنکه فقط متهم به ارتکاب اهانت شده‏اند ‏‏‏توسط بسیاری از فقهای اسلامی قابل قبول است. برای مثال آیت‏الله‏‏ خمینی می‏گوید  شخصی که بشنود شخص دیگری به پیامبر اهانت می‏کند، موظف است وی را بکشد.[72] آیت‏الله‏‏ محمد صادق روحانی هم اظهار داشته است که هر کسی حق دارد شخص مرتد را بکشد و  نیاز به کسب اجازه از حاکم شرع ندارد.[73]  قانون ایران کشتن فراقضایی مرتد یا ساب النبی را مجاز نمی‏‏‏داند. با وجود این، قانون ایران از شخصی که یک مرتد یا ساب النبی را بکشد، در برابر اعدام محافظت می‏کند. ماده  302 (الف) قانون مجازات اسلامی  تصریح می‏کند اگر مقتول مرتکب جرم حدی مستوجب اعدام شده باشد، مرتکب شامل قصاص یا مجازات اعدام نمی‏‏‏گردد.[74] در عوض شخص مرتکب قتل بر اساس قانون تعزیرات مجازات می‏شود. ماده مربوطه در قانون تعزیرات می‏گوید:

هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی ‌داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت ‌جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به‌ حبس از سه تا ده سال محکوم می‌نماید.[75]

در نتیجه فردی که شخص مرتد یا ساب النبی را بکشد، در صورت برقرار بودن شرایط فوق، ممکن است به مجازات سه تا ده سال حبس محکوم شود.

3.   موارد قابل توجه ارتداد و سب‌النبی در ایران

از زمان انقلاب ایران در سال 1357 بسیاری از افراد به ارتداد متهم شده‏اند.‏‏‏ اما در اکثر قریب به اتفاق این موارد متهمین به ارتداد به جرایم مربوط به امنیت ملی از قبیل محاربه با خدا و رسول نیز متهم گردیده بودند. از آنجا که این متهمین در طی محاکمات شتابزده مورد دادرسی قرار گرفته و به سرعت اعدام شدند، موضوع ارتداد در مراحل دادرسی این افراد به طور جدی مورد بحث و گفتگو قرار نگرفت. بلکه اتهام ارتداد هم در میان یک فهرست بلند و بالای اتهامات علیه این افراد ظاهر شده بود.

در سال 1367 آیت‏الله‏‏ خمینی فتوایی صادر کرد که زمینه را برای قتل عام هزاران زندانی سیاسی مهیا نمود. این فتوا ارتداد را به عنوان یکی از دلایل اعدام اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران عنوان ‏نمود.[76] اعضاء گروه‏های ‏‏مارکسیستی مخالف نیز در طی کشتار 1367 اعدام شدند. از زندانیان چپگرا می‏پرسیدند آیا مسلمان هستند، آیا نماز می‏خوانند و آیا جمهوری اسلامی را قبول دارند.[77] هزاران زندانی که پاسخ منفی دادند اعدام شدند.[78] بر طبق خاطرات آیت‏الله‏‏ منتظری، که در آن زمان به جانشینی آیت‏الله‏‏ خمینی برگزیده شده بود، 2800 تا 3800 عضو سازمان مجاهدین خلق ایران و در حدود 500 زندانی سیاسی غیر مذهبی در طی این قتل عام جان خود را از دست دادند.[79] قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 در دو گزارش پیشین مرکز اسناد حقوق بشر ایران به نام‏های ‏‏ «فتوای مرگبار: قتل عام زندانیان 1367 ایران» و «به یاد جانباختگان: خاطرات بازماندگان قتل عام 1367» به طور مفصل مستند گردیده و مورد بحث قرار گرفته است.[80] این گزارش‏ها ‏موارد جدی نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ایران نسبت به گروههای مخالف را تشریح می‏کند.

ارتداد سال‏ها ‏قبل از کشتار  1367 به موضوعی سیاسی تبدیل شده بود. در سال 1360 هنگامی که رهبران جبهه ملی مخالفت خود را با اجرای قانون قصاص ابراز داشتند، آیت‏الله‏‏ خمینی جبهه ملی را به ارتداد متهم نمود.[81] جبهه ملی علیه اجرای قصاص در قانون کیفری ایران اعتراض کرد و لایحه قصاص را لایحه‌ای غیر انسانی خواند. جبهه ملی مردم را به برگزاری تظاهراتی در روز 25 خرداد 1360 دعوت نمود.[82]  در همان روز آیت‏الله‏‏ خمینی طی یک سخنرانی اعضاء جبهه ملی را مرتد اعلام کرد:

«جبهۀ ملی» از امروز محکوم به ارتداد است. بله، «جبهۀ ملی» هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده‏ایم. اگرآمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اطلاعیه‏ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را «غیر انسانی» خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می‏پذیریم.[83]

اگرچه چند تن از رهبران جبهه ملی به دلیل فعالیت‏های ‏‏سیاسی شان دستگیر شدند اما هیچیک به ارتداد متهم نگردیدند. در حالیکه اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران، گروه‏های ‏‏مارکسیست مخالف و جبهه ملی با عباراتی کلی به ارتداد متهم شدند، اما عامل  اصلی در مبارزه جمهوری اسلامی با آنها، جنبه فقهی و مذهبی ارتداد نبود.

مواردی که طی آن اتهام ارتداد برای مقاصد مذهبی مطرح گردیده کمتر اتفاق می‏افتد. اگرچه در موارد مذهبی انگیزۀ اصلی ممکن است سیاسی باشد، اما در این موارد وقایعی که منجر به طرح اتهام می‌شود با موارد سیاسی تفاوت زیادی دارد. ضمناً در موارد مذهبی در مقایسه با موارد سیاسی به کار گیری فقه اسلامی نقش بارزتری را ایفا می‏کند. این گزارش به بررسی چند پروندۀ ارتداد که انگیزه مذهبی داشته است می‏پردازد تا موارد نقض حقوق بشر که اختصاص به آنها دارد را روشن سازد.

3.1.   اتهام ارتداد علیه مسلمانان

3.1.1.   حسن یوسفی اشکوری

تصویر 1 حسن یوسفی اشکوری، از نمایندگان سابق مجلس ایران، در سال 1379 به جرم ارتداد به اعدام محکوم گردید. مجازات اعدام وی سرانجام لغو شد و او پس از تحمل چهار سال و نیم حبس برای جرایم دیگر از زندان آزاد شد.

حسن یوسفی اشکوری پس از شرکت در یک کنفرانس جنجال برانگیز در شهر برلین در سال 1379 به ارتداد متهم شد.[84] پرونده اشکوری به دلیل موقعیت وی به عنوان یک روحانی و نیز پیامدهای سیاسی پس از کنفرانس برلین، یکی شناخته شده‌ترین موارد ارتداد در ایران می‏باشد. اشکوری در سال 1328 به دنیا آمد، به مدت 15 سال در حوزه علمیه قم به تحصیل پرداخت و لباس روحانیت به تن کرد.[85] اشکوری هم از جهت سیاسی و هم از جهت مذهبی از پیروان آیت‏الله‏‏ خمینی بود و در جنبش انقلاب اسلامی شرکت داشت. در دوران حکومت پهلوی وی یک باردر سال 1354 به مدت سه ماه و یک بار دیگر هم  در سال 1355 باز به مدت سه ماه دستگیر و زندانی شد.[86] پس از انقلاب اشکوری به نمایندگی در نخستین مجلس ایران پس از انقلاب انتخاب گردید. پس از سرکوب خشونت آمیز گروه‏های ‏‏مخالف توسط حکومت در اوایل دهه 1360، [87] وی از نظام سیاسی دلسرد و مأیوس شد. پس از یک دوره نمایندگی در مجلس ایران، او سیاست را ترک گفت و به تحقیق و نویسندگی روی آورد. او از سال 1364 تا 1368 در دانشگاه علامه طباطبائی به تدریس تاریخ اسلام و فقه اسلامی اشتغال داشت.[88] وی پس از ایراد سخنرانی در مجلس ترحیم دکتر کاظم سامی از تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی منع گردید.[89]

اشکوری همسو با جنبش اصلاحات که به دنبال انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال 1376 قدرت گرفته بود، عمل می‏کرد. در سال 1378 اشکوری برای شرکت در یک کنفرانس در باره آینده ایران به برلین دعوت شد. این کنفرانس که «ایران پس از انتخاب عمومی» نامیده شد، توسط بنیاد هاینریش بل پشتیبانی شده و قرار بود در ماه فروردین 1379 و به دنبال انتخابات مجلس که انتظار می‏رفت اصلاح طلبان در آن بر اصولگرایان پیروز گردند، برگزار شود.[90] تعدادی از اندیشمندان و فعالان ایرانی از جمله عزت الله سحابی، مهرانگیز کار، شهلا لاهیجی، جمیله کدیور، اکبر گنجی، محمود دولت آبادی و علی افشاری، همراه با تعدادی از نویسندگان و خبرنگاران آلمانی در میان شرکت کنندگان در مباحث میزگرد بودند. اشکوری تنها فرد روحانی بود که به این کنفرانس دعوت شده بود.

تصویر 2

محمد ابراهیم نکونام، یکی از دادستان‏های دادگاه ویژه روحانیت، در دادرسی و محکوم نمودن اشکوری نقش بسیار مهمی داشت.

این کنفرانس به وسیله تعدادی از ایرانیان مقیم خارج که با جمهوری اسلامی مخالف بودند، دچار اختلال شد و برخی از میز گردها لغو گردید.[91] در این هنگام روزنامه‏های ‏‏اصولگرا در ایران از قبیل کیهان، رسالت و جمهوری اسلامی شروع به درج مطالبی ‏‏کردند که از این کنفرانس انتقاد می‏کرد. تلویزیون دولتی ایران نیز به منتقدینِ شرکت کنندگان در این کنفرانس پیوست.[92] به گفته اشکوری هدف این حملات منحرف ساختن تلاشهای محمد خاتمی و جنبش اصلاحات بود.[93]   

به دنبال بازگشت شرکت کنندگان کنفرانس برلین، مقامات ایران چندین تن از ایشان را دستگیر نمودند. اشکوری پس از گذراندن چهار ماه در پاریس برای انجام درمان‏های ‏‏پزشکی، در روز 15 مرداد 1379 به ایران بازگشت.[94] یک روز پس از بازگشت اشکوری، مأموران دادگاه ویژه روحانیت به محل اقامت اشکوری در تهران رفتند تا وی را دستگیر کنند.[95] مأموران پس از ارائه حکم دادسرا وارد منزل وی شدند. تفتیش آنها بیشتر متوجه کتابخانه وی بود و آنها تعدادی از کتاب‏ها ‏و نوشته‏های ‏‏اشکوری را جمع آوری کردند.[96] سپس اشکوری را به دادگاه ویژه روحانیت که به آن احضار شده بود بردند.[97] پس از آن وی به بند 325 زندان اوین برده شد. این بند به زندانیانی اختصاص دارد که توسط دادگاه ویژه روحانیت محکوم و مجازات شده‏اند.‏‏‏

روز بعد بازجویی اشکوری آغاز شد.[98] وی فوراً درخواست وکیل نمود اما با درخواست وی موافقت نشد.[99] ابتدا ستوده کلام، معاون دادستان، از او بازجویی نمود. سپس محمد ابراهیم نکونام، دادستان دادگاه ویژه روحانیت بازجویی از وی را ادامه داد.[100] در طی بخشی از بازجویی، اشکوری اظهار داشت که یک مسلمان باید از این حق برخوردار باشد که در صورت تمایل، بتواند اسلام را نپذیرد و یا به دیانت دیگری روی آورد. به گفته اشکوری، نکونام از این سخن وی خشمناک شده و گفت: «اگر دست من بود، همین جا تو را اعدام می‏کردم!»[101] پس از اتمام این جلسه بازجویی، علیرغم آنکه اشکوری هنوز گناهکار شناخته نشده بود، نکونام دستور داد اشکوری را خلع لباس کنند.[102]

اشکوری به مدت یک ماه بازجویی می‌شد.[103] جلسات بازجویی وی حدود 8:30 یا 9 صبح شروع می‏شد و تا 12:30 یا 1 بعد از ظهر ادامه می‏یافت. پس از تنفس برای نهار و نماز، بازجویی از 2:30 یا 3 بعد از ظهر دوباره از سر گرفته می‏شد و تا 5 یا 6 عصر ادامه می‏یافت.[104]  بر طبق محاسبه اشکوری، وی مجموعاً در حدود 100 ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.[105] اگرچه اشکوری مورد شکنجه جسمی قرار نگرفت اما در طی دوران حبس خود به دلیل فشارهای روحی به مدت یک هفته در بیمارستان بستری گردید.[106] پس از اتمام بازجویی علی رازینی، رئیس دادگاه ویژه روحانیت به اشکوری گفت که وی باید یک وکیل انتخاب کند. اشکوری اظهار داشت وی مایل است محسن رهامی را به عنوان وکیل خود برگزیند.[107] رازینی به اشکوری گفت که وی فقط می‏تواند از فهرست افرادی که توسط دادگاه ویژه روحانیت تهیه شده وکیلی را انتخاب کند.[108] هنگامی که اشکوری اعتراض کرده و اظهار  داشت وی ترجیح می‏دهد شخصاً دفاع از خود را بر عهده گیرد، رازینی گفت که برای شخصی که دارای چنین شهرتی می‏باشد، وجود وکیل حتی «به عنوان یک دکور هم که شده» لازم است.[109] نهایتاً دادگاه یک روحانی به نام عباس برزگر را به عنوان وکیل اشکوری برگزید.[110] اشکوری به چندین جرم از جمله ارتداد متهم گردیده بود. متن کیفرخواست وی که به تاریخ 23 شهریور 1379 می‏باشد و در وبسایت شخصی وی منتشر گردیده، فهرست اتهامات وی را به شرح زیر اعلام می‏کند:

1-  توهین به مقدسات و انکار ضروریات و مسلّمات دین مبین اسلام و احکام جاودانه قرآن از طریق ایراد سخنرانی بر علیه حجاب اسلامی و قوانین جزایی اسلام و قرآن و همچنین با رادیو‏های ‏‏بیگانه و انکار جاودانگی اسلام و قرآن (موضوع اول القول فی الارتداد تحریر الوسیله حضرت امام و ماده ۵۱۳ قانون تعزیرات)

2-   افساد فی­الارض و اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت و سردمداری جمعیتی که  محاربه  و   شعار تغییر نظام دینی  فعالیت نموده و شرکت در کنفرانس خفت بار برلین و ایراد سخنرانی­های ضد نظام و شرکت در جلسه سازمان فدائیان خلق (شاخه اکثریت) در برلین و اقدامات مشابه دیگر در خارج از کشور (موضوع مواد ۱۸۶ و۴۹۸ از قانون مجازات اسلام)

3-   فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و نشر اکاذیب به منظور تشویش اذهان عمومی از طریق سخنرانی، نوشتن  مقاله و مصاحبه با نشریات و رادیو‏های ‏‏بیگانه (موضوع مواد ۵۰۰ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی)

4-   اهانت و افتراء به حضرت امام «رض» از طریق نسبت دادن مطالب کذب به معظم له (موضوع مواد 514 و 697 قانون مجازات اسلامی)

5-   هتک شدید حیثیت روحانیت از طریق ارتکاب اعمال فوق­الاشاره. .[111]

اتهام ارتداد که در ردیف نخست کیفرخواست ذکر شده بود، بر پایه برگشتن اشکوری از اسلام و یا وی به پیامبر اسلام نبود. بلکه دعوی مطروحه در کیفرخواست این بود که اشکوری به دلیل انکار و رد ضروریات و مسلمات اسلام ، مرتد شناخته شده است. این کیفرخواست واضحاً دارای لحنی سیاسی بود. کیفرخواست مزبور در توضیح اتهام ارتداد اشکوری، مطلب را با گرایش سیاسی وی آغاز می‏کند:

«آقای یوسفی اشکوری متأسفانه از زمان نمایندگی مجلس در دامان لیبرالها و نهضت باصطلاح آزادی و روشنفکران غرب زده گرفتار شده که زمینه ساز همه انحرافاتش همین ابتلاء و گرفتاری وی بوده است  و عجیب است که به کرات حضرت امام «رض» این اعلام خطر را کردند ولی اینها توجه ننمودند.»[112]

کیفرخواست ضمن اشاره به آنچه که انکار و رد ضروریات اسلام از جانب اشکوری نامیده می‏شد از وی نقل قول کرد که گفته است کلیه قوانین اسلامی، «قوانین اجتماعی» هستند و بنابراین قابل تغییرند، حتی اگر در قرآن ذکر شده باشند.[113] بخصوص گفته می‏شد که اشکوری قوانین «ابدی» اسلامی از قبیل حجاب زنان، قطع دست سارق، قضاوت زنان و قوانین ارث را نیز جزء قوانین تغییرپذیر محسوب نموده است. کیفرخواستِ یاد شده از اشکوری نقل قول کرده بود که گفته است قوانین نازله بر حضرت محمد قرار نبوده است ابدی باشند بلکه آنها در آن هنگام برای حل مشکلی خاص بر وی نازل شدند.[114] «اگر اینها تغییر پذیر هستند پس اسلامی که بنابر نص قرآنی بنا بود اکمل دین باشد و حلال و حرامش تا روز قیامت تغییر ناپذیر باشد کدام است و آیا اینها انکار احکام دین نیست؟»[115]

تاریخ محاکمه اشکوری را به وی اطلاع ندادند. بلکه یک روز که وی را برای ملاقات خانواده اش به دادگاه ویژه روحانیت آورده بودند، به او خبر دادند که قرار است محاکمه وی در همان هنگام برگزار گردد.[116] علیرغم اعتراضات اشکوری محاکمه برگزار شد. وکیل اشکوری وی را متقاعد ساخت در محاکمه شرکت کند زیرا معتقد بود امتناع وی از محاکمه در اعتراض به این عمل، به نفع پرونده او نخواهد بود.[117] محاکمه اشکوری علنی و عمومی نبود و حتی به بستگانش نیز اجازه حضور در جلسات محاکمه داده نشد.[118]

تصویر از بی بی سی فارسی

تصویر 4

شرکت اشکوری در کنفرانس برلین در فروردین 1379 علت اصلی دستگیری او پس از بازگشتش به ایران بود. اشکوری نفر دوم از سمت چپ می‏باشد که سر میز نشسته است و در حال انجام گفتگوی میز گرد در کنفرانس برلین می‏باشد.

