خاطرات تسخیر کننده: اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال 1358
این گزارش شرح کاملی می باشد از دادگاهها و اعدامهای سریعی که در مرداد و شهریور 1358 در مناطق کردنشین ایران اتفاق افتادند. به دنبال دستور آیت الله خمینی مبنی بر سرکوب کردها، آیت الله صادق خلخالی دستور اعدام دهها نفر از کردها را در عرض چند هفته صادر کرد. با اینکه این اتفاقات سی سال پیش افتادند همچنان حایز اهمیت هستند چرا که در اصل صرفاً پیش در آمدی بر سرکوب مستمر و متمادی اقلیتهای قومی توسط جمهوری اسلامی می باشند.
1. پیشگفتار
در روز 21 مرداد 1358، فقط چند ماه پس از استقرار جمهوری اسلامی ایران، رهبر آن، آیت الله روحالله خمینی به گروهی از آموزگاران مسلمان در مورد یک دشمن مشترک اخطار داده و گفت:
«اینها از اسلام میترسند. اینها از قوانین اسلام میترسند. اینها میخواهند که اسلام نباشد، گرچه هر چیز دیگری باشد و این توطئه است. از آن وقتی که توطئه شد دیگر ما نمیتوانیم تا آخر تحمل کنیم و توطئهها را بپذیریم. مسئله، مسئله اسلام است و مسئله مصالح مسلمین و اسلام. ما نمیتوانیم مسامحه کنیم.»[1]
اگرچه اعلام خطر وی میتوانست اشارهای به طرفداران شاهِ اخیراً تبعید شده و یا اعضاء گروههای چپ مخالف باشد، اما او در واقع در مورد کردها – یعنی بزرگترین اقلیت قومی کشور سخن میگفت. کردها، که تقریباً تمامیشان مسلمان هستند، از انقلاب حمایت کرده بودند و به دنبال نوعی خودمختاری در ایران پس از انقلاب بودند. خمینی هرگونه خودگردانی – توسط کردها و نیز دیگر اقلیتهای قومی در ایران را – غیر اسلامی تلقی کرده و در نتیجه غیرقابل قبول میپنداشت.
فقط چند روز پس از این سخنرانی، خمینی فتوائی صادر کرده و به ارتش و نیز سپاه تازه تشکیل شده پاسداران انقلاب اسلامی فرمان داد تا کردها را در هم کوبیده و کنترل نواحی کردنشین در شمال غرب ایران را به دست گیرند. نیروهای دولتی به مدت سه هفته دست به حملات خونینی زدند که طی آن شهرها را با توپخانه و تانک و نیز بمباران هوائی به محاصره درآوردند. تا اوایل شهریور آنها شهرهای اصلی را تحت کنترل درآورده بودند و مبارزان کرد (پیشمرگهها) به کوهستانها گریخته و از آنجا به مبارزات چریکی خود ادامه میدادند.
اما خمینی تنها به اعزام ارتش و اعضاء پاسداران انقلاب به این نواحی اکتفا نکرد. او برای ایجاد هراس هر چه بیشتر، یار دیرین خود، آیتالله صادق خلخالی را هم به منظور اجرای محاکمات شتابزده و صدور فرمان اعدام این به اصطلاح شورشیان، اعزام داشت. خلخالی، تا آن هنگام به عنوان رئیس دادگاه تازه تأسیس انقلاب اسلامی، به دلیل اشتیاقش برای اجرای محاکمات شتابزده و صدور فرمانهای اعدام، از جمله فرمان اعدام شاه در تبعید، به «قاضی طناب دار» شهرت یافته بود.