اشکوری در دادگاه و در برابر قاضی سلیمی در دفاع از خود در مورد اتهام ارتداد بیان داشت که وی هیچیک از قوانین اسلام را انکار و رد ننموده است. بلکه مقصود وی تنها این بوده است که می‏توان به قوانین اسلام به عنوان راه حل‏های ‏‏موقت نگاه کرد نه به عنوان اصول تغییرناپذیری که بر جامعه حاکم باشد.[119] اشکوری در تأئید گفته خود با ارائه مثال‏هایی ‏‏از تاریخ اسلام و حتی از خود جمهوری اسلامی، تأکید نمود که وی مطلب جدیدی نگفته است.[120] اشکوری به ویژه به این مطلب پرداخت که موضوع ولایت فقیه نیز بر همین اصل استواراست زیرا به حکومت اسلامی اجازه می‏دهد که در صورت بروز علتی جدید قوانین اسلامی را معوق سازد.[121] جلسه دوم و آخر محاکمه اشکوری در تاریخ 24 مهر 1379 برگزار گردید و اشکوری مباحث خود را در آن نیز تکرار نمود.[122]

در روز 27 مهر 1379 هنگامی که اشکوری در زندان به سر می‏برد اخبار محکومیت خود را از تلویزیون دولتی ایران شنید.[123] غلامحسین محسنی اژه‏ای، دادستان کل وقت که در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده بود اظهار داشت حکم اشکوری صادر شده است اما اشاره کرد که وی با حکم دادگاه در باره اتهامات ردیف اول و دوم مخالف است. اما وی از علنی ساختن حکم دادگاه خودداری نمود.[124]

در روز 1 آذر 1379، اشکوری را به دفتر دادستانی در دادگاه ویژه روحانیت بردند و به او گفتند حکمش  صادر شده است. نکونام به اشکوری گفت که قاضی سلیمی اشکوری را به اعدام محکوم ساخته است اما این حکم قرار نیست اجرا شود زیرا دادستان کل، محسنی اژه‏ای ‏‏با این مجازات مخالف است.[125] اشکوری در تمام موارد اتهامات وارده گناهکار تشخیص داده شده بود مگر اتهام ردیف چهارم که مربوط به اهانت به آیت‏الله‏‏ خمینی بود.[126] در نتیجه وی به اعدام و تحمل دو سال حبس و خلع دائمی لباس روحانیت محکوم شده بود.[127]

اشکوری از دادگاه تجدید نظر دادگاه ویژه روحانیت درخواست تجدید نظر نمود.[128] مراحل تجدید نظر تقریباً دو سال به طول انجامید که اشکوری در طی آن در زندان باقی ماند. پس از دو سال دادگاه تجدید نظر محکومیت اشکوری را نقض و دستور محاکمه جدید صادر نمود.[129] در محاکمه جدید که در تابستان 1381 برگزار گردید، اتهامات ارتداد، محاربه و افساد فی الارض دیگر مطرح نشد.[130] اگرچه هیچگونه دلیل رسمی برای حذف اتهامات مزبور داده نشد، اما اشکوری اظهار می‏کند که آیت‏الله‏‏ خامنه‏ای ‏‏با مجازات اعدام وی مخالف بوده است.[131]

با وجود این اشکوری به دلیل آنکه اجباری بودن حجاب را مورد سؤال قرار داده بود، در مورد اهانت به مقدسات اسلامی گناهکار شناخته شد.[132] اشکوری به دلیل این اتهام به تحمل چهار سال حبس محکوم شد. علاوه بر آن به جرم نشر اکاذیب به تحمل دو سال و به دلیل شرکت در کنفرانس برلین به یک سال حبس محکوم گردید.[133] سرانجام در روز 18 بهمن 1383 اشکوری پس از تحمل چهار سال و نیم حبس از دورۀ مجازات خود، بر طبق ماده 38 قانون مجازات اسلامی سابق، از زندان آزاد شد. این ماده اجازه می‏داد زندانیان پس از طی دو سوم دوره مجازات خود، موقتاً آزاد شوند.[134] اشکوری ایران را پیش از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری در سال 1388 ترک کرد و از اعتراضات پس از انتخابات که به جنبش سبز موسوم شد، حمایت کرد.[135]

3.1.2.   هاشم آغاجری

در روز 29 خرداد 1381 هاشم آغاجری، استاد دانشگاه تربیت مدرس و یکی از جانبازان جنگ ایران و عراق سخنرانی بحث برانگیزی در خانه معلم همدان ایراد کرد. سخنرانی او به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد مرگ دکتر علی شریعتی انجام شد. علی شریعتی جامعه شناس و متفکر برجسته اسلامی، از طرفداران تفسیر نوین اسلام بود. آغاجری در سخنان خود مباحث مشابهی را مطرح نموده و در باره نیاز به یک «پروتستانیزم اسلامی» سخن گفت:

یکی از کارهایی که شریعتی کرد ... تفکیک اسلام ذاتی از اسلام تاریخی بود و گفت که بسیاری از چیزهایی که نهاد رسمی و سنتی دین، متولیان رسمی دین نام اسلام را مطرح می‏کنند اسلام ذاتی نیست اسلام تاریخی است ... آثار علامه مجلسی حلیة المتقین مجلسی به درد مسلمان 300، 400 سال قبل می‏خورد[136] ... فهم ها، درک و استنباط‏های ‏‏علمای دوره‏های ‏‏گذشته ربطی به اسلام ندارد... کی گفته است حتماً یک آخوند باید امام جماعت باشد؟ شریعتی گفت امامان، پیامبر ، اینها را نباید به عنوان موجودات فرا انسان نگاه بکنیم ... شریعتی می‏گفت رابطه دین شناس با مردم رابطه معلم و متعلم است نه رابطه مراد و مرید، رابطه مقلَّد و مقلِّد که مردم از او تقلید کنند. مگر مردم میمون هستند که از او تقلید بکنند؟ ... پروتستانیزم اسلامی یک پروسه مستمر است که ما دائم به آن احتیاج داریم.

تعدادی از افرادی که در این سخنرانی شرکت کرده بودند از گفته‏های ‏‏آغاجری شدیداً به خشم آمدند و جلسه را بر هم زدند. آغاجری نتوانست سخنان خود را به اتمام برساند و مجبور شد سالن سخنرانی را ترک نماید. سخنرانی آغاجری و سپس مجازات وی در نهادهای مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی جنجال سیاسی شدیدی بر پا نمود. به عنوان نمونه، آیت‏الله‏‏ مکارم شیرازی گفت:

«نمی دانم چرا گروه‌های  سیاسی  این افراد هتاك را از خود دور نمی‏‏‏‌كنند؟ روحانیت شعیه، حوزه‌های  علمیه و دولتمردانی  كه از حوزه‌ها برخاسته‌اند، همیشه مانع مهمی  بر سر راه جهانخواران بوده و هستند. هجوم بی ‌منطق و وحشیانه‌ای  كه همواره بر ضد روحانیت و حوزه‌های  علمیه آغاز شده است، هماهنگی  كامل با اخباری  دارند كه از غرب می‏‌رسد و هدف اصلی  آن است كه با مغلطه و سفسطه روحانیت را از مردم جدا كنند تا به آسانی  به اهداف شوم خود برسند و بر ایران اسلامی  مسلط شوند. می‏‌گویند كه چرا مردم باید در احكام دینی  تقلید كنند، تقلید كار [میمون] است.»

محکوم نمودن اظهارات آغاجری به اصولگرایان تندرو محدود نمی‏‏‏شد. حتی چهره‏هایی ‏‏اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت، و مهدی کروبی، سخنگوی مجلس وقت، از آغاجری انتقاد نمودند.[137]

در روز 10 تیر 1381 آغاجری برای بازجویی به همدان احضار شد. آغاجری در دادگاه حاضر نشد و درخواست کرد محل دادگاه را به تهران تغییر دهند.[138] با درخواست وی موافقت نشد. آغاجری در روز 17 مرداد 1381 دستگیر شد.[139]

تصویر 5

هاشم آغاجری یکی از جانبازان جنگ و استاد دانشگاه می‏باشد که پس از ادای سخنرانی در همدان در سال 1381 به ارتداد و اعدام محکوم گردید. وی عاقبت در سال  از زندان 1383 آزاد شد.

آغاجری بعدها در طی دور سوم محاکماتش اظهار داشت وی پس از دستگیری حدود 10 ماه در زندان انفرادی به سر برده است. وی همچنین ادعا کرد شبها فردی که به علت تخلفات مربوط به مواد مخدر به مرگ محکوم شده بود را به سلول وی می‏فرستادند تا بعداً ادعا کنند که وی در حبس انفرادی به سر نبرده است.[140] تعدادی از خانواده‏های ‏‏افرادی که در جنگ ایران و عراق کشته شده بودند و نیز حزب مؤتلفه به دادخواست کیفری علیه آغاجری پیوستند.[141] او با یک فهرست طولانی از اتهاماتی روبرو بود که شعبه 14 دادگاه عمومی همدان علیه وی مطرح ساخته بود:

1ـ اهانت به دين حنيف اسلام و تشبيه آن به مسيحيت محرف و منسوخ و ارتجاعی خواندن آن، سياه و تاريك و عتيقه دانستن آموزه‌های دين مقدس اسلام، و ضرورت تغيير دين مبين اسلام با پروتستانتيزم اسلامی  و انكار ضروریات اسلام و استهزاء و مسخره نمودن احكام نورانی  اسلام از قبیل اجرای  مراسم خطبه‌  عقد نكاح و ازدواج شرعی  و انكار تقلید از مجتهدان عادل و تعبیر از آن به عمل میمون كه از مسلمات فقه همه‌  مذاهب اسلامی  است (اصل حجیت فتوای  فقها و لزوم تقلید از آنان) و در نتیجه انكار اصل دین.

2 ـ اهانت به ائمه‌  طاهرین علیهم السلام و انكار مقام قدسی  و الهی  آنان.

3 ـ اهانت به ساحت علمای  اسلام و مرجعیت شیعه و انبوه مقلدان مراجع عظام.

4 ـ اخلال در نظم و آرامش شهروندان همدانی  بلكه ایجاد تشنج در سراسر كشور اسلامی .[142]

در روز 16 آبان 1381 گزارش‏هایی ‏‏حاکی از اینکه دادگاه  آغاجری را مرتد دانسته و وی را به اعدام محکوم نموده است منتشر شد.[143] حکم دادگاه از آغاجری به عنوان «مارکسیست تر از مارکس» یاد می‏کرد زیرا وی به مذهب نه تنها به عنوان «افیون ملت‏ها» بلکه به عنوان «افیون دولت‏ها» اشاره کرده بود.[144] دادگاه از آغاجری نقل قول کرد که گفته است تعالیم  تمام ادیان که توسط نهادهای سنتی و رسمی تعلیم داده شده همگی کهنه، تاریک، و عتیقه هستند و چنین آموزه‏هایی ‏‏را باید انتقاد نموده و دور انداخت.[145] دادگاه نتیجه گیری نمود که اظهار چنین مطالبی معادل ابطال قوانین و برداشت‏های ‏‏اصلی مذهبی در تمامی مذاهب می‏باشد.[146]

بر طبق اظهارات صالح نیکبخت، وکیل آغاجری، این محاکمه 35 ساعت به طول انجامید. بر اساس گزارش‏ها ‏در طی محاکمه آغاجری اظهار داشته بود که وی هرگز با اسلام مخالفت نورزیده و صرفاً برخی از دیدگاه‏های ‏‏روحانیون را مورد انتقاد قرار داده است. به علاوه، آغاجری گفته بود که وی به تمامی قوانین اسلامی معتقد است و تقلید از روی آگاهی را وظیفه تمامی مسلمانان می‏داند.[147]

دادگاه دفاعیات آغاجری را نپذیرفت. در نتیجه، دادگاه آغاجری را بر اساس ماده 513 قانون مجازات اسلامی به مرگ محکوم کرد. در مورد اتهام دوم، دادگاه اظهارات آغاجری در باره ائمه شیعه را توهین آمیز تشخیص داده و وی را به پنج سال حبس و تبعید محکوم نمود. ضمناً دادگاه آغاجری را از تدریس به مدت ده سال پس از آزادی از زندان ممنوع ساخت.[148] دادگاه همچنین آغاجری را در مورد اهانت به فقهای اسلامی و مقلدین آنها گناهکار تشخیص داد. دادگاه آغاجری را برای این اتهام، به یک سال حبس، تبعید، و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم نمود. آغاجری در مورد اتهام ردیف چهارم نیز محکوم شد و برای اخلال در نظم عمومی به دو سال حبس، و تبعید محکوم گردید.[149] در مجموع، آغاجری به اعدام، هشت سال زندان و تبعید، 74 ضربه شلاق و 10 سال ممنوعیت از تدریس محکوم شد.

این مجازات توسط بسیاری از افراد و سازمان‏های ‏‏سیاسی، به ویژه سیاستمداران اصلاح طلب و گروه‏های ‏‏دانشجویی محکوم شد.[150] حتی گروههای ‏‏دانشجویی اصولگرا از قبیل دفتر تحکیم وحدت، شعبه شیراز [151] و چندین دفتر بسیج دانشگاهی مجازات اعدام وی را محکوم نمودند.[152] تعدادی از اساتید دانشگاه تربیت معلم در اعتراض به این جریان استعفا دادند.[153]

شعبه 27 دیوان عالی کشور حکم دادگاه را لغو نموده و پرونده را به دادگاه اولیه بازگرداند.[154] این بار دادگاه ارتداد را اینطور تعریف کرد:«ارتداد عبارت است از قطع ارتباط با اسلام از سوی مکلف که از طریق عمل ... یا گفتاری که از روی دشمنی یا تمسخر یا از روی اعتقاد بر علیه اسلام گفته شود اثبات می‏گردد.»[155] در نتیجه دادگاه آغاجری را در اردیبهشت 1383 برای بار دوم به اعدام محکوم نمود.

تصویر 6

مجازات  اعدام  آغاجری  با  محکومیت

 گسترده‏ای  روبرو شد.  دانشجویان تظاهرات

 متعددی در حمایت از آغاجری برگزار کردند.

 در مصاحبه‏ای در سال 1392 آغاجری اظهار

 داشت که تظاهرات دانشجویان زندگی وی را

نجات داد.

[156] در روز 26 اردیبهشت 1383 خبرگزاری دانشجویان ایرانی، ایسنا گزارش داد که رهبر ایران خامنه‏ای ‏‏از قوه قضاییه خواسته است در اسرع وقت پرونده آقاجری را مورد تجدید نظر قرار دهد.[157] این گزارش همچنین حاکی از آن بود که آیت‏الله‏‏ خامنه‏ای ‏‏از طولانی شدن مراحل تجدید نظر بسیار ناراضی بوده است.[158] قوه قضائیه دخالت رهبر ایران در این پرونده را انکار نمود، اما ایسنا تکرار کرد که صحت خبر خود را کاملاً تأئید می‏کند.[159] در روز 12 خرداد 1383 سخنگوی قوه قضائیه ایران اعلام نمود که دیوان عالی کشور مجازات اعدام را لغو نموده است.[160]

در یک مصاحبه مطبوعاتی که در سال 1387 ، یعنی چندین سال پس از فیصله یافتن این پرونده صورت گرفت، آیت‏الله‏‏ محمد سجادی عطا آبادی یکی از قضات دیوان عالی کشور که در مورد پرونده آغاجری حکم داده بود، اظهار داشت که دیوان عالی از طرف تندرو‏ها ‏تحت فشار قرار داشت که مجازات اعدام را ابرام نماید.[161] وی گفت برای مثال برخی از تندروها تهدید کرده بودند که یک مسجد را خواهند سوزاند.[162] وی گفت با وجود این، اشکالات دادرسی عمده‏ای ‏‏در رایی ‏‏که آغاجری را به مرگ محکوم کرده بود وجود داشت. آیت‏الله‏‏ سجادی عطا‏آبادی اظهار داشت دیوان عالی کشور در باره این پرونده به رهبر نامه‏ای ‏‏نوشته بود و دستورالعمل رهبر ایران به ایشان این بود که بر طبق قوانین اسلام عمل کنند.[163] آیت‏الله‏‏ سجادی عطا‏آبادی ضمناً اظهار داشت که او افتخار می‏کند که دیوان عالی کشور در برابر فشارها تسلیم نشد و مجازات اعدام را تأیید نکرد.[164]

دیوان عالی کشور پس از رد حکم دادگاه، این پرونده را به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران اعاده کرد.

دادستان کل تهران که این بار مسئول تعقیب قانونی پرونده آغاجری بود، اتهامات وی مبنی بر ارتداد و سب‌النبی را طرح نکرد و اتهام او را به تخلف جزئی‌تر توهین به مقدسات محدود نمود.[165] اگرچه اتهامات جدی‏تر حذف شده بود، اما دادگاه در مورد نظر خود در باره این موضوعات به اظهار نظر پرداخت و آغاجری را از ارتداد و سبّ‏النبی‏‏‏‏‏‏ تبرئه کرد. با پذیرفتن استدلالات آغاجری در مورد اینکه وی هرگز اصول اسلام را انکار نکرده است و هرگز قصد اهانت به پیامبر یا ائمه را نداشته است، دادگاه اعلام کرد هیچ مدرکی دال بر ارتداد یا اهانت آغاجری به پیامبر وجود ندارد که بر اساس آن اتهامات مزبور اثبات شوند. اما دادگاه آغاجری را در مورد اتهام توهین به مقدسات گناهکار شمرد. آغاجری به پنج سال زندادن محکوم شد که دو سال آن به مدت پنج سال به تعلیق درآمد.[166] آغاجری در روز 10 مرداد 1383 آزاد شد.[167]

3.1.3.   سید علی غرابات

بر طبق گزارش‏ ‏‏مشرق نیوز که وبسایتی نزدیک به اصولگرایان می‏باشد، سید علی غرابات در روز 6 بهمن 1389 در زندان کارون اهواز اعدام گردید.[168] بر اساس گزارش‏ها ‏وی در سوسنگرد دستگیر شد و به ارتداد و ترویج فحشاء متهم گردید.[169] ماهیت فعالیت‏ها ‏و ادعاهای مذهبی غرابات معلوم نیست.

تصویر 7

سید علی غرابات  یکی  از فرماندهان  سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در سال 1390 به ارتداد محکوم و سپس اعدام شد. به گفته رسانه‏های ایرانی غرابات ادعای خدایی کرده بود.

به گفته مشرق نیوز غرابات ادعای خدایی کرده بود.[170] در گزارشی به تاریخ 6 شهریور 1389 به نام «جشن تولد یک مدعی خدایی در خوزستان» مشرق نیوز اعلام کرد تعدادی از مردم خوزستان ادعای غرابات را پذیرفته بودند و برخی از آنها برای رساندن پیام غرابات به دیگر کشورهای خلیج فارس سفر کرده بودند. این گزارش اظهار می‏کرد که غرابات دستگیر شده و در حال گذراندن دوران حبس خود می‏باشد.[171] این گزارش در باره اینکه غرابات با مجازات مرگ روبرو می‏باشد مطلبی ذکر نکرده بود. مشرق نیوز همچنین یک نوار ویدیویی از جشن تولد غرابات را منتشر کرد. بخشی از این ویدیوی هفت دقیقه‏ای ‏‏تعدادی از مردان و زنان را نشان می دهد که در برابر غرابات سجده کرده اند در حالی که شخص دیگری دعایی را به عربی قرائت می‏کند.[172] به گزارش مشرق نیوز این ویدئو در بعضی از نقاط استان خوزستان با استفاده از تکنولوژی بلوتوث منتشر شده بود. مشرق نیوز همچنین گفت غرابات کم‌حرف بوده تا  بی دانشی وی آشکار نشود.[173]

بر طبق گزارش العربیه غرابات در طی جنگ ایران و عراق فرمانده ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بود و مجازات او توسط دادگاه ویژه روحانیت صادر شده بود.[174] اما این مطلب با گزارش خبرگزاری فارس مبنی بر اینکه دادگاه انقلاب اسلامی اهواز مجازات غرابات را صادر کرد، تطابق ندارد.[175]

به گفته یکی از اعضاء خانواده وی که در گزارش العربیه از او نقل قول شده، غرابات پس از جنگ ایران و عراق ادعا می‏کرد که با امام دوازدهم در ارتباط است.  از این عضو خانواده همچنین نقل قول شده بود که مقامات سال‏ها ‏بود که از ادعای غرابات با خبر بودند و فقط هنگامی به سرکوب وی و پیروانش پرداختند که غرابات شروع به انتقاد از رهبر ایران کرد.[176]

3.1.4.   روح الله توانا

در آبان ماه 1390 مامورانی که گمان می‏رود از اداره اطلاعات آمده بودند، روح الله توانا را در خانه اش در مشهد دستگیر کردند. توانا ، مهندس کنترل کیفیت و متولد 1357، به سب‏النبی‏‏‏‏‏‏ متهم شده بود. این اتهام ناشی از سخنانی بود که گفته می‏شد وی در یک ویدئوی خصوصی اظهار داشته است.

علاوه بر اتهام اصلی که همان سب‌النبی بود، وی به جرایم دیگری از قبیل مصرف مواد مخدر، مصرف الکل و تولید مشروبات الکلی، زنای محصنه، اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقامات رسمی ، و تشویش اذهان عمومی هم متهم شده بود. توانا به مدت سه ماه و نیم در حبس انفرادی بود. وی در یکی از بازداشتگاه‏های ‏‏وزارت اطلاعات در مشهد نگاهداری می‏شد.[177]

تصویر 8

روح‏الله توانا، مهندس کنترل کیفیت پس از آنکه به جرم سب‌النبی گناهکار شناخته شد با مجازات اعدام مواجه است. مجازات اعدام وی به تأیید دیوان عالی کشور رسیده است.

تصویر از رادیو زمانه

در طی این مدت وی هیچگونه دسترسی به وکیل نداشت.[178] سپس وی را به زندان وکیل آباد مشهد منتقل نمودند.[179] تا شش هفته پس از دستگیری توانا، خانواده وی از محل نگهداری او بی اطلاع بودند.[180]  خانواده وی اظهار داشتند که می‏توانستند هفته‏ای ‏‏یکبار او را ازپشت کیوسک ببینند و هر 45 روز در داخل زندان وی را حضوراً ملاقات نمایند.[181]

در روز 12 مرداد 1392 شعبه پنجم دادگاه کیفری خراسان رضوی توانا را به جرم سب‌النبی گناهکار شناخته و وی را به اعدام محکوم کرد.[182] مجازات توانا در مرحله  تجدید نظر تأئید شد.[183] در روز 25 بهمن 1392 شعبه 14 دیوان عالی کشور نیز مجازات اعدام او را ابرام نمود و در نتیجه مجازات وی اکنون هر زمان می‏تواند اجرا شود.[184]

فخری جمالی، مادر توانا وقایعی را که منجر به دستگیری وی شد تعریف کرده است. به گفته وی یکی از دوستان توانا با اداره اطلاعات مشهد تماس گرفته و گفت توانا در خانه خود اطلاعاتی دارد که «ضد انقلاب» و «علیه رهبر ایران» می‏باشد.[185] عوامل اطلاعات بدون داشتن حکم بازرسی، خانه توانا را مورد تفتیش قرار دادند. آنها تمام کتابها، لوازم شخصی و کامپیوتر او را جستجو کردند. توانا و یکی از برادرانش در شب تولد وی یک قطعه ویدیویی کوتاه درست کرده بودند که بر روی کامپیوتر توانا ضبط شده بود.[186]

به گفته مادر توانا، این ویدیو توانا را در حالی که یک چاقو به دست داشته و می‏خواهد کیک تولد خود را ببرد نشان می‏دهد. این ویدیو توانا را در حال گفتن جمله‌ای توهین آمیزنسبت به پیامبر اسلام نشان می‏دهد.[187] مادر توانا می‏گوید این فیلم خصوصی بوده و هیچکس به جز توانا و برادرش در آن نبودند.[188]

دادگاه همچنین توانا را به جرم مصرف الکل، درست کردن مشروبات الکلی و روابط جنسی نامشروع به حبس و تحمل ضربات شلاق محکوم کرده است. علاوه بر دادگاه کیفری،  دادگاه انقلاب در استان خراسان رضوی پس از محکومیت وی به جرایم اهانت به بنیانگذار انقلاب و رهبر ایران وی را به تحمل سه سال حبس دیگر نیز مجازات نمود.[189]

مادر توانا گفته است که توانا از بیماری روانی و مصرف الکل و مواد مخدر رنج می‏برد.[190]   به گفته وی پزشکی قانونی تشخیص داده است که وی مبتلا به اختلال شخصیت نوع «ب» می‏باشد.[191] وی گفته است علیرغم مشکلات روانی فرزندش، دادستان‏ها ‏به بازپرسی و بازجویی خود از او ادامه دادند.[192]

وکلای توانا در دفاعیه خود اظهار داشتند که توانا هرگز مرتکب جرایم فوق الذکر نشده است زیرا گفته‏های ‏‏او خصوصی بوده‌اند. دوم اینکه گفته‏های ‏‏او صراحتاً به پیامبر اسلام یا پیامبر دیگری اشاره نمی‏‏‏کند؛ بنابراین نمی‏‏‏توان آن را اهانت دانست. سوم اینکه وکلای توانا استدلال می‏کنند که بر پایه سنت پیامبر اسلام، مجازات اعدام باید فقط در مواقعی  به کار بسته شود که شخص مکرراً به پیامبر اسلام اهانت نماید.[193]

چهارم آنکه اظهارات توانا هنگامی ابراز شد که وی تحت تأثیر مصرف الکل بوده و از اختلالات روانی رنج می‏برده است. و بالاخره آنکه وکلای توانا  استدلال نمودند که توانا در مورد اهمیت این موضوع دینی اطلاعات و آگاهی کافی نداشته است.[194]

دادگاه دلایل وکلا را نپذیرفت. دادگاه معتقد بود که میزان الکل مصرف شده توسط توانا به حدی نبوده است که وی را مسلوب الاراده  نماید.[195] اما باید توجه داشت که بر طبق ماده 263 قانون مجازات اسلامی هنگامی که شخص متهم به سب‏النبی‏‏‏‏‏‏ اظهار می‏دارد وی این اظهارات را در حال مستی کرده است، نباید اعدام شود. بلکه اگر این سخنان توهین آمیز باشد، متخلف باید به 74 ضربه شلاق محکوم گردد.[196]

3.2.   اتهام ارتداد علیه مسیحیان

3.2.1.   داوود[197] 

داوود فردی تبریزی است. وی  که به مسیحیت گرویده است در مصاحبه‏ای ‏‏با مرکز اسناد حقوق بشر ایران آنچه بر او گذشته بود را توصیف کرد. اگرچه داوود در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده اما پیرو دیانت اسلام نبود.[198]

پس از آنکه داوود با مسیحیت بیشتر آشنا شد در سال 1384 به این دیانت ایمان آورد. داوود مدت کوتاهی پس از ایمان آوردن به مسیحیت به تهران نقل مکان نمود زیرا در تبریز مسیحیان دیگری را نمی‏‏‏شناخت و می‏خواست در جمع افرادی باشد که دارای اعتقادات مشترکی هستند.[199] وی در یکی از کلیساهای خانگی در تهران شروع به فعالیت نمود. داوود در سال 1386 به شیراز نقل مکان کرده و به خدمات خود به عنوان کشیش ادامه داد.

به گفته داوود در روز 16 آذر 1388 حوالی ظهر پنج یا شش مامور لباس شخصی وزارت اطلاعات به محل اقامت وی آمده و شروع به تفتیش محل نمودند.[200] با وجود آنکه همسر داوود از آنها درخواست کرد حکم خود را نشان دهند آنها هیچ حکمی ‏‏ارائه نکردند. یک یا دو تن از این افراد مسلح بودند. به گفته داوود آنها از بازداشتگاه پلاک 100 آمده بودند. مأموران هر شیئی که نشان دهنده اعتقاد داوود و همسرش به مسیحیت بود را جمع آوری کردند. به گفته داوود مأموران بیش از یکصد جلد از کتاب‏های ‏‏داوود را مصادره کردند. مأموران با یک پژو و یک سمند برای بردن داوود، همسرش، و وسایل آنها آمده بودند.[201]

داوود می‏گوید او و همسرش را به بازداشتگاه پلاک 100 بردند. هنگام دستگیر کردن به آنها چشمبند نزدند اما هنگام ورود به بازداشتگاه به آنها چشمبند زده شد. داوود را در یک سلول چوبی گذاشتند. آن شب داوود را تا ساعت 11 شب بازجویی کردند. آنها یک قطعه کاغذ در برابر داوود گذاشتند. سپس شروع به پرسیدن سؤالاتی در باره اعتقادات مذهبی وی کردند و به او گفتند پاسخ‏های ‏‏خود را بنویسد. او گفت که مسیحی است. سپس بازجوها در باره اعتقادات مذهبی افرادی که وی آنها را از طریق کلیسا می‏شناخت از او سوال کردند. داوود پاسخ داد که آنها مسیحی نیستند. بازجوها به داوود گفتند او دروغ می‏گوید اما داوود پاسخ داد که اعتقاد مذهبی یک مسئله شخصی است و او نمی‏‏‏تواند بگوید آیا این افراد به مسیحیت اعتقاد دارند یا خیر.

داوود به مدت سی روز در بازداشتگاه پلاک 100 تحت بازداشت بود. بر طبق اظهارات داوود وی در طی 25 روز از این مدت تحت بازجویی قرار گرفت. بازجوها معمولاً حدود 8 صبح بازجویی را آغاز می‏کردند و تا دیروقت شب به پرس و جو ادامه می‏دادند و فقط هنگام نهار کار را متوقف می‏کردند. دو نفر داوود را بازجویی می‏کردند. یکی از او درخواست اطلاعات می‏کرد و دیگری با وی به بحث پرداخته و سعی داشت داوود را متقاعد نماید که اعتقاداتش اشتباه است. همزمان با این جریان، همسر داوود نیز مورد بازجویی قرار داشت.[202] 

پس از 30 روز داوود به زندان عادل آباد منتقل شد. اما برای یک روز داوود را به بازداشتگاه شماره 100 بازگرداندند. در آن روز داوود را با یک نفر مسیحی روبرو ساختند که به تثلیث اعتقاد نداشت. داوود با وی به گفتگوی عقیدتی پرداخت اما نمی‏‏‏داند چرا مسئولان این ملاقات را ترتیب داده بودند. داوود 10 روز پس از انتقال به عادل آباد با گذاشتن یک وثیقه 30 میلیون تومانی آزاد شد.[203]  در مجموع داوود 40 روز در حبس بود.

پیش از آزاد شدن، داوود از جانب بازجوهایش مورد تهدید قرار گرفت که اگر به فعالیت‏های ‏‏مذهبی خود ادامه دهد با عواقب بدی روبرو خواهد شد:

با خونسردی می‌گفتند که شاید یک ماشینی بهت بزند اگر به کارت ادامه بدهی. [204]

در طی بازجویی‏ها ‏از داوود در باره ارتباط او با مؤسسه ایلام پرسیدند. موسسه ایلام که در سال 1369 تأسیس شده است یک موسسه مسیحی است که دارای شعبی در بریتانیا و ایالات متحده امریکا می‏باشد و هدف آن ترویج مسیحیت در ایران است.[205] هنگامی که داوود در زندان بود مبتلا به آنفلوانزا شد اما مراقبت‏های ‏‏کافی پزشکی در اختیار او قرار ندادند. مسئولان از وی می‏خواستند به آنها تعهد بدهد که پس از آزادی از زندان فعالیت‏های ‏‏مذهبی خود را متوقف کند. با وجود این داوود به تبلیغ دیانت خود ادامه داد.

داوود و همسرش در ابتدا به ارتداد، اهانت به اسلام، عضویت در گروه‏ها ‏یا سازمان‏های ‏‏مخالف با جمهوری اسلامی و تبلیغ برای آنها متهم شدند. مانند چند مورد مشابه دیگر، به نظر می‏رسد ظن ارتباط با ایلام علت  متهم شدن داوود به عضویت در سازمان‏های ‏‏مخالف جمهوری اسلامی باشد.[206] اتهام ارتداد نهایتا لغو شد. اتهامات باقی مانده به دو پرونده تقسیم شدند. اتهام اهانت به اسلام تحت صلاحیت قضایی دادگاه کیفری بود در حالیکه اتهام تبلیغ در حوزه صلاحیت قضایی دادگاه انقلاب قرار می‏گرفت.

داوود و همسرش در ماه خرداد 1390 پیش از آنکه محاکمه شوند ایران را ترک گفتند. در نتیجه محاکمه آنها به صورت غیابی انجام شد. دادگاه کیفری شیراز داوود و همسرش را از اتهام اهانت به اسلام تبرئه نمود و علت آن را فقدان شواهد و نیز انکار متهم ذکر نمود. اما دادگاه انقلاب داوود و همسرش را گناهکار تشخیص داده و هر یک را به دو سال حبس محکوم نموده است. رای دادگاه که به وکیل داوود و همسرش تحویل داده شده است، در باره این تصمیم توضیح نداده و فقط اظهار می‏کند که حکم با توجه به گزارش ارائه شده از سوی وزارت اطلاعات صادر شده است.[207]

3.2.2.   حسین سودمند

حسین سودمند تنها نوکیش مسیحی ‏‏است که رسما به جرم ارتداد اعدام گردیده است. سودمند که متعلق به کلیسای جماعت ربانی بود، در روز 12 آذر 1369 اعدام شد. سودمند در 8 تیر 1330 در یک خانواده مسلمان در مشهد به دنیا آمد. وی در طی انجام دوران خدمت سربازی اش در دهه 1340 به مسیحیت ایمان آورد. او پس از اتمام خدمت سربازی، به اصفهان نقل مکان کرد و در یک بیمارستان مخصوص افراد نابینا به کار پرداخت و در همانجا با خانمی آشنا شد و با وی ازدواج کرد. در سال 1358 پس از انقلاب ایران، سودمند به مشهد باز گشت. در آنجا وی در زیرزمین خانه اش یک کلیسای خانگی گشود و تعدادی از علاقمندان را در آنجا گرد هم آورد. کلیسا و جلسات موعظه سودمند توجه مقامات ایران را به خود جلب نمود.