در طول ماه های مرداد و شهریور، در حالیکه نیروهای دولتی کنترل شهرهای نواحی کردنشین را به دست میگرفتند، خلخالی و دستیارانش برای چندین هفته به محاکمه مردان، زنان، و پسرانی که بدون هیچگونه حکم جلب و یا اتهامی دستگیر شده بودند، پرداختند. او و دستیارانش سوالات مختصری از زندانیان میپرسیدند و سپس آنها را به جرائمی از قبیل «مفسد فیالارض و محاربه با خدا و رسول خدا» و ابراز حمایت از احزاب سیاسی کرد، «شرکت مستقیم در وقایع مریوان» و «جمعآوری افراد مسلح» محکوم نموده و بعد آنها را به جوخههای آتش میسپردند. تمام این مراحل معمولاً فقط یک روز و گاهی تنها چند ساعت به طول میانجامید. به خانوادههای قربانیان از پیش در باره این اعدامهای قریبالوقوع اطلاعی داده نمیشد. به بسیاری از آنان گفتند که قرار است عزیزانشان آزاد شوند، در حالیکه بعد دریافتند آنها را اعدام کردهاند. برخی مجبور شدند در میان تل اجساد پوشیده از یخ به دنبال جسد عزیزانشان بگردند. در بعضی موارد، خانوادهها هرگز اجساد مورد نظرشان را پیدا نکردند. اگرچه تعداد کل اعدامها معلوم نیست، اما بر اساس آنچه در آن زمان گزارش شده، 80 تن در طول سه هفته اعدام شدند.[2]
روزنامههای ایران در باره سبعیت خلخالی گزارشهائی منتشر نمودند و نهایتاً اخبار این اعدامها در سراسر جهان انتشار یافت. یک عکس از اعدام 11 مرد در شهر سنندج (که بر روی جلد این گزارش مشاهده میکنید) جایزه پولیتزر را در سال 1359 به خود اختصاص داد و تصویری بهت آور از وحشیگری رژیم جدید و بیارزش انگاشتن جان انسان توسط این رژیم را به دست میدهد. کمیسیون فرعی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر این اعدامها را محکوم نمود. اگرچه عاقبت خلخالی از سمتش به عنوان رئیس دادگاه انقلاب عزل گردید – اما پس از آنکه وی دستور اعدام صدها تن را که معتقد بود مخالفان سیاسی میباشند، صادر نمود – همچنان وی یکی از افراد خودی رژیم جمهوری اسلامی باقی ماند. جمهوری اسلامی هرگز در باره موارد نقض حقوق بشر و جنایاتی که خلخالی تحت هدایتهای خمینی در نواحی کردنشین مرتکب شده بود، هیچگونه رسیدگی و تحقیقی انجام نداد.
این گزارش شرح مفصلی از محاکمات و اعدامهای شتابزده و غیر قانونی خلخالی در نواحی کردنشین ایران در طی ماههای مرداد و شهریور 1358 را ارائه میدهد. گزارش با شرح مختصری از تاریخچه و فرهنگ غنی کردهای ایران آغاز میگردد. بخش دوم به بررسی دوران پس از انقلاب میپردازد که در طی آن تنشهای فزاینده، در فتوای مذبوحانه خمینی به اوج رسیده و منجر به حملات نظامی و اعدامها میگردد. این بخش بازدیدهای خلخالی از پنج شهر پاوه، مریوان، سنندج، سقز، و مهاباد را توصیف میکند و شامل شهادت مفصل شهود و نیز شرح وقایع از زبان مطبوعات آن دوره میباشد. به دنبال آن بخش کوتاهی خواهد آمد که به تجزیه و تحلیل نقض مسئولیتهای رژیم نسبت به قوانین کشوری و بینالمللی در ارتباط با احترام به حق حیات شخص، برخورداری از یک محاکمه عادلانه، آزادی بیان و تجمع، و جبران خسارت میپردازد.
این گزارش صرفاً به شرح یک رویداد سبعانه از موارد متعددی که رژیم جمهوری اسلامی در نواحی کردنشین و نیز دیگر مناطق ایران مرتکب شده میپردازد. این نبردها و کشتارها در مناطق کرد ادامه یافت و عاقبت منتج به یک جنگ تمام عیار گردید که سالها ادامه یافت. ایرانیان کرد به علاوه دیگر اقلیتهای قومی به کار برای حفظ حقوق سیاسی و فرهنگی خود ادامه دادند، و جمهوری اسلامی هم به دستگیری، شکنجه و حبس کردها ادامه داد.