تصویر 9

حسین سودمند، کشیش و نوکیش مسیحی، تنها مورد شناخته شده از مسیحیان ایران می‏باشد که به جرم ارتداد اعدام شده است. سودمند در روز  12 آذر 1369 اعدام شد. تصویر از  روزنامه تلگراف

سودمند اولین بار در اردیبهشت 1369 دستگیر شد.[208] هنگامی که در زندان به سر می‏برد مقامات به او اخطار کردند که اگر از عقیده خود تبری نجوید زندگی‌اش در خطر خواهد بود.[209]  با وجود آنکه سودمند حاضر نشد از عقیده خود دست بردارد یک ماه بعد مقامات او را آزاد کردند.[210] راشین سودمند، دختر حسین سودمند، در مصاحبه‏ای ‏‏اظهار داشت که «پلیس عقیدتی وی را بدون هیچگونه توضیح یا عذرخواهی آزاد نمود.»[211] شش ماه بعد، در آبان 1369، وی مجدداً به جرم ارتداد، برقرار کردن کلیسای غیر قانونی و تبلیغ مذهب خود دستگیر شد.[212]

هنگامی که سودمند در زندان بود، مسئولان وی را تحت فشار گذاشتند تا از اعتقاد خود به دیانت مسیحی اظهار ندامت و توبه کند اما او از این امر امتناع کرد.[213] پس از گذراندن دو ماه در زندان، سودمند مرتد شناخته شده و در 12 آذر 1369 به دار آویخته شد.[214]  اطلاعات مربوط به محاکمه سودمند از جمله محل برگزاری محاکمه، شواهد ارائه شده علیه وی توسط دولت و وکیل مدافع وی در اختیار عموم قرار نگرفت.[215] ضمناً هیچ اطلاعات دقیقی در باره حکم دادگاه در دست نیست.[216] پس از اعدام سودمند، مقامات به خانواده سودمند اطلاع دادند  که او « به خاطر پافشاری در ایمان مسیحی‌ خود در محوطۀ زندان مشهد به ‌دار آویخته شده ‌است»[217] مقامات جسد سودمند را به خانواده اش تحویل ندادند. در عوض وی را در بخشی از گورستان مشهد که به افرادی اختصاص داده شده که دولت آنها را «لعنت شده» محسوب می‏کند، دفن کردند.[218] مقامات به خانواده سودمند اجازه ندادند بر مزار او لوحه سنگی بگذارند و یا آن را به طریقی مشخص نمایند.[219]

در روز 30 مرداد 1387 یعنی 18 سال پس از اعدام سودمند، پسر وی، رامتین سودمند دستگیر شد.[220] رامتین سودمند به ارتداد متهم نشد زیرا وی مسیحی به دنیا آمده بود.[221] اما خواهرش در مصاحبه‏ای ‏‏با رادیو فردا  اظهار داشت او مطمئن است برادرش را به علت اعتقادات مذهبی اش دستگیر نموده‏اند.‏‏‏ وی در روز 1 آبان 1387 با سپردن وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد شد.[222]

3.2.3.   یوسف ندرخانی

یوسف ندرخانی یک کشیش پروتستان ایرانی است. او در سن 19 سالگی به مسیحیت گروید.[223] ندرخانی در مهر ماه 1388 دستگیر شد.[224] وی در شعبه 11 دادگاه تجدید نظر استان گیلان محاکمه شد.[225] در روز 31 شهریور 1389 دادگاه ندرخانی را به مرگ محکوم کرد.

دادگاه در رأی خود نوشت ندرخانی در بازجویی‏های ‏‏خود مکررا پیامبر بودن محمد را انکار کرده است.[226] این واقعیت که  ندرخوانی پیش از اقبال به مسیحیت مسلمان بوده است برای دادگاه موضوع مهمی بود:

«حتی در جلسه اخذ آخرین دفاع در بازپرسی در مورخه 24/12/88 در پاسخ بازپرسی که از وی سؤال شده است پس از رسیدن به سن بلوغ تا 19 سالگی چه دینی داشتی اعلام کرده است چون که پدر و مادرم مسلمان بوده‏اند ‏‏‏بنده مسلمان بودم تا اینکه در سن 19 سالگی به دین مسیحیت اعتقاد پیدا کردم.»[227]

دادگاه سپس مطالب خود را ادامه می‏دهد تا اثبات نماید که ندرخانی به اسلام معتقد نیست:

«در پاسخ سؤال دیگر که آیا اصول دین را که شامل توحید و نبوت و معاد است قبول داری اعلام کرده است توحید و معاد را قبول دارم ولی نبوت حضرت محمد (ص) را قبول ندارم.»[228]

تصویر 10

یوسف ندرخانی نوکیش مسیحی در سال 1389 به جرم ارتداد به مرگ محکوم شد. وی سرانجام از جرم ارتداد تبرئه گردید و پس از سه سال حبس آزاد شد. تصویر از دویچه وله

هیئت پنج نفره قضات استدلالهای ندرخوانی و وکلای وی را نپذیرفتند. وکلای او معتقد بودند ندرخانی از ابتدا اصلاً مسلمان نبوده و بنابراین قوانین ارتداد شامل حال او نمی‏‏‏شود. هنگام محاکمه، ندرخانی گفت او تنها به این دلیل اعتراف کرده است قبلاً مسلمان بوده که بازجوی او به او گفته بود هر کس که در خانواده‏ای ‏‏با والدین مسلمان متولد شود و خود شخصاً اقدام به انتخاب دین دیگری نکند، طبیعتاً مسلمان محسوب می‏گردد.[229]  دادگاه این ادعا را رد کرده و اظهار داشت اعترافات ندرخانی و پروندۀ تهیه شده توسط وزارت اطلاعات تأئید می‏کند که ندرخوانی پیش از گرایش به مسیحیت، مسلمان بوده است.

دادگاه اذعان نمود که هیچگونه قانون خاصی وجود ندارد که ارتداد را جرم تلقی کند. معهذا دادگاه به ماده 167 قانون اساسی ایران، قانون مجازات اسلامی و آئین دادرسی دادگاه‏های ‏‏عمومی و انقلاب استناد کرد. دادگاه ندرخانی را بر اساس قانون شرع به مرگ محکوم نمود.[230] دادگاه در توجیه حکم خود، به کتاب تحریر الوسیله آیت‏الله‏‏ خمینی، و احکام مذهبی رهبر علی خامنه ای، آیت‏الله‏‏ محمد رضا گلپایگانی، آیت‏الله‏‏ صافی گلپایگانی، آیت‏الله‏‏ مکارم شیرازی و آیت‏الله‏‏ بهجت فومنی استناد نمود.[231] مجازات اعدام ندرخانی توسط جامعه بین‏المللی ‏‏محکوم شد.[232] ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا و واتیکان در باره مجازات ندرخانی ابراز نگرانی کردند.[233] دیوان عالی کشور ایران رأی صادره را به علت «نقص تحقیقاتی» باطل اعلام کرده و آن را برای تجدید نظر اعاده نمود.[234] ضمنا وکیل ندرخانی هم اظهار داشت دادگاه تصمیم گرفته است در باره پرونده ندرخانی از رهبر ایران استفسار نماید.[235] در مورد اینکه آیا رهبر ایران در این مورد مداخله کرده است یا خیر، اطلاعاتی در دست نیست. محاکمه مجدد ندرخانی در شهریور 1390 برگزار گردید که بنا به گزارش‏ها ‏در طی آن از ندرخانی خواسته شد از اعتقاد خود به مسیحیت اظهار ندامت نموده و اسلام را بپذیرد که وی از انجام این کار امتناع ورزید.[236] سرانجام دادگاه در تاریخ 18 شهریور 1391 رأی خود را مبنی بر برائت ندرخانی از اتهام ارتداد صادر نمود. با وجود این دادگاه وی را در باره تبلیغ مسیحیت گناهکار دانسته و او را به سه سال حبس محکوم نمود که وی سه سال مزبور را تا آن زمان در زندان گذرانده بود.[237] ندرخانی در 18 شهریور 1391 آزاد شد.

3.3.   اتهام ارتداد علیه بهائیان

جمهوری اسلامی ایران به طور سیستماتیک جامعه بهائیان ایران را مورد تبعیض قرار می‏دهد. بر طبق گفته گروه‏های ‏‏حقوق بشر در طی سال‏های ‏‏پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 بیش از 200 بهایی کشته یا اعدام شده‏اند.‏‏‏[238] درد و رنج جامعه بهائیان ایران در سه گزارش پیشین مرکز اسناد حقوق بشر ایران به نام‏های ‏‏«دیانتی ممنوع: آزار و تعقیب بهائیان در ایران»، «جامعه‏ای ‏‏در تنگنا: شرح مشقات بهائیان شیراز»، و «جنایت علیه بشریت: حمله جمهوری اسلامی ایران به بهائیان» مستند گردیده است.  عموما اعضاء جامعه بهائی به ارتداد متهم نمی‏‏‏شوند زیرا ارتداد، ترک کردن اسلام و گرایش به آیین دیگر است. اما اگر مسلمانی بهایی شود، شامل قوانین ارتداد خواهد شد. سرگذشت ذبیح الله محرمی، فردی بهایی که ظاهراً پس از تبری از دیانت بهایی و مسلمان شدن، مجدداً به دیانت بهایی باز گشته بود، نشان می‏دهد چگونه کسی که به دیانت بهایی گرایش یابد، به عنوان مرتد هدف قرار می‏گیرد.

3.3.1.   ذبیح الله محرمی

ذبیح الله محرمی یک فرد بهایی و ساکن یزد بود. محرمی در سال 1325 در یک خانواده بهایی به دنیا آمد. وی در سازمان تعاون روستایی که زیرمجموعه وزارت کشاورزی ایران است، به کار اشتغال داشت.[239]

در سال 1360 اطلاعیه‏ای ‏‏در یک روزنامه‏ ‏از طرف محرمی انتشار یافت که اظهار می‏داشت وی بهائی نیست.[240] مقامات ایران اغلب بهائیانی که از اعتقاد خود تبری می‏کنند را مجبور می‏سازند چنین اطلاعیه‏هایی را ‏‏انتشار دهند.[241] به دنبال انتشار این اطلاعیه جامعه بهائی نام محرمی را از عضویت این جامعه حذف نمود. محرمی اصرار می‏کرد که وی نه هرگز به انتشار چنین اطلاعیه‏ای ‏‏رضایت داده و نه آن را امضاء نموده است. محرمی در سال 1370 مجدداً به عضویت جامعه بهایی پذیرفته شد.[242] به عنوان بخشی ازروند پذیرفته شدن وی به عضویت جامعه بهایی، این جامعه از محرمی خواست نامه‏ای ‏‏به اداره اطلاعات نوشته و آنها را مطلع نماید که وی چنین اطلاعیه‏ای ‏‏را در روزنامه به چاپ نرسانده است.[243] به دنبال نامه محرمی به مقامات ایران، وی نامه‏ای ‏‏از وزارت اطلاعات دریافت کرد که در آن از او خواسته بودند برای بازجویی به اداره اطلاعات مراجعه نماید. وی برای دو ساعت مورد بازجویی قرار گرفت اما بازداشت نشد.

تصویر 11

ذبیح الله محرمی یک بهایی بود که به جرم ارتداد به اعدام محکوم شد. بعداً مجازات وی به حبس ابد کاهش یافت. وی در سال 1384 و در حالی که دوران حبس ابد خود را طی می‏کرد در زندان درگذشت.

تصویر از سرویس خبری جامعه جهانی بهایی

اما چهار سال بعد محرمی به جرم آنکه اظهار ندامتش در گذشته را انکار کرده است دستگیر شد. مقامات محرمی را به ارتداد متهم کردند. در روز 25 مرداد 1374 محرمی در برابر دادگاه انقلاب اسلامی یزد حاضر شد.[244] وی در دادگاه اعلام نمود که بهایی است.[245] دادگاه به محرمی دستور داد در سه جلسه «ارشاد» شرکت کند تا شاید اعتقادش به اسلام احیاء شود:

نهایتا دادگاه انقلاب اسلامی یزد (شعبه اول) بنابراینکه عمل نامبرده (گرویدن به فرقه ضاله بهائیت پس از آنکه مدت 7 سال مسلمان بوده ) اثرات سوئی در جامعه اسلامی بجای گذارده و بنا بر مسلمات شرعی و فقهی مبادرت به برگزاری جلسات ارشادی نامبرده بمنظور استبصار وی و توبه از ازتکاب معصیت کبیرۀ ارتداد نموده که اولین جلسه آن در در مورخ 11/7/74 برگزار و نامبرده صراحتا خود را بهائی و معتقد به مبانی مسلک مزبور معرفی نموده و علیرغم کم دانستن اطلاعات خود راجع به دیانت مقدس اسلام و فرفه ضاله مضله بهائیت حاضر نگردید پیشنهاد این دادگاه مبنی بر ارشاد نمودن وی توسط افراد خییر و آگاه را بپذیرد.[246]

جلسات دوم و سوم هم نتوانست به هدف خود نایل شود. محاکمه محرمی در روز12 دی 1374 برگزار شد. به گفته رای دادگاه، محرمی و وکیلی که انتخاب کرده بود سخنانی ‏‏در دفاع از او ایراد کردند.[247] دادگاه نتیجه‏گیری کرد که محرمی با پیوستن مجدد به جامعه بهایی مرتد شناخته شده و مجازات او اعدام خواهد بود.[248] دادگاه همچنین دستور داد اموال محرمی مصادره شود زیرا وراث محرمی به دلیل ارتداد او از ارث محروم می‏شدند.

دیوان عالی کشور ایران بعداً مجازات اعدام را لغو نموده و پرونده را برای بازبینی بازگرداند.[249] محرمی عاقبت به حبس ابد محکوم شد. وی در روز 24 آذر 1384 در شرایط مشکوکی در زندان درگذشت.[250] علت رسمی مرگ که توسط پزشکی قانونی عنوان شده، حمله قلبی بوده است. اما به گفته دایان علایی، نماینده جامعه جهانی بهایی، محرمی تا آن زمان هرگز دچار مشکلات قلبی نبوده است.[251]

4.  قانون بین‏المللی ‏‏حقوق بشـــر

4.1.   آزادی اندیشه، وجدان و مذهب

آزادی اندیشه، وجدان و مذهب از جمله آزادی‏هایی ‏‏است که در قانون بین‏المللی ‏‏حقوق بشر اکیدا مورد توجه قرار داده شده است. ماده 18 اعلامیه حقوق بشر تصریح می‏کند که:

هر كس حق دارد كه از آزادی فكر ، وجدان و مذهب بهره مند شود . اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده و نيز متضمن آزادی اظهار عقيده و ايمان می‏باشد و همچنين شامل تعليمات مذهبی و اجرای مراسم دينی است . هر كس ميتواند از اين حقوق منفرداً يا اجتماعاً و به طور خصوصی يا عمومی برخوردار شود[252].

همین اصل تقریبا به نحوی یکسان و به وضوح در میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی هم قید شده است.

ماده 1-18 تصریح می‏کند که:

هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می‏باشد.[253]

به علاوه، ماده 2-18 قید می‏کند که:

هیچکس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خودش لطمه وارد آورد.

ایران میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی را بدون هیچ گونه قید و شرطی امضاء و تصویب نموده است. قوانینی که سب‌النبی را جرم تلقی می‏کنند، و همچنین جرم دانستن ارتداد، صراحتا ناقض ماده 18 می‏باشند. جرم دانستن تغییر مذهب ، حق آزادی مذهب را نقض می‏کند و عملاً شهروندان مسلمان را مجبور می‏سازد از پذیرش باورهای مذهبی متفاوت خودداری کنند.

ماده 3-18 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی می‏گوید آزادی ابراز مذهب یک شخص ممکن است فقط تابع محدودیت‏هایی ‏‏بشود که «منحصرا به موجب قانون پیش بینی شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران ضرورت داشته باشد.» جمهوری اسلامی ایران قوانین ارتداد خود را بر پایه هیچکدام از این ملاحظات وضع نکرده است. برای مثال، نه متن قانون مجازات اسلامی و نه تصمیمات قضایی اتخاذ شده در هر یک از موارد ارتداد، هیچیک در باره پیامدهای ارتداد بر روی امنیت عمومی بحث نمی‏‏‏کند. در حقیقت حتی اگر هیچگونه ناآرامی یا آشوب اجتماعی هم وجود نداشته باشد باز هم ارتداد و سب‏النبی‏‏‏‏‏‏ قابل مجازات هستند. در نتیجه واضح است که هدف از این قوانین محدود ساختن آزادی مذهبی است که البته ناقض تعهدات بین‏المللی ‏‏ایران نسبت به میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی می‏باشد.

4.2.   برابری در مقابل قانون و عدم تبعیض

برخورد مساوی قانون با افراد یکی از اساسی ترین اصول قانون بین‏المللی ‏‏حقوق بشر می‏باشد. ماده 7 اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلان می‏‏کند که:

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناقض اعلاميه حاضر باشد و هر تحريكی كه برای اعمال چنين تبعيضی انجام شود از حمايت قانون برخوردار شوند.[254]

مشابهاً ماده 26 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق بشر نیز تصریح می‏‏دارد که:

كليه اشخاص در مقابل قانون متساوی هستند و بدون هيچگونه تبعيض استحقاق حمايت بالسويه قانون را دارند. از اين لحاظ قانون بايد هر گونه تبعيض را منع و برای كليه اشخاص حمايت مؤثر و متساوی عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقايد سياسی و عقايد ديگر، اصل و منشاء ملی يا اجتماعی مكنت، نسب يا هر وضعيت ديگر تضمين بكند.[255]

قوانین مربوط به ارتداد در ایران اصل فوق را نقض می‏‏کنند زیرا ممنوع بودن تغییر مذهب فقط شامل حال افراد مسلمانی می‏‏گردد که اعتقاد مذهبی خود را تغییر می‏‏دهند. افراد متعلق به مذاهب دیگر و افراد بی دین می‏‏توانند آزادانه مسلمان شوند. به علاوه، قوانین منع توهین به مقدسات، شامل مقدسات مذاهب دیگر یا اعتقادات افراد بی دین نمی‏‏‏گردد. همچنین، باید توجه داشت که قوانین ارتداد با مردان و زنان به طور یکسان برخورد نمی‏‏‏کنند. فقهای شیعه عموماً معتقدند  که فقط مردان مرتد باید کشته شوند، اما زنان مرتد را فقط می‏‏توان حبس نمود.

4.3.   حق حیات

ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 6 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی تصریح می‏‏کنند که هر انسانی حق حیات دارد. میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی اِعمال مجازات اعدام را تحت شرایط خاصی مجاز می‏‏شمارد:

در كشورهايی كه مجازات اعدام لغو نشده صدور حكم اعدام جائز نيست مگر در مورد مهمترين جنايات طبق قانون لازم الاجراء در زمان ارتكاب جنايت كه آنهم نبايد با مقررات اين ميثاق و كنوانسيونها راجع به جلوگيری و مجازات جرم كشتار جمعی  منافات داشته باشد. اجرای اين مجازات جائز نيست مگر بموجب حكم قطعی صادر از دادگاه صالح.[256]

میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی «مهم ترین جنایات» را تعریف نمی‏‏‏کند. تفسیر عمومی شماره 6 که توسط دفتر کمیسریای عالی حقوق بشر نوشته شده توضیح می‏‏دهد که « عبارت «مهم ترین جنایات» را باید به طور محدود تعبیر کرد تا به این معنا باشد که مجازات مرگ باید یک اقدام کاملاً استثنایی به شمار آید ».[257] همانطور که قبلاً در بخش 4،1 توضیح داده شد، جرم تلقی کردن آیین‏های ‏‏مذهبی و مجازات نمودن شخص به دلیل تغییر مذهب، با معیارهای قانون بین‏المللی ‏‏حقوق بشر مغایرت دارد. بنابراین تحمیل مجازات اعدام برای ارتداد و سب‌النبی، نقض آشکار حق حیاتی می‏‏باشد که بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده است. 

4.4.   محکومیت بر اساس قوانین موجود در زمان ارتکاب تخلف

هم اعلامیه جهانی حقوق بشر و هم میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی بیان می‏‏کنند که نمی‏‏‏توان شخصی را به جرم  ارتکاب عملی که در زمان انجام غیر قانونی محسوب نمی‏‏‏شده مجرم شناخت. ماده 11،2 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 15،1 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی اظهار می‏‏دارند که «هيچكس برای انجام يا عدم انجام عملی كه در موقع ارتكاب، آن عمل به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‏‏‏شده است محكوم نخواهد شد. به همين طريق هيچ مجازاتی شديد تر از آنچه كه در موقع ارتكاب جرم بدان تعلق ميگرفت در بارۀ احدی اجرا نخواهد شد.»[258] اگرچه عموما پذیرفته شده است که این اصل ازمحکومیت افراد به  دلیل عطف به ما سبق  کردن قوانین پیشگیری می‏‏کند و افراد را در برابر اِعمال قوانین کیفری در مورد آنچه پیش از وضع این قوانین ارتکاب یافته محافظت می‏‏نماید، اما در عین حال اصل فوق به این معنی هم تفسیر شده است که  قوانین کیفری باید صریح و دقیق باشند. این قانون لزوما بدان معنا نیست که قواعد و اصول حقوقی نانوشته از قبیل عُرف دارای ارزش و اعتبار نیستند، بلکه بدان معناست که دولت‏ها ‏باید تمام جرایم و مجازات‏ها ‏را طوری تعریف کنند که از جهت حقوقی از صراحت لازم برخوردار باشد.[259] کمیته حقوق بشر سازمان ملل اظهار داشته است که ماده 15 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی مسئولیت کیفری و مجازات را به «مفاد صریح و دقیق قانونی که در زمان انجام عمل و یا فقدان آن، وضع شده و قابل اِعمال بوده است» محدود می‏‏نماید.[260]

دادگاه  حقوق بشراروپا اصل قطعیت قانون را در چند مورد از تصمیمات خود مورد بحث قرار داده است.[261] ماده 7 کنوانسیون حقوق بشراروپا دقیقاً با همان لحن به کار گرفته شده در ماده 2-11  اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 1-15 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی[262] ، سخن می‏‏گوید. در پرونده کوکیناکیس علیه یونان [Kokkinakis v. Greece] دادگاه حقوق بشر در گفتگو در مورد ماده فوق، اینطور اظهار نظر می‏‏کند:

تبصره 1 ماده 7 کنوانسیون به ممنوع ساختنِ عطف قانون کیفری به ما سبق، به طوری که به ضرر شخص متهم تمام شود، محدود نمی‏‏‏گردد. قانون مزبور نمایانگر این اصل است که تنها قانون می‏‏تواند جرم را تعریف کرده و مجازات آن را تعیین نماید (nullum crimen, nulla poena sine lege)[263] و نیز این اصل را در بر دارد که قانون کیفری را نباید تا به آن درجه، مثلاً با مقایسه و تمثیل، تعبیر و تفسیر کرد  که به ضرر فرد متهم تمام شود؛ مقصود این است که تخلف باید به وضوح در قانون تعریف شود. چنین شرطی در صورتی برقرار می‏‏شود که شخص بتواند عبارات مندرج در موارد مربوطه را بداند و در صورت لزوم با طلب اعانت از تفاسیر و تعابیر دادگاه درک کند که انجام و یا عدم انجام چه اعمالی برای او مسئولیت ایجاد خواهد کرد.[264]

لزوم وضوح و صراحت قانون همچنین توسط مارتین شنین، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد ارتقاء و محافظت از حقوق بشر و آزادی‏های ‏‏اساسی در مقابله با تروریسم هم مطرح شده است. گزارشگر ویژه سازمان ملل در ارتباط با قوانین ضد تروریسم در مورد آزادی‏های ‏‏اساسی گفته است: «ممنوعیتی که «توسط قانون مقرر شده» باید به شکلی بیان شود که: این قانون به اندازه کافی برای مردم قابل فهم باشد، به طوری که مردم بتوانند به خوبی درک کنند قانون چه محدودیت‏هایی ‏‏در مورد رفتار آنها قائل شده است و نیز اینکه عبارات به کار گرفته شده در قانون به اندازه کافی دقیق باشد به طوری که افراد بتوانند رفتار خود را بر اساس آن تنظیم کنند.»[265] این دیدگاه مبتنی بر رای دادگاه در پرونده ساندی تایمز علیه بریتانیا (Sunday Times v. The United Kingdom) می‏‏باشد. این پرونده نیز در دادگاه حقوق بشر اروپا مورد بررسی قرار گرفت.[266] این پرونده که به نظام رویه قضایی بریتانیا در باره اخلال در نظم دادگاه مربوط می‏‏شد، سؤالاتی را راجع به حدود اِعمال قوانین غیر موضوعه تحت کنوانسیون حقوق بشر اروپا مطرح ساخت. ماده 2-10 کنوانسیون حقوق بشر اروپا که فهرست محدودیت‏های ‏‏مجاز آزادی بیان را ارائه می‏‏دهد، می‏‏گوید:

اِعمال این آزادی‌ها، از آنجا که با خود وظایف و مسئولیت‌هایی را به همراه دارند، ممکن است نیازمند تشریفات، شرایط، محدودیت‌ها یا مجازات‌هایی باشند که توسط قانون مقرر شده ... (تأکید اضافه شده است).

دادگاه در اظهار نظر خود این گونه استدلال کرد که «کلمۀ قانون در عبارت «توسط قانون مقرر شده» نه تنها شامل قوانین موضوعه می‏‏گردد بلکه قوانین عرفی و نانوشته را نیز در بر می‏‏گیرد.»  دادگاه اضافه کرد که شمول عبارت «توسط قانون مقرر شده»  به معنای بی اعتبار ساختن نظام نظام رویه قضایی نبوده است. معهذا دادگاه توضیح داد که:

«به عقیده این دادگاه، موارد ذیل دو نمونه از ملزوماتی هستند که از عبارت «توسط قانون مقرر شده» منتج می‏‏گردند. نخست آنکه قانون باید به اندازه کافی برای افراد مردم قابل فهم باشد: یک شهروند باید قادر باشد تحت شرایط قانونیِ حاکم بر وضعیت مورد نظر، در آن مورد اطلاعات کافی داشته باشد. دوم اینکه یک معیار را نمی‏‏‏توان «قانون» به حساب آورد مگر آنکه با دقت کافی درج شده باشد به طوری که یک شهروند را قادر سازد رفتار خود را بر آن اساس تنظیم نماید: وی باید در صورت لزوم و با راهنمایی مناسب بتواند عواقبی که یک عمل ممکن است به همراه داشته باشد را تا جایی که در آن شرایط ،معقول به  نظر می‏‏رسد، پیش بینی نماید.»[267]

قوانین ارتداد ایران نه به اندازه کافی برای مردم قابل فهم می‏‏باشند و نه به اندازه کافی دقیق و صریح هستند. ایران دارای نظام قانون مدنی می‏‏باشد؛ بنا بر این فقدان وضوح و دقت در قوانین موضوعه در مقایسه با کشوری که دارای نظام رویه قضایی می‏‏باشد، مشکلات بیشتری ایجاد می‏‏کند. تقریباً تمامی جرایم حدود در قانون مجازات اسلامی گنجانده شده‏اند ‏‏‏و بر طبق آن قابل مجازات هستند. حتی جرم قذف که به معنای  متهم نمودن دروغین شخصی به ارتکاب زنای محصنه یا لواط می‏‏باشد و شاید هیچگاه هم عملا مورد دادرسی قرار نگرفته است، در قانون مجازات اسلامی قید شده است. ارتداد تنها مورد استثناء می‏‏باشد و با وجود بازبینی‏های ‏‏مکرر قانون مجازات اسلامی،جرم ارتداد به این قانون افزوده نشده است.

بر طبق قانون اساسی ایران و قانون مجازات اسلامی، در مواردی که قانون سکوت کرده باشد،  قانون شرع حاکم خواهد بود. بنابراین تبعیت ایران از ماده 15 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی به این بستگی دارد که ارتداد تا چه اندازه در قانون شرع تعریف شده باشد. همانطور که قبلاً در بخش اول این گزارش مورد بحث قرار گرفت، تفاوت نظرها و ابهامات قابل توجهی در باره آنچه که باعث ارتداد می‏‏شود، وجود دارد. هر چند که فقها عموما با یکدیگر هم عقیده‏اند ‏‏‏که ترک اسلام و گرایش به دینی دیگر یا الحاد، موجب ارتداد می‏‏شود اما در باره اینکه چه اعمال خاصی باعث ارتداد هستند دیدگاههای ‏‏متفاوتی دارند. به علاوه در مورد چگونگی تأثیر قوانین ارتداد بر مسلمانان اهل تسنن که پنج تا ده درصد جمعیت ایران را تشکیل می‏‏دهند، ابهامات قابل ملاحظه‏ای ‏‏موجود است. [268] با توجه به اینکه اعتقادات اهل تسنن از جمله اعتقادات مربوط به ارتداد با عقاید مسلمانان شیعه مذهب تفاوت دارد، این مطلب واضح نیست که آیا شخص سنی بر اساس فقه شیعه مرتد محسوب می‏‏شود و یا فقه سنی. علاوه بر آن، معلوم نیست اگر یک فرد شیعه به مذهب سنی ایمان بیاورد وی را می‏‏توان مرتد محسوب کرد یا خیر. با توجه به حذف ظاهرا تعمدی ارتداد از قانون مجازات اسلامی ، و نیز ابهام در مورد اعمالی که ممکن است ارتداد محسوب شود، می‏‏توان استدلال کرد که چارچوب قانونی مورد استفاده برای دادرسی ارتداد با ماده 2-11 اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز ماده 1-15 میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی ناهمخوانی دارد.

نتیجه گیری

جمهوری اسلامی ایران طیف گسترده‏ای ‏‏از افراد را به جرم ارتداد و سب‌النبی مورد تعقیب قانونی قرار داده است. مسلمانانی که دیدگاهی متفاوت با محافظه‌کاران حاکم دارند، افرادی که به مسیحیت گرویده‏اند ‏‏‏و بهائیان توسط حکومت ایران هدف قرار گرفته‏اند.‏‏‏ به علاوه، جمهوری اسلامی ایران اتهام ارتداد را علیه مخالفان سیاسی نیز به کار گرفته است. سخنان آیت‏الله‏‏ خمینی مبنی بر مرتد بودن اعضاء جبهه ملی و نیز فتوای وی که قتل عام سال 1367 در زندان‏ها ‏را مجاز شمرد، مثال‏های ‏‏واضح و روشنی از این نوع رویکرد می‏‏باشند.

قانون شرع تعریف یکسانی از ارتداد ندارد. اگرچه تغییر آئین و اقبال به ادیان دیگر معمولاً ارتداد محسوب می‏‏گردد اما فقها در مورد اعمال دیگری که ارتکاب آنها می‏‏تواند شخص را مرتد کند با یکدیگر توافق ندارند. قانون مجازات اسلامی ارتداد را تعریف نکرده است. بنا براین قضات مختارند موارد ارتداد را بر پایه درک خود از قوانین شیعه مورد داوری قرار دهند. در بسیاری از موارد، محکومیت‏ها ‏عاقبت لغو شده‏اند ‏‏‏که این خود نشانگر عدم وضوح قوانین ارتداد می‏‏باشد.

دادرسی‏ها ‏و محکومیت‏هایی ‏‏که بر پایه اتهامات ارتداد و سب‌النبی می‏‏باشند با قوانین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر و تعهدات ایران نسبت به  اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی مغایرت دارند. جمهوری اسلامی ایران آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را نقض می‏‏نماید. ضمناً ایران با تحمیل مجازات اعدام برای جرایم مذهبی، حق حیات را نیز زیر پا می‏‏گذارد. و بالاخره آنکه ماهیت مبهم ارتداد در قانون ایران را می‏‏توان نقض این شرط دانست که محکومیت‏های ‏‏کیفری باید بر پایه قوانینی باشند که در زمان ارتکاب تخلف، وجود داشته‏اند.‏‏‏

روش شناسی

مركز اسناد حقوق بشر ايران اطلاعات گرد آمده در اين گزارش را از بررسى منابع زير تهيه و تجزيه و تحليل

نموده است:

شهادت قربانیان و شهود: نظر به تعداد اندک افرادی که به ارتداد متهم گردیده‏اند،‏‏‏ مصاحبه با تعداد زیادی از شهود ممکن نبود. هر گاه که امکان پذیر بوده است مصاحبه‏هایی ‏‏با شهود صورت گرفته است.

اسناد و مدارک دولتی: جدیدترین نسخه قانون مجازات اسلامی که از سال 1392 به اجرا گذاشته شده، صراحتا مجازات افراد ساب النبی را تعیین می‏‏کند. همان قانون مقرر می‏‏کند که هنگامی که قانون در مورد موضوعی سکوت می‏‏کند قضات باید به قانون شرع رجوع کنند. همچنین اسناد و مدارک دیگری هم که توسط دولت ایران صادر شده‏اند ‏‏‏در مواقع لزوم مورد استفاده قرار گرفته‏اند.‏‏‏

مدارک منتشر شده توسط سازمان‏های غیر ‏‏دولتی: گزارش‏ها ‏و اطلاعیه‏های ‏‏مطبوعاتی از بنیاد عبدالرحمن برومند و کمپین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر در ایران از جمله منابعی بودند که در تهیه این گزارش مورد استفاده قرار گرفته‏اند.‏‏‏

مقالات و کتب دانشگاهی: برای تهیه این گزارش کتب و مقالاتی عموماً در باره قانون شرع و خصوصاً در مورد ارتداد  مورد استفاده و نقل قول قرار گرفته‏اند.‏‏‏

گزارش‏های ‏‏رسانه‏ها: که شامل منابع رسانه‏ای ‏‏گوناگون ایرانی و غیر ایرانی بوده است، برای تهیه جزئیات و متن این گزارش مورد استفاده قرار گرفته‏اند.‏‏‏

در مواردى كه اين گزارش به اطلاعات تهيه شده توسط عوامل دولتى و يا احزاب ديگر دست اندر كار ارجاع و

يا به آنها استناد مى كند، منابع اين اطلاعات با ذكر ارزيابى و صحت و سقم هر منبع به طور اختصاصى بيان شده

است. مركز اسناد حقوق بشر ايران در نهايت دقت تمامى منابع اطلاعات به كار رفته در تهيه اين گزارش را مورد

بازبينى قرار داده تا از اعتبار و دقت آنها يقين كامل حاصل نمايد.

تمامی نام‏های ‏‏اماکن، سازمان‏ها ‏و غیره که در اصل به فارسی نوشته شده با استفاده از ژورنال بین‏المللی ‏‏مطالعات خاورمیانه (IJMES) که در سایت   http://ijmes.chass.ncsu.edu/docs/TransChart.pdf

قابل دسترسی می‏باشد، به انگلیسی حرف نویسی شده است.



[1]   «1989: آیت‏الله ‏‏نویسنده را به مرگ محکوم می‏کند»، بی بی سی [1989:Ayatollah Sentences Author to Death, BBC]، قابل دسترسی در http://news.bbc.co.uk/onthisday/hi/dates/stories/february/14/newsid_2541000/2541149.stm ، (تاریخ دسترسی: 17 مرداد 1393)

[2]   روح الله خمینی، صحیفه امام، جلد 21، ص. 263 (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، قابل دسترسی در

http://www.imam-khomeini.ir/fa/3892/صحیفه_امام_خمینی/جلد21/فتوای_قتل_سلمان_رشدی_نویسنده_کتاب_کفرآمیز_آیات_شیطانی

[3]   توماس اردبرینک، «خواننده رپ به خاطر ترانه اش به مرگ تهدید می‏شود»، نیویورک تایمز [Thomas Erdbrink, Rapper Faces Death Threats in Iran Over Song, THE NEW YORK TIMES] (14 مه 2012)، قابل دسترسی در http://www.nytimes.com/2012/05/15/world/middleeast/shanin-najafi-iranian-born-rapper-faces-death-threats-over-song.html?_r=0

[4]   همان.

[5]   عبدالله سعید و حسن سعید، آزادی مذهب، ارتداد و اسلام، ص. 1 (2004) [Abdullah Saeed & Hassan Saeed, Freedom of Religion, Apostasy and Islam 1 (2004).]

[6]    همان، ص. 36.

[7]   همان.

[8]   شریعت،ص. 1 (ویرایش عباس امانت و فرانک گریفل، 2007) [SHARI’A 1 (Abbas Amanat & Frank Griffel eds., 2007).]

[9]قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1358، ماده 12، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution .

[10]   شریعت، رک. زیرنویس 8، ص. 3.

[11]   سید محمد موسی مطلبی و حسن جمشیدی، «منزلت دلیل عقل در سیره استنباطی فقهای شیعه»، مجله علمی– پژوهشی پژوهش‏های ‏فقهی، جلد 8، صص. 105، 107-106 (1391). برخی از فقها مانند شیخ طوسی معتقد بودند که عقل و یا همان قوه تفکر انسان قادر است به تنهایی برخی از سؤالات فقهی را حل کند زیرا عقل انسان می‏تواند تشخیص دهد آیا عملی خوب است یا بد. همان، ص. 120. محقق حلّی فقیه دیگری بوده که معتقد بود عقل در درک معنی آثار الهی عامل مهمی است.

[12]   سعید و سعید، رک. زیرنویس 5، ص. 36.

[13]   همان.

[14] سید مصطفی محقق داماد، «ارتداد» در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ص. 443، قابل دسترسی در                                                                                        http://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8791 .     

[15]   علیرضا روحانی، «ضروریات دین»، حوزه.نت [HAWZAH.NET]، قابل دسترسی در http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4385/4400/29562 (تاریخ دسترسی: 31 تیر 1393). محمد باقر مجلسی ( 1700 یا  1699-1627) که به علامه مجلسی هم معروف است یکی از فقهای برجسته شیعه و نیز یکی از مهم ترین محققین حدیث در تشیع بوده است. حلیةالمتقین یکی از کتاب‏های ‏وی به زبان فارسی است که مجموعه‌ای از روایات در مورد آداب و رفتار پسندیده می‏باشد. نگاه کنید به مجلسی، محمد باقر، دایرةالمعارف ایرانیکا [ENCYCLOPAEDIA IRANICA] (15 بهمن 1389)، قابل دسترسی در http://www.iranicaonline.org/articles/majlesi-mohammad-baqer .

[16]  روحانی، رک. زیرنویس 15. احمد بن محمد اردبیلی، معروف به مقدس اردبیلی یکی از علما و فقهای شیعه در اوایل دوران صفویه بود. تاریخ تولد وی نامعلوم است. وی در سال 964 در نجف درگذشت. نگاه کنید به اردبیلی، دایرةالمعارف ایرانیکا [ENCYCLOPAEDIA IRANICA] (20 مرداد 1390)، قابل دسترسی در       http://www.iranicaonline.org/articles/ardabili-ahmad-b .   

[17]   «کتاب الطهارة»، جماران، قابل دسترسی در 

 (تاریخ دسترسی: 7 مرداد 1393).http://www.jamaran.ir/fa/4968/با_امام/حدیث_بیداری/کتاب_الطهارة_4_جلد

[18]   حسن یوسفی اشکوری، «ذاتی و عرضی دینی اسلام»، رادیو زمانه (12 فروردین 1392)، قابل دسترسی در  http://www.radiozamaneh.com/56997http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/1000000561.html#ftn5 .

[19]   «آیا انکار عصمت ائمه اطهار از مصادیق ارتداد است؟»، وبسایت رسمی سید محمد صادق روحانی، قابل دسترسی در                 http://www.rohani.ir/istefta-935.htm  (تاریخ دسترسی: 31 تیر 1393).

[20]   محقق داماد، رک. زیرنویس 14، ص. 443.

[21]   علی محمدیان کبریا، «شک و شبهه و ارتداد از دیدگاه مذاهب اسلامی»، مجله فقه و حقوق اسلامی، شماره 9، سال 2007، ص. 231، قابل دسترسی در  http://www.ensani.ir/storage/Files/20101113130400-142.pdf

[22]   «آیت‏الله ‏‏مصباح: شک در وجوب امر به معروف به ارتداد می‏انجامد»، خبر آنلاین (14 خرداد 1389)، قابل دسترسی در http://khabaronline.ir/detail/89595/Politics/parties.

[23]  سوره بقره (2)، آیه 217 (ترجمه فولادوند)، قابل دسترسی در http://www.parsquran.com .

[24]   آیت‏الله ‏‏حاج شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی، «پاسخ محمد جواد فاضل لنکرانی به اعتراض به فتوای ترور»، وبسایت رسمی محسن کدیور (22 آذر 1390)، قابل دسترسی در http://kadivar.com/?p=8979 .

[25]   همان.

[26]   همان.

[27]   لنکرانی، رک. زیرنویس 24.

[28]   همان. استصحاب، اصلی در فقه اسلامی است به این معنا که قانون یا حکمی که قبلاً موجود بوده است تحت شرایط جدید نیز کماکان معتبر است. برای مثال هنگامی که شخصی ناپدید می‏شود دارایی وی نباید میان ورّاث او تقسیم گردد تا زمانی که مرگ آن شخص محرز شود یا تا زمانی که پس از آن نمی‏‏توان به طور عقلانی فرض کرد که وی هنوز زنده است. در طی این دوره، این فرض که شخصِ ناپدید شده هنوز زنده است با تکیه بر شرایطی که قبلاً موجود بوده، یعنی همان زنده بودن وی، گذاشته شده است. اصطلاح مورد استفاده برای توصیف این شرایط که از قبل وجود داشته است، استصحاب می‏باشد. نگاه کنید به اسدالله لطفی، «اصل استصحاب در فقه و حقوق موضوعی»، فصلنامه حقوق، شماره 101، ص. 257 (سال 1389).

[29]   لنکرانی، رک. زیرنویس 24.

[30]   سوره فتح، آیه 16 می‏گوید «به برجاى‏ماندگان باديه‏نشين بگو به زودى به سوى قومى سخت زورمند دعوت خواهيد شد كه با آنان بجنگيد يا اسلام آورند پس اگر فرمان بريد خدا شما را پاداش نيك مى‏بخشد و اگر همچنان كه پيشتر پشت كرديد [باز هم] روى بگردانيد شما را به عذابى پردرد معذب مى‏دارد.» سوره آل عمران، آیه 85 می‏گوید «هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است.»

[31]   محسن کدیور یک روحانی ایرانی دگراندیش و نیز استاد مهمان در رشته مطالعات اسلامی در دانشگاه دوک می‏باشد.

[32] محسن کدیور، «رساله نقد مجازات مرتد و سابّ النبی» (1390)، قابل دسترسی در http://mkadivar.wpengine.com/wp-content/uploads/2012/02/Kadivar-Criticism-of-Punishment-for-Apostasy-and-Religious-Insulting.pdf.

[33]   همان، ص. 36.

[34]   «گفتگو با آیت‏الله ‏‏سید حسین صدر»، دین آنلاین (24 اردیبهشت 1393، 7:29 عصر)، قابل دسترسی در http://www.dinonline.com/detail/News/3671 .

[35]   سوره یونس، آیه 99 می‏گوید «اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعا هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى‏آوردند پس آيا تو مردم را ناگزير مى‏كنى كه بگروند». سوره هود، آیه 28 می‏گوید «گفت اى قوم من به من بگوييد اگر از طرف پروردگارم حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى بخشيده باشد كه بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] شما را در حالى كه بدان اكراه داريد به آن وادار كنيم؟»

[36]   کدیور، رک. زیرنویس 33، ص. 68

[37]   لنکرانی، رک. زیرنویس 24.

[38]   جلد 9، کتاب 84، شماره 57، راوی: عکرمة، وبسایت صحیح بخاری، قابل دسترسی در

  http://www.sahih-bukhari.com/Pages/Bukhari_9_84.php (تاریخ دسترسی: 2 مرداد 1393). حدیث کامل می‏گوید که «برخی از زنادیق (ملحدین) را نزد حضرت علی آوردند و او آنها را سوزاند. خبر این واقعه به گوش ابن عباس رسید  و او گفت «اگر من به جای او بودم آنها را نمی‏‏سوزاندم زیرا رسول الله این عمل را منع کرد و گفت «هیچکس را با مجازات خداوند (آتش) مجازات نکنید.» من مطابق دستور رسول الله  که می‏گوید «هر مسلمانی که از اسلام روی بگرداند را بکشید» صرفاً آنها را می‏کشتم.»»

[39]   ابوبکر البیهقی، سنن الکبری، جلد 8، ص. 337 (دارالکتب العلمیه، چاپ سوم، 2003) (بدون تاریخ)، قابل دسترسی در https://archive.org/stream/snnkb/skb08#page/n335/mode/2up . همان، ص. 338، قابل دسترسی در https://archive.org/stream/snnkb/skb08#page/n337/mode/2up .

[40]   محمد ابن یعقوب الکلینی، «الکافی»، جلد 7، ص. 256 (چاپ سوم، 2009) (بدون تاریخ)، قابل دسترسی در

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1128_الكافي-الشيخ-الكليني-ج-٧/الصفحة_0?pageno=256#top

[42]   همان.

[43]   لنکرانی، رک. زیرنویس 24.

[44]   کدیور، رک. زیرنویس 32، ص. 14.

[45]   روح الله خمینی، تحریر الوسیله، جلد 4، ص. 274 (ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، 1370-1367)

[46]   همان، ص. 90.

[47]   محقق داماد، رک. زیرنویس 14، ص. 443.

[48]   خمینی، رک. زیرنویس 45،  جلد 4، ص. 177.

[49]   محقق داماد، رک. زیرنویس 14، ص. 443.

[50]   همان.

[51]   الحر العاملی، «وسائل الشیعه»، جلد 28، صص. 31-330 (بنیاد آل البیت، 1372)، قابل دسترسی در http://alkafeel.net/islamiclibrary/hadith/wasael-28/wasael-28/v16.html#183 . نحوه رفتار با زنان مرتد در فقه شیعه بر اساس احادیثی است که به ائمه شیعه نسبت داده شده. بخشی از وسائل الشیعه که در باره زنان مرتد بحث می‏کند شامل شش حدیث است که به سه تن از ائمه شیعه نسبت داده شده است.

[52]   خمینی، رک. زیرنویس 45،  جلد 4، ص. 177-176.

[53]   محقق داماد، رک. زیرنویس 14، ص. 444-443.

[54]   کدیور، رک. زیرنویس 32، ص. 55.

[55]   همان، ص. 56.

[56]   همان، ص. 14.

[57]   همان، ص. 15.

[58]   همان.

[59] قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1358، اصل 167، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution .

[60]   قانون مجازات اسلامی، 1392، قابل دسترسی در

 http://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002.

[61]   قانون تشکیل دادگا‏ه‏ها‏ی عمومی و انقلاب، 1373، ماده 8، قابل دسترسی در http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=7466 .

[62]   قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی،1379، ماده 3، قابل دسترسی در http://www.dadkhahi.net/law/Ghavanin/Ghavaninn_Madani/Gh_Aeen_dadrasi_Madani_Jadid-.htm  این ماده مقرر می‌کند: «قضات دادگاهها موظفند موافق قوانین به دعاوي رسیدگی کرده، حکم مقتضی صادر و یا فصل خصومت نمایند. در صورتی که قوانین موضوعه کامل یا صریح نبوده یا متعارض باشند یا اصلا" قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوي معتبر واصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی نباشد، حکم قضیه را صادر نمایند و نمیتوانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزند والا مستنکف از احقاق حق شناخته شده و به مجازات آن محکوم خواهند شد.»

[63]   قذف به معنای تهمت زنا یا لواط به کسی زدن می‏باشد. حتی تهمت زدن به شخص متوفی در باره ارتکاب زنا یا لواط می‏تواند قذف به شمار آید.

[64]   قانون مجازات اسلامی، 1392، مواد 262 و 263، قابل دسترسی در

http://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002 .

[65]   قصاص از ارکان نظام قضایی اسلامی است و به خانواده مقتول، و اغلب به پدر وی، این امکان را می‏دهد که شخص مرتکب را به نسبت جرم ارتکابی مجازات کند. در موارد آسیب‏های ‏عمدی، قربانی حق دارد درخواست کند که مرتکب نیز دچار همان آسیب گردد. دیه مبلغی است که قربانی و یا خانواده او می‏توانند مطابق قانون اسلامی و به عنوان غرامت دریافت کنند.

[66]  کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، 1375، ماده 513، قابل دسترسی در

http://www.dastour.ir/brows/?lid=162611

[67]   قانون استفساریه نسبت به کلمه اهانت، توهین و یا هتک حرمت مندرج در مقررات جزائی مواد (513)، (514)، (608) و(609) قانون مجازات اسلامی و بندهای (7) و (8) ماده (6) و مواد (26) و (27) قانون مطبوعات، ، 4 دی ماه 1379، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/93465 .   

[68]   قانون مجازات اسلامی، 1392، ماده 177، قابل دسترسی درhttp://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002 . ماده 177 قانون مجازات اسلامی خصوصیات شاهد قابل قبول را به دقت توضیح می‏دهد. این ماده می‏گوید «شاهد شرعی در زمان ادای شهادت بايد شرايط زير را دارا باشد: الف- بلوغ، ب- عقل،  پ- ايمان، ت- عدالت، ث- طهارت مولد، ج- ذینفع نبودن در موضوع، چ- نداشتن خصومت با طرفين يا يکی از آنها، ح- عدم اشتغال به تکدی، خ- ولگرد نبودن، تبصره 1- شرايط موضوع اين ماده بايد توسط قاضی احراز شود. تبصره 2- در مورد شرط خصومت، هرگاه شهادت شاهد به نفع طرف مورد خصومت باشد، پذيرفته می‌شود.»

[69]   قانون مجازات اسلامی، 1392، ماده 211، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002 . برای مشاهده یک نمونه از مواردی که در آن علم قاضی برای محکوم کردن شخص متهم مورد استفاده قرار گرفته است نگاه کنید به «شهادتنامه علی کانتوری»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (15 اردیبهشت 1389)، قابل دسترسی در  http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3273.html#.VLVTxyvF_60  

[70]   سید ابوالفضل موسویان، «قلمرو حجیات علم قاضی در فقه»، مقالات و بررسی ها، جلد 77، صص. 93، 94 (1384)، قابل دسترسی در http://sid.ir/Fa/VEWSSID/J_pdf/51613840301.pdf .

[71]   همان، ص. 94.

[72]   خمینی، رک. زیر نویس 45، جلد 4، ص. 165.

[73]   «مجری حکم مرتد فطری چه کسی است»، وبسایت رسمی سید محمد صادق روحانی (28 تیر 1393)، قابل دسترسی در http://www.rohani.ir/istefta-1119.htm (تاریخ دسترسی: 28 تیر 1393). آیت‏الله ‏‏محمد صادق روحانی یکی از روحانیون امحافظه‌کار است. بر طبق مندرجات وبسایت وی رساله نخست او در سال 1340 منتشر شد. وی ظاهراً به دلیل مخالفت با انتصاب آیت‏الله ‏‏منتظری به عنوان جانشین آیت‏الله ‏‏خمینی در سال 1364، به مدت 15 سال تحت بازداشت خانگی به سر برد. نگاه کنید به حسینعلی منتظری، «انتقاد از خود» ص. 56 (1388)، قابل دسترسی در http://www.amontazeri.com/farsi/Enteghad/Enteghad-Az-Khod.pdf .

[74]    قانون مجازات اسلامی، تهران، 1392، ماده 302 (الف)، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002.

[75]   کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، تهران، 1375، ماده 612، قابل دسترسی در http://www.dastour.ir/brows/?lid=162611.

[76]   نگاه کنید به مرکز اسناد حقوق بشر ایران، فتوای مرگبار: قتل عام زندانیان 1367 ایران (2009)،ص. 10، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3297.html#.VLVh4ivF_60.

[77]   همان، ص. 23.

[78]   همان.

[79]   همان، ص. 3. آیت‏الله ‏‏منتظری در زمان انجام قتل عام به عنوان جانشین آیت‏الله ‏‏خمینی برگزیده شده بود. اما پس از اعتراض وی به قتل عام 1367 زندانیان، وی را از سمتش برکنار نمودند.

[80]   همان. همچنین نگاه کنید به مرکز اسناد حقوق بشر ایران، به یاد جانباختگان: خاطرات بازماندگان قتل عام 1367، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3299.html#.VLVmDyvF_60.

[81]   محمد حسین نیری، «قانون قصاص»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3500.html  (تاریخ دسترسی: 3 مرداد 1393).

[82]   همان.

[83]   روح الله خمینی، صحیفه امام، جلد 14، صص. 463-462، 1377، قابل دسترسی در http://www.imam-khomeini.ir/fa/books/BooksahifeBody.aspx?id=2612  .

[84]   برای اطلاع از سرگذشت شخص دیگری که به علت شرکت در کنفرانس برلین دستگیر و زندانی شد، نگاه کنید به «شهادتنامه علی افشاری»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، (1390)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3269.html#.VLWFUivF_60 .

[85]  مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری (5 اردیبهشت 1393) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).

[86]   همان.

[87]   «اشکوری: اعدام‏های ‏سال 67 تیر خلاص بر باورهای من بود»، برنامه فارسی صدای آلمان [DEUTSCHE WELLE PERSIAN]، قابل دسترسی در http://www.dw.de/a-17413073 .

[88]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری»، رک. زیرنویس 85.

[89]   دکتر کاظم سامی نخستین وزیر بهداری پس از انقلاب ایران در سال 1358 بود و به نهضت آزادی ایران نزدیک بود. وی در سال 1367 تحت شرایط نامعلومی ترور شد.

[90]   بنیاد هاینریش بل سازمانی مستقر در آلمان می‏باشد. این بنیاد خود را به عنوان «وسیله‏ای ‏برای دیدگا‏ه‏ها‏ و چشم اندازهای نوپا، یک اندیشگاه برای اصلاح سیاست ها، و یک شبکه جهانی» تعریف می‏کند. بر طبق وبسایت  این مؤسسه بنیاد هاینریش بل با حزب سبز آلمان «پیوند نزدیکی» دارد. نگاه کنید به «مقدمه‏ای ‏بر بنیاد ما» [An Introduction to Our Foundation]، بنیاد هاینریش بل [Heinrich Böll Foundation] (17 ژانویه 2013)، قابل دسترسی در https://www.boell.de/en/foundation/organisation-16464.html .

[91]   برای مثال در روز دوم کنفرانس در حالی که اشکوری مشغول خواندن مطالبی بود که تهیه کرده بود، یک مرد و یک زن لباس‏های ‏خود را ازتن در آوردند. نگاه کنید به حسن یوسفی اشکوری «اسناد دادگاه کنفرانس برلین - دیباچه» ،Yousefieshkevari.com ، (21 فروردین 1390)، قابل دسترسی درhttp://yousefieshkevari.com/?p=1771.

[92]   حسن یوسفی اشکوری، «اسناد دادگاه کنفرانس برلین – دیباچه»، Yousefieshkevari.com ، (21 فروردین 1390)، قابل دسترسی در http://yousefieshkevari.com/?p=177 .

[93]   همان.

[94]   همان.

[95]  دادگاه ویژه روحانیت به دستور آیت‏الله ‏‏خمینی در 3 خرداد 1358 تشکیل شد. به گفته خمینی  «با آنكه در اسلام برای مجازات مجرمين فرقی بين گروهها نيست و همه در مقابل قانون برابر هستند، و بايد مجرمينی كه با پوشيدن لباس روحانيت خود را در اين صف وارد كرده اند به مجازات برسند، لكن، به طوری كه  اطلاع می دهند، عده ای مخالف اسالم و روحانيت درصدد هستند كه با اسم تصفيه، روحانيت را بكوبند، و راه را برای ستمگران باز كنند.» «فلسفه‌ی وجودی، سیر تحول، ساختار، و عملکرد»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، شهریور 1389، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/persian/permalink/3099.html#.VLbEoCvF_60 . همچنین ماده 1 آیین نامه دادگا‏ه‏ها‏ی ویژه روحانیت، هدف از تشکیل این دادگا‏ه‏ها‏ را « پيشگيری از نفوذ افراد منحرف و تبهكار در حوز‏ه‏ها‏ی علميه ، حفظ حيثيت روحانيت و به كيفر رساندن روحانيون متخلف» ذکر می‌کند.

[96]   یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 92.

[97]   همان.

[98]   مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 85.

[99]   حسن یوسفی اشکوری، «اسناد دادگاه کنفرانس برلین - مقدمه (قسمت دوم)»، Yousefieshkevari.com، (28 اسفند 1389)، قابل دسترسی در http://yousefieshkevari.com/?p=1791 .

[100]   همان. نکونام در سال 1386 به عنوان عضو مجلس ایران انتخاب شد. پس از گذراندن یک دوره، وی به سمت مشاور صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران منصوب شد.

[101]   یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 99.

[102]   همان.

[103]   مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 85.

[104]   همان.

[105]   همان.

[106]   همان.

[107]  فقط روحانیون می‏توانند به عنوان وکیل مدافع متهمین دادگاه ویژه روحانیت انتخاب شوند. محسن رهامی، که یک روحانی بود، قبلاً دفاع از عبدالله نوری، وزیر کشور محمد خاتمی را بر عهده گرفته بود.

[108]   یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 99.

[109]   همان.

[110]   همان.

[111]   حسن یوسفی اشکوری، «اسناد دادگاه کنفرانس برلین - کیفرخواست (قسمت سوم)»، Yousefieshkevari.com (5 اردیبهشت 1390)، قابل دسترسی در http://yousefieshkevari.com/?p=1799.

[112]   همان .

[113]   همان.

[114]   همان.

[115]   همان.

[116]   یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 99.

[117]   همان.

[118]   مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 85. اصل 165 قانون اساسی ایران تصریح می‏کند که « محاكمات‏، علنی‏ انجام‏ می‏شود و حضور افراد بلامانع است‏ مگر آن‏ كه‏ به‏ تشخیص‏ دادگاه‏، علنی‏ بودن‏ آن‏ منافی‏ عفت‏ عمومی‏ یا نظم‏ عمومی‏ باشد یا در دعاوی‏ خصوصی‏ طرفین‏ دعوا تقاضا كنند كه‏ محاكمه‏ علنی‏ نباشد.» علیرغم تضمین مندرج در قانون اساسی، حق برخورداری از محاکمه علنی مرتباً در ایران نقض می‏شود.

[119]   حسن یوسفی اشکوری، «اسناد دادگاه کنفرانس برلین – لایحه دفاع از اتهامات کیفرخواست»، Yousefieshkevari.com (12 اردیبهشت 1390) ، قابل دسترسی در http://yousefieshkevari.com/?p=1816 .

[120]   همان.

[121]   همان. اشکوری همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان یک نمونه از نهادهای جمهوری اسلامی که می‏تواند قوانین اسلامی را تغییر دهد ذکر کرد. بر طبق قانون اساسی ایران هنگامی که شورای نگهبان قانونی را که به تصویب مجلس رسیده است مغایر با اسلام یا قانون اساسی ایران تشخیص دهد، مجمع تشخیص مصلحت نظام می‏تواند به عنوان داور نهایی عمل نماید و اختیار دارد قوانینی را به تصویب برساند که با اسلام همخوانی ندارند.

[122]   حسن یوسفی اشکوری، «اسناد دادگاه کنفرانس برلین – حکم دادگاه بدوی»،  Yousefieshkevari.com (19 اردیبهشت 1390)، قابل دسترسی در  http://yousefieshkevari.com/?p=1824 .

[123]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری»، رک. زیرنویس 85. زندانیان در بسیاری از زندان‏های ‏ایران از قبیل اوین و رجایی شهر به برنامه‏ها‏ی تلویزیون دولتی ایران دسترسی دارند. اما هنگامی که زندانی در سلول انفرادی به سر می‏برد و یا در حال گذراندن مرحله بازجویی می‏باشد به تلویزیون دسترسی ندارد.

[124]   همان.

[125]   یوسفی اشکوری، رک. زیرنویس 122.

[126]   همان.

[127]   همان.

[128]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری»، رک. زیرنویس 85.

[129]   همان.

[130]   همان.

[131]   همان.

[132]   همان.

[133]   «حسن یوسفی اشکوری آزاد شد»، بی بی سی فارسی (6 فوریه 2005، 3:21 عصر)، قابل دسترسی در http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/02/050206_a_eshkevari.shtml .

[134]   همان.

[135]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حسن یوسفی اشکوری»، رک. زیرنویس 85.

[136]   حلیة المتقین که از آثار فارسی علامه مجلسی می‏باشد مجموعه‏ای ‏از احادیث در مورد آداب و رفتارهای مورد تایید در اسلام می‏باشد. نگاه کنید به «حلیةالمتقین»، دایرةالمعارف ایرانیکا [ENCYCLOPAEDIA IRANICA] (3 فروردین 1391)، قابل دسترسی در http://www.iranicaonline.org/articles/helyat-al-mottaqin .

[137]   «متن کامل رأی دادگاه عمومی تهران در خصوص پرونده متهم هاشم آغاجری»، خبرگزاری فارس (2 مرداد 1383، 7:18 عصر)، قابل دسترسی در http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8305020109 . رییس جمهور وقت، محمد خاتمی، در طی سخنانی در اردبیل گفت « از دشمنان توقعی جز این نیست که روحانیت و مرجعیت را تضعیف و اگر بتوانند نابود کنند، اما سوال این است که تضعیف روحانیت به نام روشنفکری و اصلاح‌گری چرا؟ روشنفکر واقعی کسی است که در جهت تقویت نظام و نهاد روحانیت برآید.» کروبی سخنگوی مجلس گفت «[شریعتی] تقلید را اصلا تایید می‌کند و ستایش هم می‌کند. از حوزه‌های علمیه به بهترین عبارت تجلیل می‌کند این درست نیست که شما از آن بیچاره هم آبرو ببرید.»

[138]   «توضیحات دادگستری استان همدان در مورد روند رسیدگی به اتهامات آغاجری»، ایسنا (15 تیر 1381، 4:01 عصر)، قابل دسترسی در http://isna.ir/fa/new/8104-03249 .

[139]   «متن کامل رأی دادگاه عمومی تهران در خصوص پرونده متهم هاشم آغاجری»، رک. زیرنویس 137.

[140]  «آغاز محاکمه علنی هاشم آغاجری»، ETTELAAT.NET، قابل دسترسی در http://ettelaat.net/04-07/a_g_e_g_m.htm (تاریخ دسترسی: 3 مرداد 1393).

[141]   همان. حزب مؤتلفه، یک سازمان سیاسی اصولگرا که به بازاریان نزدیک است، گذشته‏اش به سال 1341 می‏رسد. بر طبق وبسایت این حزب، مؤتلفه به توصیه آیت‏الله ‏‏خمینی تأسیس شد. مؤتلفه هرگز هیچیک از قوای سه‌گانه حکومت ایران را در اختیار نداشته است.

[142]   «متن کامل دادنامه سید هاشم آغاجری/ 1»، ایسنا (18 آبان 1381، 7:19 عصر)، قابل دسترسی در

.http://www.isna.ir/fa/news/8108-05128/-حقوقي-متن-كامل-دادنامه-ي-سيد-هاشم-آغاجري

[143]   «هاشم آغاجری به اعدام، 8 سال حبس، 74 ضربه شلاق و 10 سال محرومیت از تدریس محکوم شد»، ایسنا (16 آبان 1381)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8108-04519 .

[144]   «متن کامل دادنامه سید هاشم آغاجری/ 2»، ایسنا (18 آبان 1381، 7:38 عصر)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8108-05124 .

[145]   همان.

[146]   همان.

[147]   «جلسه مطبوعاتی تشریح آخرین وضعیت پروند‏ه‏ها‏شم آغاجری/ 2»، ایسنا (22 آبان 1381، 2:29 عصر)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8108-06426 .

[148]   چون آغاجری در مورد اتهام اول به اعدام محکوم شده بود، مجازات‏های ‏اضافی دیگر در آن مرحله صرفا جنبه تشریفات داشت.

[149]   «متن کامل دادنامه سید هاشم آغاجری/ 2»، رک. زیرنویس 144.

[150]   آغاجری طی مصاحبه‏ای ‏در آذر 1392 اظهار داشت اگر به خاطر تظاهرات دانشجویان نبود، وی را اعدام کرده بودند. نگاه کنید به امیر کلهر و محسن آزموده، «دانشجویان من را نجات دادند»، اعتماد (25 آذر 1392)، قابل دسترسی در  http://www.etemaad.ir/Released/1392-09-25/345.htm#261378 .

[151]   «بیانیه دفتر تحکیم وحدت (منتخب شیراز) در باره حکم بدوی دادگاه آغاجری»، ایسنا (17 آبان 1381، 1:21 عصر)، قابل دسترسی در http://isna.ir/fa/news/8108-04645 .

[152]   «در باره حکم آغاجری: بسیج‏های ‏دانشجویی تعدادی از دانشگا‏ه‏ها‏ی تهران به رئیس قوه قضائیه نامه نوشتند»، ایسنا (18 آبان 1381، 5:58 عصر)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8108-05106 .

[153]   «در اعتراض به حکم آغاجری: جمعی از مدیران گرو‏ه‏ها‏ی علمی دانشگاه تربیت مدرس استعفا کردند»، ایسنا (19 آبان 1381، 5:51 عصر)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8108-05446 .

[154]   «نگاهی گذرا به روند پرونده آغاجری»، ایسنا (10 مهر 1390، 1:49 عصر)، قابل دسترسی در  http://www.isna.ir/fa/news/8305-00236 .

[155]   حیدر منصوری، «حکم دادگاه اولیه ‏ها‏شم آغاجری مبنی بر ارتداد»، مباحث حقوقی (10 مهر 1390، 6:40 عصر)، قابل دسترسی در http://hoghough82.blogfa.com/post-104.aspx .

[156]   «تأئید حکم اعدام آغاجری»، بی بی سی فارسی (14 اردیبهشت 1383، 6:45 عصر)، قابل دسترسی در http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/05/040503_si_aghajarideathsentence.shtml .

[157]   «رهبری انقلاب خواهان تجدید نظر در پرونده آغاجری شدند»، ایسنا (26 اردیبهشت 1383، 7:49 عصر)، قابل دسترسی در http://www.isna.ir/fa/news/8302-11694 .

[158]   همان.

[159]   «در پی اظهارات رئیس محترم قوه قضاییه در مورد پرونده آغاجری؛ ایسنا بر صحت جزء به جزء خبر شنبه شب خود تأکید می‏کند»، ایسنا (28 اردیبهشت 1383، 19:27 عصر)، قابل دسترسی در http://isna.ir/fa/news/8302-12683 .

[160]   «حکم اعدام آغاجری نقض شد»، ایسنا (12 خرداد 1383، 9:31 صبح)، قابل دسترسی در http://isna.ir/fa/news/8303-05235 .

[161]   «آیت‏الله ‏‏سجادی: به لغو حکم اعدام آغاجری افتخار می‏کنم»، فرارو (21 اسفند 1386، 1:10 عصر)، قابل دسترسی در http://fararu.com/fa/news/9085 .

[162]   همان.

[163]   همان.

[164]   همان.

[165]  «آغاز محاکمه علنی هاشم آغاجری»، رک. زیرنویس 140.

[166]  «متن کامل رأی دادگاه عمومی تهران در خصوص پرونده متهم هاشم آغاجری»، رک. زیرنویس 137.

[167]  علی اکبر دارینی، «استاد ایرانی از زندان آزاد شد» [Ali Akbar Dareini, Iranian Professor Freed From Jail]، گاردین [THE GUARDIAN] (12 مرداد 1383، 5:12 صبح)، قابل دسترسی در http://www.theguardian.com/world/2004/aug/02/highereducation.internationaleducationnews .

[168]  به گفته منابع دیگر، نام کوچک غرابات، عبدالرضا بود، برای مثال نگاه کنید به «دروغگویی که ادعای خدایی داشت اعدام شد»، الف (11 بهمن 1389، 5:23 عصر)، قابل دسترسی در http://alef.ir/vdcaemno.49nyw15kk4.html?9wml .

[169]  «خدای کچل در خوزستان اعدام شد»، مشرق (11 بهمن 1389، 1:15 عصر)، قابل دسترسی در http://www.mashreghnews.ir/fa/news/27309 .

[170]  «جشن تولد یک مدعی خدایی در خوزستان»، مشرق (6 شهریور 1389، 2:03 عصر)، قابل دسترسی در http://www.mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4744 .

[171]   همان.

[172]   ترجمه این دعا به شرح زیر است: به نام تو ای خدای من [مظهر] مهر و محبت. اگر زبان قادر به بیان باشد، هرگز باز نخواهد ایستاد. راه و روش خود، آنچه هستی و آنچه می‏دانی را به ما بیاموز؛ ظاهر و باطنت را. تا شاید به نام خداوند ما بتوانیم از قربت تو سهمی داشته باشیم، زیرا بزرگی تو برای افراد حقیری چون ما، ناآشناست. آنچه در درون و بیرون ماست را بپرور تا بیش از آنچه تا کنون تو را خسته کرده ایم، تو را فرسوده نکنیم. امروز به برکت تولدت، از تو می‏خواهیم به ما قدرت بدهی تا بتوانیم با مشکلات مقابله کنیم. تا بتوانیم خادمان مطیعی باشیم که در درگاه آفریدگار بزرگوار و بخشنده، مؤدب و مهربان باشیم. خدایا در بزرگداشت این تولد امیدواریم که همانگونه که به ما آموخته ای، برکت و هدایت عظیم خود را شامل حال ما نمایی و عقل و توانایی به ما ارزان فرمایی که در پیشگاه تو بندگان تو محسوب شویم. بر ما و آنچه هست و نیست مبارک باشد. خدایی نیست مگر تو، ما تباهیم و آرزوی نابودی داریم. ما نشئه ایم و ای کاش هرگز هشیار نشویم. آرزو می‏کنیم هرگز از این مستی بیدار نشویم و ناظر به تو باشیم و به زندگی در کنار تو و خدمت با تو  ای خدای عالم. تو که هر صبح لبخند من هستی و هر شام مورد علاقه و توجه من. تو را دوست دارم زیرا تو اشک چشمانم هستی و شادی قلبم و شمع من در تاریکی. تو را دوست دارم تو که در باغ عشق گل من هستی، تو که در شعر من عشق هستی و در سفر من یا ر من. خدای من تو را سپاس می‏گذارم و حضورت را خوش آمد می‏گویم.

[173]   «جشن تولد یک مدعی خدایی در خوزستان»، رک. زیرنویس 170.

[174]   «اعدام یک فرمانده سابق سپاه  در اهواز به اتهام «ادعای ارتباط با امام زمان»»، العربیه (30 ژانویه 2011، 6:39 عصر)، قابل دسترسی در http://www.alarabiya.net/articles/2011/01/29/135543.html .

[175]  «خدای دروغگو در اهواز به دار مجازات آویخته شد»، خبرگزاری فارس (11 بهمن 1389، 4:11 عصر)، قابل دسترسی در http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8911111212 .

[176]   «اعدام یک فرمانده سابق سپاه  در اهواز به اتهام «ادعای ارتباط با امام زمان»»، رک. زیرنویس 174. 

[177]  «حکم اعدام روح الله توانا که محصول تفتیش عقاید است را متوقف کنید» [Stop Death Sentence in Inquisition Trial]، کمپین بین‏الملل‏‏ی حقوق بشر در ایران [INTERNATIONAL CAMPAIGN FOR HUMAN RIGHTS IN IRAN] (20 فوریه 2014)، قابل دسترسی در http://www.iranhumanrights.org/2014/02/inquisition/ .

[178]   «سند – ایران: محکوم به مرگ به دلیل توهین به پیامبر: روح الله توانا» [Document- Iran: Facing Death for Insulting the Prophet: Rouhollah Tavana]، سازمان عفو بین‏الملل‏‏ (1 اسفند 1392)، قابل دسترسی در http://www.amnesty.org/en/library/asset/MDE13/012/2014/en/93531c73-2309-4fdf-994a-c5ecc8565248/mde130122014en.html .

[179]   «حکم اعدام روح الله توانا که محصول تفتیش عقاید است را متوقف کنید»، رک. زیرنویس 177.

[180]   «سند – ایران: محکوم به مرگ به دلیل توهین به پیامبر: روح الله توانا»، رک. زیرنویس 178.

[181]   «حکم اعدام روح الله توانا که محصول تفتیش عقاید است را متوقف کنید»، رک. زیرنویس 177.

[182]   «سند – ایران: محکوم به مرگ به دلیل توهین به پیامبر: روح الله توانا»، رک. زیرنویس 178.

[183]   «حکم اعدام روح الله توانا که محصول تفتیش عقاید است را متوقف کنید»، رک. زیرنویس 177.

[184]   همان.

[185]   همان.

[186]   همان.

[187]   همان.

[188]   همان.

[189]   «سند – ایران: محکوم به مرگ به دلیل توهین به پیامبر: روح الله توانا»، رک. زیرنویس 178.

[190]   «هیچکس در ایران مایل نیست فرزندم را نجات دهد» [No One In Iran Is Willing To Save My Son]، توانا [TAVAANA] (30 بهمن 1392)، قابل دسترسی در

https://tavaana.org/en/content/no-one-iran-willing-save-my-son .

[191]   همان.

[192]   همان.

[193]   همان.

[194]   همان.

[195]   همان.

[196] قانون مجازات اسلامی، 1392، ماده 263، قابل دسترسی در

http://rc.majlis.ir/fa/news/show/845002 .

[197]   به منظور حفظ هویت شاهد از نام مستعار استفاده شده است.

[198]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با داوود» (4 فروردین 1393) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).

[199]   اگرچه داوود اظهار داشته بود که وی مسیحی دیگری را در تبریز نمی‏‏شناخت اما باید متذکر شد که در آن شهر یک جامعه مسیحی ارمنی وجود دارد. ارامنه یک اقلیت قومی نیز هستند و اکثر آنان مسیحی ارتدکس می‏باشند.

[200]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با داوود»، رک. زیرنویس 198.

[201]   همان.

[202]   همسر داوود پس از 35 روز، یعنی 5 روز پیش از داوود آزاد شد.

[203]   این مبلغ بر طبق نرخ ارز در سال 1388 تقریباً معادل 000ر30 دلار امریکا می‏باشد.

[204]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با داوود»، رک. زیرنویس 198.

[205]   ایلام در وبسیات خود می‏نویسد «هدف  ایلام تقویت و توسعه کلیسا در ناحیه ایران و ماورای آن می‏باشد.» نگاه کنید به  «ایلام» [Elam]، قابل دسترسی در www.elam.com  (تاریخ دسترسی: 3 مرداد 1393).

[206]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با داوود»، رک. زیرنویس 198.

[207]  همان.

[208]  «هزینه ایمان: آزار و اذیت و تعقیب قضایی پروتستان ها و نوکیشان مسیحی در ایران» [The Cost of Faith: Persecution of Christian Protestants and Converts in Iran]، کمپین بین‏الملل‏‏ی حقوق بشر در ایران، ص. 32 (2013)، قابل دسترسی در

 http://www.iranhumanrights.org/wp-content/uploads/Christians_report_Final_for-web.pdf .

[209]  شهرام قهرمانی، «مسیحیانی که در 20 سال گذشته توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند»، گویا (7 فوریه 2011، 4:35 عصر)، قابل دسترسی در http://www.gooya.com/external/my.gooya.com/permalink/3420.html .

[210]  «هزینه ایمان: آزار و اذیت و تعقیب قضایی پروتستان ها و نوکیشان مسیحی در ایران»، رک. زیرنویس 208، ص. 32.

[211]   الیسدر پالمر [Alaisdair Palmer]، «حلق آویز شدن به جرم مسیحیت در ایران» [Hanged for being a Christian in Iran] ، روزنامه تلگراف [The Telegraph] (11 اکتبر 2008)، قابل دسترسی در http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/3179465/Hanged-for-being-a-Christian-in-Iran.html .

[212]   همان.

[213]   همان.

[214]  «30 روز بازداشت بدون اتهام یک مسیحی در مشهد»، رادیو فردا (20 سپتامبر 2008)، http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Christan_Soodmand/465661.html .

[215] «یادبود: حسین سودمند»، بنیاد عبدالرحمن برومند، قابل دسترسی در http://www.iranrights.org/memorial/story/41705/hossein-sudmand  (تاریخ دسترسی:  4 مرداد 1393).

[216]   همان.

[217]   همان.

[218]   مارک الیس [Mark Ellis]، «دختر شهید ایرانی، شور و شوق پدرش را در قلب دارد» [Daughter of Martyred Iranian Carries her Father’s Zeal]، وبلاگ گاد ریپورتس [GOD REPORTS BLOG] (2 ژوئیه 2013)، قابل دسترسی در

 http://blog.godreports.com/2013/07/daughter-of-martyred-iranian-carries-her-fathers-zeal/ .

[219]   همان.

[220]   پالمر، رک. زیرنویس 211؛ «30 روز بازداشت بدون اتهام یک مسیحی در مشهد»، رک. زیرنویس 214.

[221] «رامتین سودمند آزاد شد»، رادیو فردا (25 اکتبر 2008)، قابل دسترسی در http://www.radiofarda.com/content/f6_Iran_Soodmand_Releasing/470368.html .

[222]  همان. این مبلغ بر طبق نرخ ارز در سال 1387 تقریباً برابر با 000ر31 دلار می‏شد.

[223]   «کشیش ندرخانی از زندان آزاد شد»، بی بی سی فارسی (8 سپتامبر 2012، 2:53 عصر)، قابل دسترسی در http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/09/120908_mgh_nadarkhani_released.shtml .

[224]   سعید کمالی دهقان، «کشیش ایرانی از زندان آزاد شد» [Iranian Christian Pastor Released From Jail]، گاردین [THE GUARDIAN] (8 سپتامبر 2012، 10:59 صبح)، قابل دسترسی در http://www.theguardian.com/world/2012/sep/08/iranian-christian-pastor-released-jail .

[225]   در مورد این پرونده دادگاه تجدید نظر استان گیلان، دادگاه بدوی بود.

[226]   «حکم بی سابقه اعدام به اتهام ارتداد برای کشیش مسیحی»، کمپین بین‏المللی حقوق بشر در ایران (7 دسامبر 2010)، قابل دسترسی در http://www.iranhumanrights.org/2010/12/khanjani-nadarkhani-apostasy/ .

[227]   همان.

[228]   همان.

[229]   همان.

[230]   همان.

[231]   همان. تحریرالوسیله مهم ترین رساله آیت‏الله ‏‏خمینی در مسایل فقهی اسلامی است. آیت‏الله ‏‏محمد رضا گلپایگانی، آیت‏الله ‏‏صافی گلپایگانی، آیت‏الله ‏‏مکارم شیرازی، و آیت‏الله ‏‏بهجت فومانی روحانیون ارشد شیعه و «مراجع تقلید» به شمار می‏آیند؛ این سمتی است که به آن گروه از روحانیون ارشد شیعه تعلق می‏گیرد که می‏توانند در موضوعات مذهبی پیرو داشته باشند. اگر چه آیت‏الله ‏‏خامنه‏ای ‏به عنوان مرجع تقلید شناخته نمی‏‏شود اما احکام مذهبی وی به دلیل سمت وی به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، دارای اهمیت است.

[232]   «هزینه ایمان: آزار و اذیت و تعقیب قضایی پروتستان ها و نوکیشان مسیحی در ایران»، رک. زیرنویس 208، ص. 34.

[233]   «بیانیه سخنگو در باره محکومیت کشیش یوسف ندرخانی» [Statement by the Press Secretary on Conviction of Pastor Youcef Nadarkhani]، کاخ سفید (29 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در http://www.whitehouse.gov/the-press-office/2011/09/29/statement-press-secretary-conviction-pastor-youcef-nadarkhani؛ «بیانیه سخنگوی کاترین اشتون نماینده ارشد اتحادیه اروپا در مورد پرونده یوسف ندرخانی» [Statement by the spokesperson of EU High Representative Catherine Ashton on case of Youcef Nadarkhani]، شورای اتحادیه اروپا (24 فوریه 2012)، قابل دسترسی در   http://www.consilium.europa.eu/uedocs/cms_Data/docs/pressdata/EN/foraff/128146.pdf ؛ میشل کبین [Michele Chabin]، «تحولات ممکن در پرونده یوسف ندرخانی» [Possible Development in Youcef Nadarkhani Case]، دفتر ملی کاتولیک (11 اکتبر 2011)،  قابل دسترسی در

 http://www.ncregister.com/daily-news/iran-sets-retrial-for-christian-pastor-youcef-nadarkhani .

[234]   «دیوان عالی کشور: پرونده ارتداد یوسف ندرخانی نقض شده است»، رادیو فردا (11 اکتبر 2011)، قابل دسترسی در http://www.radiofarda.com/content/f5_iran_high_court_rejects_allgation_case_on_iran_pastor_returned_the_case_to_initial_court/24356457.htm  .

[235]   همان.

[236]   «هزینه ایمان: آزار و اذیت و تعقیب قضایی پروتستان ها و نوکیشان مسیحی در ایران»، رک. زیرنویس 208، ص. 34.

[237]   همان.

[238]  «مسئله بهائیت: پاکسازی فرهنگی در ایران»، جامعه جهانی بهایی (2008)، قابل دسترسی در http://news.bahai.org/documentlibrary/TheBahaiQuestion.pdf .

[239]   «مکاتبه  از طریق ایمیل با یکی از منسوبین ذبیح الله محرمی» (17 آوریل 2014) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).

[240]  « حکم اعدام ایرانی آقای ذبیح الله محرمی: ترجمه موقت از متن فارسی»، کتابخانه اینترنتی بهایی (1996)، قابل دسترسی در http://bahai-library.com/dhabihullah_mahrami_musa_talibi#0 .

[241]   همان.

[242]   همان.

[243]   «مکاتبه از طریق ایمیل با یکی از منسوبین ذبیح الله محرمی»، رک. زیرنویس 239.

[244]   حکم اعدام ایرانی آقای ذبیح الله محرمی: ترجمه موقت از متن فارسی »، رک. زیرنویس 240.

[245]   همان.

[246]   همان.

[247]   همان.

[248]   همان.

[249]   «محفل روحانی ملی ایالات متحده امریکا تخفیف مجازات آقای محرمی را تأئید می‏کند»، کتابخانه اینترنتی بهایی (1996)، قابل دسترسی در http://bahai-library.com/dhabihullah_mahrami_musa_talibi#0 .

[250]   «مرگ مرموز یک بهایی در زندان یزد: مصاحبه با سخنگوی جامعه بهاییان»، رادیو فردا (20 دسامبر 2005)، قابل دسترسی در http://www.radiofarda.com/content/article/315419.html .

[251]   همان.

[252]   کنوانسیون حقوق بشر اروپا، ماده 7، 4 نوامبر 1950، معاهدات سازمان ملل، شماره 213، بخش 221 [ 213 U.N.T.S. 221]، قابل دسترسی در http://www.echr.coe.int/Documents/Convention_ENG.pdf

[253]  میثاق بین‏المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 1-18، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل شماره 999، بخش 171 [999 U.N.T.S. 171]، قابل دسترسی در  http://www.ohchr.org/en/professionalinterest/pages/ccpr.aspx .

[254]  اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده 7، قطعنامه 217(A)(III) مجمع عمومی سازمان ملل، سند سازمان مللA/810 [U.N. Doc. A/810] در ص. 71 (1948).

[255]   میثاق بین‏المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 26، رک. زیرنویس 253.

[256]   میثاق بین‏المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 2-6، رک. زیرنویس 253.

[257]   کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 6، پاراگراف 7، سند سازمان ملل HRI/GEN/1/Rev.1  ، ص. 6 (1994).

[258]   اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده 2-11، رک. زیرنویس 254.

[259]   فبیان او. ریموند، اصول کلی حقوق در تصمیمات هیأت‏های ‏داوری و دادگا‏ه‏ها‏ی کیفری بین‏المللی 2 [FABIÁN O. RAIMONDO, GENERAL PRINCIPLES OF LAW IN THE DECISIONS OF INTERNATIONAL CRIMINAL COURTS AND TRIBUNALS] (2008).

[260]  کمیته حقوق بشر سازمان ملل، تفسیر عمومی شماره 29، پاراگراف 7، سند سازمان ملل CCPR/C/21/Rev.1/Add.11، (2001).

[261]   دادگاه حقوق بشر اروپا که در سال 1959 تأسیس گردید یکی از مهمترین دادگا‏ههای بین‏المللی در جهان است. این دادگاه در مورد کلیه موارد نقض حقوق مدنی و سیاسی که در کنوانسیون حقوق بشراروپا به دقت شرح داده شده، صلاحیت قضایی دارد.

[262]   کنوانسیون حقوق بشر اروپا، ماده 7، 4 نوامبر 1950، E.T.S. 5، قابل دسترسی در http://www.echr.coe.int/Documents/Convention_ENG.pdf .

[263] عبارت nullum crimen, nulla poena sine lege که آن را می‌توان به «هیچ جرمی بدون قانون» ترجمه کرد، اصلی حقوقی است مبنی بر اینکه نمی‌توان فردی را مجازات کرد مگر برای عملی که پیشتر جرم تلقی شده باشد.   

[264]    «کاکیناکیس علیه یونان» [Kokkinakis v. Greece]، دادگاه حقوق بشر اروپا، شماره 17، بخش 397 (1994)[ 17 Eur. Ct. H. R.  397 (1994]، قابل دسترسی در http://hudoc.echr.coe.int/sites/eng/pages/search.aspx?i=001-57827 . در پرونده کاکیناکیس علیه یونان موضوع این بود که آیا محکومیت بر پایه قانونی که تبلیغ مذهبی را منع می‏کند، مورد تأئید کنوانسیون حقوق بشر اروپا قرار می‏گیرد یا خیر. قانون مورد نظر می‌گفت: 1) هر کس که تبلیغ مذهبی کند مشمول مجازات حبس و جریمه از 1000 تا 50000 دراخما می‏شود. علاوه بر این او به مدت شش ماه تا یک سال تحت نظر پلیس قرار خواهد داشت که مدت آن را دادگاه هنگام صدور محکومیت تعیین خواهد کرد. مجازات حبس نمی‏‏تواند به پرداخت جریمه تخفیف یابد. 2) «تبلیغ مذهبی» مخصوصاً به معنای هر گونه تلاش مستقیم یا غیر مستقیم برای تحمیل عقاید مذهبی به شخصی که دارای اعتقادات مذهبی دیگری می‏باشد با این هدف که عقاید شخص مزبور را تضعیف نماید چه به وسیله هر گونه تشویق یا دادن وعدۀ پاداش یا حمایت‏های ‏اخلاقی یا کمک‏های ‏مادی باشد، و چه با توسل به تقلب یا بهره گرفتن از بی تجربگی، اعتماد، نیاز، کم عقلی یا ساده لوحی شخص باشد. 3) ارتکاب به چنین تخلفی در مدرسه یا هر محیط آموزشی دیگر یا مؤسسات خیریه به ویژه شدت جرم را افزایش می‏دهد.

دادگاه حقوق بشر اروپا رأی داد که این قانون به اندازه کافی دقیق است که الزامات ماده 7 را برآورده سازد. اما دادگاه با استناد به موازین ‏مربوط به حفاظت از آزادی مذهبی، محکومیت را لغو نمود.

[265]   گزارشگر ویژه [سازمان ملل] در مورد ارتقاء و محافظت از حقوق بشر و آزادی‏های ‏‏اساسی در مقابله با تروریسم، «ارتقاء و محافظت از حقوق بشر» [Promotion and Protection of Human Rights]، پاراگراف 46، سند سازمان ملل E/CN.4/2006/98   (25 دسامبر 2008)، قابل دسترسی در http://www.coe.int/t/dlapil/codexter/3_CODEXTER/Working_Documents/2006/Sheinin%20E-CN.4-2006-98.pdf .

[266]   ساندی تایمز علیه بریتانیا [The Sunday Times v. United Kingdom]، دادگاه حقوق بشر اروپا، شماره 2، بخش 245 (1979) [2 Eur. Ct. H. R. 245 (1979)]، قابل دسترسی در

http://bit.ly/1u4S2bm

[267]   همان.

[268]   «فکت بوک جهانی: ایران»، سازمان مرکزی اطاعات، سیا [The World Factbook: Iran CENTRAL INTELLIGENCE AGENCY]، قابل دسترسی در

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html .

به اشتراک بگذارید:
  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب:

برچسبی برای این خبر وجود ندارد